تبليغاتX
دشت
نشریه فرهنگی، دینی، اجتماعی استان گلستان

من آدم حسودی نیستم اما از این که عده ای به نام مدیرمسوول امتیاز نشریه دارند، به راحتی در حوض کوچک خود حکمرانی می کنند و خود را حاکمان بی چون و چرای فرهنگ و اندیشه می دانند سخت است. البته تقصیری بر آنان مرتبط نیست چرا که گناه از حکومت است که چنین تبعیض فرهنگی را به وجود آورده است اما... بهرحال با همه گیر شدن روزنامه نگاری اینترنتی و وبلاگ نویسی من هم برای خود حوزه نفوذ و مهمتر از آن محدوده اختیار به وجود آوردم که در ادامه به سودای داشتن وب سایت شصت هزار تومانی پولی را هزینه کردم و برادر عزیزم احمد خطیری دوماین آن را هم به نام همین دشت ثبت کرد، ولی نشد و طراحی آن مانده است که مانده. برای همین دوباره برگشتم سر همان خانه اول تا یک بار دیگر جدی تر آن را بپیمایم. تا چه پیش آید.

البته از ابتدای سال جدید هم یادداشت های اول روزنامه گلشن مهر یا همان سرمقاله ها را من می نویسم- بالاخره بعد از هشت سال کار در گلشن دست کم یادداشت نویس که شده ام-. هرچند برخی از آن ها را خود احسان نوشته و خواهد نوشت. قصد داریم در پایان سال با هزینه گلشن این ها تحت عنوان کتابی به چاپ برسانیم. اگر خدا بخواهد یادداشت ها را هم به مرور در وبلاگ خواهم گذاشت. دیگر آن که از همه عزیزانی که به دشت سرزندند اما من نبودم عذرخواهی می کنم.

این هم اولین سرمقاله امسال من در گلشن مهر:

از ابتدا

جنگ و صلح و فرهنگ

در قاموس بشري واژگاني وجود دارد كه جوهره حركت ما را بيان مي‌دارند. جنگ و صلح از جمله آن‌هاست كه عمري به قدمت زندگي بشر دارند و همواره تعيين‌كننده سرنوشت بسياري از ملت‌ها و تمدن‌ها بوده‌اند. امروز نيز سايه سنگين حضور اين دو واژه پررنگتر شده است. دوراني كه كشورهاي توسعه يافته در صلح به سر مي‌برند و براي شهروندان خود امكانات فراواني فراهم كرده‌اند در كشورهاي توسعه نيافته و يا كمتر توسعه‌يافته جنگ‌هاي منطقه‌اي بيداد مي‌كند. در اين ميان وجه سومي نیز وجود دارد با اينكه جنگ و صلح مصداقي از آن هستند اما آن‌چنان در دنياي پيچيده امروز در هم تنيده‌اند كه به درستي نمي‌توان مرز ميان جنگ و صلح و آن وجه سوم يعني فرهنگ را تشخيص داد. در دوران صلح است كه آحاد يك كشور نفس راحت مي‌كشند و جامعه توسعه و پيشرفت مي‌كند. تا وقتي فراغتي نباشد نمي‌توان براي دوران به از اين برنامه‌ريزي كرد و در پي آن، فرهنگ توسعه نمي‌يابد. در كشورهاي جهان اول فرهنگ و تمدن و فناوري ولو بعد مادي آن توسعه يافته است براي اين كه در دوران صلح بسر مي‌برند. صلح ابتداي فرهنگ است. نماد عيني و حبل‌المتين آن بشمار مي‌رود.

ايران كه خود يكي از مولدين فرهنگ بشري است در وانفساي خاورميانه به ناچار در مثلث جنگ و صلح و فرهنگ افتاده. پيروزي انقلاب اسلامي برگ ديگري در فرهنگ‌جويي و فرهنگ‌سازي ايراني بود كه ديكتاتوري(روي ديگري از جنگ) را از ميان برداشت. اما آغاز دوران جنگ یک بار دیگر صلح‌جويي و فرهنگ‌سازي ايرانيان را به تعويق انداخت. دوران سازندگي طليعه صلح ديگري بود كه هشت سال اصلاح‌طلبي آن را جهاني كرد. ذات اصلاح‌طلبي صلح است كه مباني قوي فرهنگي ديني و بشري در پشت آن قرار دارد. دوران اصلاحات موقعيت ويژه‌اي بود كه ذهن ايراني و جهان به طور جدي به اسلام رحماني و بيش از آن به جاي خالي فرهنگ ناب انساني معطوف شود. فرصتي كه در تمام دوران عمر تمدن ايراني اسلامي خوش درخشيد و نشان داد انقلاب اسلامي ايران بيش از همه صلحجو است. آن‌چه امروز دلسوزان و فرزندان اين آب و خاك را نگران كرده عملكرد برخی است كه با عدم آینده نگری بهانه های جنگ آمريكايي را مهیا کرده اند. اندكي درنگ و بازخواني راهبردها و راهكارها مي‌تواند برگ را بگرداند و بهانه‌ها گرفته شود. ايرانيان یکی از صلحجوترين مردمان جهانند كه هنوز هم حتي در همين فشارها و تنگناها يادآور فرهنگ هستند. تمدن غربي بنابر مباني معرفتي مادي كه دارد محاسبات را مادي مي‌نگرد اما ايراني با فرهنگي والا اگر به نان شب هم نياز داشته باشد حكمرانان را به سرزمين صلح رهنمود مي‌كند تنها اندكي درنگ تا نفس تازه كنند.  

حق بر آن است سال 86 سال چرخش دوباره و چندباره به فرهنگ و صلح باشد. درافتادن با انگاره‌هاي جنگ‌طلبانه غربي بيش از آن که به ضرر آنان باشد صلح و فرهنگ را از ما می گیرد و در پی آن، فروپاشی فرهنگی و اجتماعی عارض خواهد شد. نگذاریم لجبازی های جناحی و حکم سپنج روز میرنوروزی عنان تدبیر را از ما بدربرد و مردم را بیش از این دچار مصایب اقتصادی نماییم. کارشناسان پیش بینی کرده اند اگر دولت فکر عاجلی نکند امسال صدای شنیدن استخوان های فرودستان را خواهیم شنید که قطعاً این صدا به گوش غربی ها هم خواهد رسید و این وضعیت مشکلات ما را دوچندان می کند. در یک کشور توسعه یافته مثلث جنگ و صلح و فرهنگ یک مثلث متساوی الساقین است که دو ضلع صلح و فرهنگ، بلند و چشمگیرتر است. این دو اتفاق نمی افتد مگر آن که گفتگو را برگزینیم. در حالی که دین اسلام دین گفتگو است شایسته نیست از ادبیاتی استفاده کنیم که فردا ما را به انگشت نشان دهند. گفتگو یعنی دیپلماسی، و دیپلماسی صلح و فرهنگ را به دنبال دارد. دیگران نیز چنین کردند.     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 6:14 بعد از ظهر  توسط   |