گفتوگو از جمله علاقه های من در گلشن مهر است چرا که از طریق آن می توانم به تاریخ شفاهی این منطقه دست یابم. آخرین مصاحبه من با محمدرضا ایزد دبيركل اتحاديه انجمن هاي اسلامي شهر و روستا استان گلستان بود که روز شنبه بیست و پنجم آذر ماه ساعت 5 عصر در دفتر گلشن انجام شد. البته با اسم مستعارم ماني سعدآباد. چون مجید نظرش بر این بود که این جوری ترکش های آن به سوی من کمتر می شود. من روشم این است که بعد از انجام مصاحبه، نوار آن را به دفتر تحویل می دهم تا پیاده شود. بعد متن خام تایپ شود که خودم آن را به شکل مصاحبه درست و تنظیم و تصحیح کنم. اما مجید که در مورد مدیرمسوولی اش این شگرد را از من ندیده است عقیده داشت متن پیاده شده را تنظیم کنم. تا این که خورد به تعطیلات پایان هفته و روز پنج شنبه، شب قبل از عید قربان. من هم به اتفاق خانواده رفتم ولایت. مجید خودش دست به کار شد و هر جور بود آن را در شماره روز شنبه اولدی ماه چاپ کرد. آن هم با تیتر «ما درپي يك ايران اسلامي با عزت هستيم» تيتري كه نه سيخ را مي سوزاند و نه کباب را. حالا آن را با تنظیم و تصحیح من بخوانید.
این گفتگو را از آن جهت انجام دادم که اولاً آقای ایزد یکی از نیروهای جدی جبهه اصلاحات گرگان و حتی استان است. ثانیاً هم چنان که اصلاح طلبان پیشرو با او مخالفت سختی دارند برخی از نیروهای سرشناس اتحادیه هم برخلاف ظاهرشان از او دلخوشی ندارند. طبق گفته خودش، این بار به دنبالش آمدند و با اصرار و اجماع بدون رای گیری دبیرکلی را به ایشان دادند. به نظرم آمد لازم است در چنین برهه ای باید به او کمک شود.
ايزد 48 ساله دارد و كارشناس ارشد جامعه شناسي دارد. علاقه به حضور در فعاليت هاي سياسي و اجتماعي موجب شد سال 56 در حالي كه فقط 18 سال بيش نداشت در تظاهرات مردم 5 آذر گرگان و مبارزه با رژيم ستمشاهي حضوري فعال داشته باشد. به خاطرهمين عشق وعلاقه به انقلاب و امام، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي جزو اولين گروهي بوده كه به عنوان يك بسيجي داوطلبانه عازم جبهه شد. ايزد هشت ماه داوطلبانه به جبهه رفته و 2 سال خدمت سربازي را نيز به صورت داوطلبانه در منطقه آبادان گذرانده است. وي در عمليات هاي مختلف ازجمله والفجر هشت، فتح فاو، تنگه حاجيان، جزيره مجنون و... به همراه شهيدان قره خاني، فندرسكي، حسيني، سلامتي و... حضور داشته و از گذشته خود به نيكي ياد مي كند. ايزد از نيروهاي اوليه و از بنيانگذاران اتحاديه انجمن هاي اسلامي شهر و روستای استان گلستان محسوب مي شود. وي دو بار رد صلاحيت در ميان دوره اي ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي را نيز دركارنامه سياسي خود دارد.
محمدرضا ایزد در سال 62 به عنوان معاون فرهنگي و سپس در سال 66 به عنوان قائم مقام بنياد شهيد شرق استان منصوب شد. سپس مسووليت بنياد شهيد آزادشهر، راميان و گنبد را برعهده گرف. سال 75 كارشناسي ارشد جامعه شناسي قبول شد و براي تحصيلات تكميلي به اراك رفت. در آن جا هم دو سال مسوول بنياد شهيد ساوه بود. بعد از اتمام تحصيلات حدود هفت سال هم به عنوان مديركل دانشجويان شهيد ايثارگر در دانشگاه منابع طبیعی و علوم كشاورزي گرگان منصوب شد.
از سال 77 كه گلشن مهر منشر شد با دعوت مديرمسوول با گلشن همكاري نمود و هم چنين در نشريات استان تا به حال صدها مقاله، گزارش و مصاحبه از اينجانب به چاپ رسيده است. البته قبل از آن نيز در نشريات كشوري از جمله روزنامه جمهوري اسلامي، مجله شاهد مقالاتي از او چاپ شده بود. كتاب «پرچمداران سرخ ظفر» را كه زندگي و وصاياي دانشجويان شهيد و طللبهها است به همت او از سوی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان گلستان به چاپ رسيده و كتاب «ميرزاي ناييني و مشروطه» را نیز درشرف انتشاردارد. هم چنين هفت جزوه تحليلي درباره مسائل روز نوشته است.
