فرارسیدن عید سعید فطر ماه تهذیب و تزکیه نفس
بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.
روزنامه گلشن مهر
این روزها از اردوگاه اصلاحات دود سفید بلند نمی شود و همه بر سر ستیز و مجادله که در لیست ائتلاف اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی قرار گیرند. اما به نظر می رسد این مساله بیش از آن که درباره ائتلاف باشد در مورد نحوه، کیفیت و کمیت مدیریت اطلاحات باشد. در جبهه اصلاحات در حال حاضر دو گرایش عمده وجود دارد: یک گرایش که خود را حافظ و اشاعه دهنده تفکر و خط حضرت امام(ره) می داند و قصد دارد سنت و سیره امام را همان گونه که ایشان بود محفوظ دارد. به این گرایش چپ سنتی هم گفته می شود اما این گرایش خود را منحصراً چپ خط امامی می داند و از اطلاق چپ سنتی به شدت حذر دارد و آن را توهین تلقی می کند. چرا که سنتی را به معنای کم سوادی می پندارد. اما این دو عنوان تفاوت چندانی با هم ندارند. گرایش خط امامی ها محتوای فکری خود را از اندیشه ها، افکار و آمال حضرت امام(ره) گرفته اند لکن در ساختار، راهکارها و نحوه های ارائه تفکر خود از شیوه هایی بهره می گیرد که اصطلاحاً به آن ها سنتی گفته می شود و مبتنی بر گونه ای محافظه کاری و احتیاط است. از جمله ویژگی های این گرایش آن است که باید در داخل نظام و با حفظ و ضعیت موجود، راه امام را حفظ کرد و سنجه و معیار، راه ایشان بشمار می رود. اگر کسی خلاف آن راه باشد بر طریق اشتباه و مستوجب برخورد است.
البته در مورد گرایش دوم نیز این دولایگی و جدل وجود دارد. این گرایش خود را اصلاح طلبان پیشرو می نامند اما دیگران آن ها را افراطیون قلمداد می کنند. این گرایش با اعتقاد به نظام برآنند که زندگی در جهان امروز الزامات و پیش شرط های خاص خود را می طلبد بنابراین با حفظ اعتقادات و محتوای نظام در ساختار، راهکارها و نحوه های ارائه تفکر خود از شیوه های مدرن بهره می گیرد که هم اکنون در کشورهای توسعه یافته و اصطلاحاً در جهان غرب از آن ها استفاده می شود و صرفاً طریق و شیوه محسوب می شوند و قابل اتخاذ.
این دو گرایش در جناح راست هم وجود دارد برای همین آن ها به دو گرایش راست سنتی نظیر حزب موتلفه و گرایش مدرن یا اصولگرایان که به نئومحافظه کاران هم معروفند، تقسیم شده اند. به نظر می رسد چنین گرایش و دسته بندی هایی به خودی خود امری طبیعی و خالی از اشکال نباشد. از سوی دیگر این دو گرایش از همان بدو انقلاب در جناحین کشور وجود داشت اما طی 8 سال دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد خود را به طور کامل نشان دادند.
پس از پیروزی خاتمی دو گرایش اصلاح طلب خود را بروز دادند. گرایش و یا طیف پیشرو به حد چشمگیری از انتصاب و به کارگیری گرایش خط امامی ها جلوگیری کردند و آن ها منزوی بودند. گرایش پیشرو در تلاش بود اگر قرار است کشور از همه توانمندی ها و ظرفیت های جدی خود بهره گیرد باید بدون تعارف عمل کرد حتی اگر قرار است در این راه با آمریکا مذاکره کنیم چه باک. اما آن ها فراموش کرده بودند: 1- برای پیروزی آقای خاتمی دیگران نیز زحمت کشیده و هزینه کرده بودند، 2- جناح رقیب دست به کار است تا شکست شما را نشان دهد پس باید احتیاط کرد، 3- عبور از آن دسته از ملاحظات و خط قرمزهای قابل اغماض باید فرایندی باشد نه پروژه ای. و این گونه بود که 8 سال گذشت و کام اصلاح طلبان خط امامی به قدرت و دولت شیرین نشد. بدین خاطر بود که در انتخابات نهم رییس جمهوری این دو گرایش هریک کاندیدای جداگانه ای داشتند و انتخابات را در خانه خود سه صفر به حریف واگذار کردند.
اکنون هم که در آستانه فرارسیدن انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی هستیم علیرغم وعده و وعیدهای بسیار، دستیابی به ائتلاف در جبهه اصلاحات بعید به نظر می رسد چرا که یکی از تنهاخوری دیگری گلایه ها و اعتراضات زیادی دارد و حتی با قدرت آن را فریاد می زند و دیگری هم چنان اصرار دارد بقبولاند با روش های سنتی نمی توان کشور را در داخل اداره کرد و در خارج تنش زدایی نمود؛ و صحنه کشور محل اعتراضات و جوابیه های این دو گرایش اصلاح طلب شده غافل از آن که جناح راست با همه اختلافات جدی که در اداره کشور دارند اما به مراتب از دیگری جلوترند و به کدخدامنشی و امر بزرگترها گردن می نهند. شاید ائتلاف اصول گرایان بر اساس مبانی علمی و قراردادی نیست اما این نکته را هم باید پذیرفت که سیاست در عمل و کنشمندی خود، سیال است و بیش از همه متکی به مظروفات است.
در استان گلستان و به ویژه در گرگان، آش اصلاح طلبان شورتر است و عدم اعتقاد به دستیابی به ائتلاف محرزتر می نماید. آن ها قرار است بر سر دو نفر به ائتلاف برسند؛ در حالی که همه کاندیداهای این دو گرایش ادعا می کنند که به نتیجه ائتلاف گردن می نهند و در صورتی که جزو آن دو نباشند از رقابت ها کنار می روند، اما هم چنان در تلاشند نام خود آن ها از ائتلاف درآید. هرچند در عملکرد شورای ائتلاف اصلاح طلبان گرگان نیز اِن قُلت هایی وجود دارد که دورنمای ائتلاف را کمرنگ تر می کند.
اصلاح طلبان اگر می خواهند دوباره به قدرت و دولت بازگردند چاره ای ندارند جز آن که پیروزی نسبی شوراها را در انتخابات مجلس هم ادامه دهند تا به هدف مذکور دست یابند.