تردید و عقلانیت در بحران 18 تیر
این مطلب در روزنامه اعتماد ملی روز 18 تیرماه جاری در صفحه دانشگاه به چاپ رسیده است.
دولت اصلاحات درصدد بود با رویکرد انسان شمول خود، به بازسازی و بازتعریف انسان ایرانی در منظر خودش و دیگران بپردازد. انسان گرایی اصلاحات بر کرامت و مرتبت ابنای بشر تاکید داشت که تاکید بر تشکیل نهادهای مدنی، بسط آزادی های فردی و اجتماعی به خصوص آزادی بیان، توجه به جوانان، انتشار نشریات، عدالت محوری در مباحث مربوط به زنان و کودکان و... بدین جهت بود. درهمان سال ها برای اولین بار در نظام ج.ا.ا جنبش دانشجویی جان دوباره ای می گیرد و حتی ابایی ندارد که در کنار آرمان های دولت دیده شود. اما اقتدارگرایان در تلقی رادیکالیستی کلاسیک خود از جهان پیرامونی، چنین فضایی را برنمی تابیدند و برای اثبات نفوذ و توطئه بیگانگان در دستگاه دیپلماسی نظام، به تکاپو افتاده و به زعم خود فضای کشور را آرام کردند. بحران هیجده تیر 1378 از جمله نقاط قابل توجه جنبش دانشجویی ایران به ویژه پس از انقلاب اسلامی است؛ از آن رو که در دو بی نهایت قرار گرفته بود از یک سو، اقتدارگرایان شدیدترین واکنش ممکنه را برگزیدند و واقعه مذکور را تبدیل به بحران ملی کردند و از دیگر سو در فضایی پر از تردید می توان پنداشت که طی سه دهه متاخر یکی از عقلانی ترین رفتارهای دانشجویان در واقعه هیجده تیر اتفاق افتاد و حتی مبنای روندهای آینده آنان قرار گرفت. تردید از آن روی که گزارش های واقعی حتی در جبهه اصلاحات وجود ندارد تا امکان اتکای به آن وجود داشته باشد و نظری قاطع داد. البته تبلیغات سوء و کژنمایی رسانه های اقتدارگرایان و غرض ورزی اپوزیسیون خارج نشین نیز به تردید و تشکیک موجود دامن می زند. اقتدارگرایان اعتقاد دارند ورود برخی نیروها و نهادهای وابسته به آن ها به بحران خاتمه داد که تا حدودی بیراه هم نمی گویند و اپوزیسیون شایعه می کند ترس و جبن دانشجویان به بحران خاتمه داد. متاسفانه اظهارنظر هر دو دسته، اولاً موجب تردید در اصالت و عقلانیت اعتراض دانشجویان می شود و ثانیاً خواست و اراده دانشجویان که برآمده از زیرساخت های معرفتی/عقلانی است به عمد نادیده گرفته شده است. عقلانیتی که مکتوم مانده و نیاز جدی به شناخت و معرفی دارد.
البته به رغم آن که گفته می شود امید جنبش دانشجویی نسبت به چشم اندازهای آینده کشور ضعیف شده ولی روندهای منطقی دانشجویان اکنون به بار نشسته و نسل دانشجویان هیجده تیر در بدنه مدیریت احزاب اصلاح طلب به عنوان ادامه منطقی جنبش دانشجویی و نسل فعلی جنبش دانشجویی با اتخاذ راهبردها و راهکارهای خردورزانه بخشی از فرایند اصلاحات را مدیریت می کنند و قطعاً دوره پسین اصلاح طلبی هم به لحاظ عقلی و هم عملی عصر پرباری خواهد بود. باید در نظر داشت هرچند شاخصه عقلانیت در بطن و ذات جنبش های دانشجویی وجود دارد اما سخت و تعب بود که در بحران هیجده تیر دانشجویان بر مرزهای عقل گام زنند، ولی- ولو بطئی و زیرپوستی- چنین اتفاقی روی داد و دانشجویان بر اساس پتانسیل و توانمندی عقلایی و لحاظ کردن احتمال شیوع بیشتر تندی مقابله کنندگان، آرام شدند. آرامش اخیر ناشی از درک درست و خردمندانه دانشجویان از پیرامون خود بود در حالی که تلقی اقتدارگرایان از آرام کردن اوضاع منوط به قبض و بست بود. در اصالت عقلانیت و پرهیز از تردید عمل منطقی دانشجویان نسل هیجده تیر همین بس که آنان نه کوکتل مولوتف داشتند و نه بمب دست ساز؛ و نه حتی در آن واقعه از نظام عبور کردند. آنان اگر هم به خیابان ها کشیده شدند پیامد تهاجم مقابله کنندگان به حریم دانشگاه بود. هم چنان که جنبش دانشجویی کنونی هم چنان زنده است و بر مدار عقل رفتار می کند.
در این میان نباید و نمی توان نقش و عملکرد "مکمل های عقلانیت" دانشجویان را نادیده گرفت. الف- دولت خاتمی با همه اما و اگرهای مطروحه در نحوه ارتباطش با بدنه دانشجویی کمک شایانی بود و سد و مانع دلگرم کننده ای در جهت فراهم کردن مقدمات لجستیکی رفتارهای عقلایی دانشجویان. تصور کنیم در نبود این دولت عمق و گستره بحران تا کجا پیش می رفت؟ بی انصافی است اگر همنوا با منتقدان، دولت خاتمی را با چوب انفعال برانیم چرا که مجموعه دولت بیش از همه خود در گیرودار بحران های نه روزه قرار داشت و سپری برای دیگران. انگشت پتروس دولت اگر هیچ کاری نکرد از فاجعه جلوگیری کرد. دولت خاتمی کوشید هم چون بحران قتل های زنجیره ای، بحران هیجده تیر در فایل های محرمانه نماند و به وجدان عمومی منتقل گردد. خاتمی به فراست دریافته بود یک قدم جلوتر تله گذاری شده است بنابراین صلاح در آهسته و پیوسته رفتن بود. ب- تشکل های دانشجویی هرچند سازماندهی مناسب برای کنترل چنین بحران و جمعیتی را نداشتند اما با همان اندک نیرو و توان عقلی و معرفتی در آرام کردن اوضاع نقش مهمی را ایفا کردند و نشان دادند قابل اعتماد و اتکایند و هم چنان ره می پویند. چندان که همه می پنداشتند در دولت اصولگرایان فاتحه جنبش دانشجویی را باید خواند و از صحنه روزگار محو می شود در حالی که این نشد و آنان حضوری ولو نامحسوس اما جدی دارند. ج- مطبوعات اصلاح طلب بخشی از وجدان عمومی جامعه بودند که روایت نزدیک به واقعیت بحران هیجده تیر به دوشش آنان نهاد و انصاف در این است که از عهده آن به کفایت و مشحون برآمدند. مطبوعات اصلاح طلب هم وظیفه راهنمایی و همراهی با جنبش دانشجویی را برای اتخاذ تصمیم های عقلانی در آن لحظات سخت داشت و هم راوی ناگفته ها بودند.
اما بحران هیجده تیر هرچه بود نشان از توانمندی ذاتی جنبش دانشجویی ایران دارد که هم چنان با تکیه بر مبانی عقلانی و معرفتی به حیات پربار و البته پرفراز و نشیب خود ادامه دهد.