ايزد در حال حاضر در كنار كار اداري به تدريس در دانشگاه منابع طبیعی و علوم كشاورزي گرگان، دانشگاه پيام نور گرگان و دانشگاه حكيم جرجاني گرگان تدريس دارد.
مصاحبه را مي خوانيم.
آقاي ايزد شما به عنوان يك فعال سياسي که اصرار دارید لقب پيرو امام(ره) هم در کنار کنار اسم تان باشد چه دغدغه هايي داريد؟
آيهاي است كه ما را به عنوان يك فرد مسوول معرفي ميكند و آن اين است» التكن منكم امت يدعون الي الخير و يامرون باالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون« گروهي از شما مردم باشند كه ديگران را دعوت به خير كنند كساني كه امر به معروف و نهي از منكر ميكنند اين ها اهل نجات هستند. ا ز همين آيه ميشود معني تحزب را استنباط كرد. بعضيها متاسفانه ميگويند حزب نداريم يا استقبال ميكنند كه فردی حزبي نيستند. در صورتي وقتي خداوند ميفرماید كه جمعي باشد اين كار را كنند، آن جمع بايد رهبر و امام داشته باشند، هدف و تاكتيك و برنامه داشته باشند كه بتوانند جامعه را از جنبه معنوي به صلاح برسانند. عدهاي كه امر به معروف و نهي ازمنكر را انجام مي دهند كه كار بسيار سختي است اين ها اهل نجات هستند.. آن كساني كه عافيت نشيني اختيار ميكنند و سعي ميكنند در جامعه امر به معروف و نهي از منكر نكنند. به قول شهيد مطهري وبه نقل از شهيد ثاني ميگويند: اين اصل كمر آدم را ميشكند. و به قول امام محمد باقر(ع) اگر اين مساله در جامعه اجرا شود ما همه چيز خواهيم داشت. يعني امنيت، آرامش و عدالت، همه این ها را در پوشش اصل نهي از منكر ميتوانيم بدست آوريم. متاسفانه از اين اصل قرآني بد استفاده ميكنند. بعضيها تنزلش ميدهند به حد مسايل بسيار نازل. فكرمي كنم خداوند اين اصل را بر دوش همه آحاد جامعه قرار داده است. تا حدي امر به معروف و نهي ازمنكر را نازل كرده ايم كه فلان كس چرا آستين كوتاه پوشيده و يا فلان خانم موهايش بيرون است فقط همين. در صورتي كه اگر ما عميق شويم، طبق اين آيه متوجه ميشويم كه صلاح جامعه ديني و قرآني ما در عمل دقيق ودرست اين آيه است. با امر معروف و نهي از منكر ميتوان كانون هاي فساد را شناسايي كرد و از بين برد و دغدغهاي را كه رهبر انقلاب دارند به عنوان آفت اعلام و مطرح ميكنند مثل فقر، فساد و تبعيض، ميتوان شناسايي كرد و جلوي فقر و فساد، تجاوز و بي عدالتي را گرفت. خيلي دلم به درد ميآيد زماني كه ميشنوم و يا ميخوانم كه دختران ايراني به خاطر فقر به امارات و دبي ميروند هيچ جواب قانع كنندهاي را نميتوانيم بدهيم. وزير رفاه دولت نهم گفته است كه 9 ميليون نفر زير خط فقر داريم و يا آقاي ثروتي عضو كميسيون اجتماعي مجلس گفته 12 ميليون، البته آن هايي كه روي خط فقر هستند هم فاصله چندانی با زيرخطي ها ندارند. ما ميگوييم كه اگر امر به معروف و نهي از منكر اتفاق بيفتد جامعه نبايد اين گونه شاهد درآمدها و شكاف ها در طبقات اجتماعي باشیم كه يك عدهاي از زور پرخوري ندانند چه كنند وعده ديگر زيادي از روي نداري، چرا؟ متاسفانه اين شكاف در درآمدها را بعد از 3 دهه نتوانستيم مرتفع نماييم ودرحال گسترش است. به هر حال فكر ميكنم رسالتي است كه همه اعم از نيروهاي راست و چپ بايد اين مسووليت را بر عهده داشته باشند و اين كار را دنبال كنند. متاسفانه از آفات انقلاب به خصوص در دهه سوم بحث ترويج ريا، ترويج تملق گويي و چاپلوسي است آن هم به خاطر رسيدن به قدرت و فرصتهاست كه ريا را در پيش ميگيرند به قول حافظ:
در ميخانه ببستند خدايا مپسند که در خانه تزوير و ريا بگشايند
متاسفانه افرادي كه اين رويه را در پيش ميگيرند موقعيت خوبي دارند و از نيروهاي صادق كه ميخواهند دلسوزانه آفات انقلاب را شناسايي كنند و در جهت رفع آن قدم برداشته و تذكر دهند در جامعه چندان استقبال نميشود. ولي به قول شهيد بهشتي، بهشت را به بها مي دهند نه به بهانه. ما ناملايمات و انجام رسالت را طبق آيه ای که خواندم بهای بهشت مي دانيم وبديهي است ديگران تاب نياورند.
مسوولین چکار باید کنند که نکرده اند؟
قانون بايد براي همه يكسان اجرا شود. صرفاً با آفتابه دزدها برخورد نشود و با دانه درشت ها نيز برخورد شود. بايد تامين اجتماعي حقوق براي تمامي ردههاي سني به نوعي بوجود آيد. در زمان امام علي پيرمرد مسيحي را ديدند كه داشت گدايي ميكرد. به او گفت: در جواني خود چه ميكردي؟ گفت: كار ميكردم. حضرت علي (ع) دستور دادنداز بيت المال به آن پيرمرد كمك كنند. كسي كه جواني اش را در اين جامعه سپري كرده در پيري بايد تامين شود و ما امروزه كمتر به اين مسائل می پردازیم.
شما به عنوان يكي از نيروهاي خط امام هستيد. اما نيروي خط امام بودن را بايد تعريف كرد يعني چه كه خط امامي هستیم و يا پيرو سخنان امام هستیم؟ این که يك بخش از دسته بندي هاي سياسي ما چپ خط امامي هستند؟
ويژگي بارز خط امام اين است كه دغدغه پيروي از روش و آن قرائتي را كه حضرت امام از اسلام داشت، داشته باشد. از ويژگي هاي بارز خط امام جمهوريت و اسلاميت نظام است و در انديشه سياسي امام، جمهوريت نقش محوري دارد و حتي امام ادلهاي كه مطرح ميكردند در باب نفي سلطنت، متكي بر ديدگاه استراتژيك مردم محوري در انديشه سياسي امام بوده است. مثلاً امام گفته سطنت متكي به آراي مردم نيست ومردم هيچ نقشي در تعيين سلطان ندارند. اين نشان مي دهد كه نقش مردم در انديشه سياسي امام اساسي است و يا عنوان كرده كه در نظام سلطنتي هيچ نظارتي بر سلطان صورت نميگيرد، يا سلطنت با حقوق بشر مخالف است زيرا هر ملتي بايد سرنوشت خود را خود تعيين كند. اين جمهوريت، تعيين سرنوشت، نظارت بر سلطان، متكي بر آراي مردم و تعيين نوع نظام و... مواردي است كه حضرت امام در بحث جمهوريت مطرح ميكند و از ادله نفي سلطنت را همين نكات ميداند. بنابراين جمهوريت امام يك نقش كليدي دارد. ولي نگاه دوم قائل به جمهوريت نيستند. راي مردم را تزييني ميدانند و مي گويند كه مردم مشروعيت ندارند. جالب اين جاست كه اخيراً بعضي از آقايان كه با تفكر امام مخالف بودند عنوان كردند كه اگر امام صحبت از جمهوريت كرده مصلحتي گفته و اعتقادي به بحث مردم ندارد. در صورتي كه من فكر ميكنم اين درست نيست. زيرا امام هر چقدر از اوايل پيروزي انقلاب به سمت اواخر عمر ايشان مي آييم. حضور مردم را برجسته تر ميبينيم. عدهاي ميگفتند كه مردم اشتباه ميكنند. امام ميگفتند اگر مردم اشتباه ميكنند باز هم بايد بگوييم مردم. اگر صدبار هم اشتباه كردند باز هم ميگوييم مردم. زيرا مردم ميخواهند انقلاب را حفظ كنند. انقلاب بدون مردم معنا ندارد. مردم بايد به خودآگاهي برسند و بعد تمرين كنند. در بحث مردم سالاري ديني كه امام مطرح ميكردند و به نوعي ترجمه جمهوري اسلامي بود در ابتداي راه هستيم. بايد درتمام عرصهها تمرين كرد. بنابراين كساني كه از ويژگي های خط امام يكي مردم سالاري است. دوم اسلاميت است. كساني كه آن نوع قرائت از اسلام را كه امام مطرح كردند و آن اسلام اجتماعي بود دنبال می كنند نه اسلامي كه به نوعي به سكولاريسم منتهي شود و قائل به جدايي دين از سياست شود و به تعبير يكي از انديشمندان به تدريج سكولاريسم جاي دين را بگيرد. ما معتقديم اسلام ميتواند پاسخگوي تمام مسائل در سطح جامعه باشد به شرطي كه آن قرائتي كه حضرت امام براساس اجتهاد پويا گفتند مطرح شود. قرائتي كه منجر به انقلاب شد و قرائتي كه منجر به تعيين سرنوشت مردم توسط خود مردم شد. در بهشت زهرا حضرت امام فرمودند به واسطه اين كه مردم مرا قبول دارند من دولت تعيين ميكنم و فردا اگر مرا قبول نداشته باشند هيچ. تعيين سرنوشت به عنوان يك اصل محوري است. در بهشت زهرا فرمودند پدرانمان گيرم طرفدار سلطنت بودند و شاه را ميخواستند. ما نميخواهيم پدرانمان براي ما تصميم بگيرند همان طور كه ما حق نداريم براي آيندگان تصميم بگيريم. بنابراين حاكميت مطلق از آن خداست. طبق اصل 56، قانون اساسي تفويض كرده به آحاد مردم و آحاد مردم هم به تعبير حضرت امام ميتوانند تصميم بگيرند و سرنوشت خودشان را خودشان تعيين كنند.
آقاي ايزد ما كه خط امام و آرمان هاي حضرت امام وهم چنين منويات رهبرمعظم انقلاب را به عنوان پشتوانه فكري قوي داريم. چرا امروز به اين جا ميرسيم زندگي دو گانه و دوزيستي به شدت پر رنگ شده و از طرف ديگر مشكلات اقتصادي فراوان است. به نظرشما آيا مسوولين هم چنان به آرمان هاي امام پايبند باشند و وصاياي امام را اجرا نمايند؟
من فكر ميكنم متاسفانه نيروهايي را كه صادق اند و فرزند انقلاب محسوب ميشوند و دلسوزند متاسفانه در گذر زمان نديده گرفتيم و سعي كرديم از قطار انقلاب به زور هم كه شده آنها را پياده كنيم. فقدان نيروهاي انقلابي زجر كشيده و فادار به امام موجب شده كه زمينه براي رشد افراد فرصت طلب بوجود آيد. يك اصطلاحي است در بحث تعريف انقلاب ها كه انقلاب فرزندان خودش را ميخورد. شهيد مطهري ميگويد كه من اين را قبول ندارم. براي اين كه هيچ انقلابي به آن معنا آن قدر ناجوانمردانه نيست كه فرزندان خودش را بخورد. اين نيست مگر رشد فرصت طلبها، افرادي كه رياكارند و اين ازآفات جناح بنديها و تعصبات كور سياسي است. نبايد افراد صادق و پايبند به انقلاب و نظام كنار زده شوند و افراد فرصت طلب و ريا كار ميدان را از نيروهاي صادق ولي منتقد بگيرند. ازتنگ نظري دوستان انقلاب و تعصبات كوركورانه متاسفانه مسئوليني برسركار مي آيند كه تمام هم و غم آن ها حفظ ميز و موقعيت شان است و يا برخي سعي نموده اند با چند ناسزا و دشنام به جناح مقابل موقعيت خود را در جناح خود تحكيم ببخشند. و حتي خود بنده مسوولي را سراغ دارم كه در دولت قبلي يك موضع ميگرفت اما در حال حاضر در اين دولت يك موضع جديدي ميگيرد. يعني متناسب با جريان روز حركت ميكند. اگر ما نيروهاي صادق را حفظ كنيم در واقع نيروهاي منتقد و دلسوز را حفظ كنيم و هيچ گاه ميدان به افراد فرصت طلب نميرسد. به نظر من رهبران و يا مسوولين دچار يك غفلت شده اند و اين از عوارض جناح بندي هاي سياسي است كه عمدتاً هر كس يك نگاه سياه و سفيدي دارند. هر كسي كه با من نيست دشمن من است و نگاه نميكنند كسي كه با آن هاست آيا دغدغه انقلاب و اسلام را دارند و حتي به سوابق آن افراد نگاه نميكنند كه در دولت قبلي چه طور بودند. آيا سابقه جبهه و سابقه خط امام داشته اند؟ اين ها را نگاه نميكنند اگر چه من نگاهم كلي است و اختصاص به جناح خاصي ندارد. اما امروز چيزي كه ما شاهد گسترش آن هستيم ريا، تملق چاپلوسي است.
بهرحال باید در نظر داشته باشیم جمهوريت و اسلاميت را كه حضرت امام مطرح كرد به زبان امروزي بود. با زبان امروزي آمد در واقع به عنوان يك ايدئولوژي جديد مطرح شد كه ما جمهوريت ميخواهيم با اسلاميت. از لحاظ تئوريك ما اختلاف داريم. دستهاي ميگويند كه مردم سالاري ديني يك بدعت سياسي است مثلاً يك تيپ مثل آقاي خشايار ديهيمي ميگويند بدعت است در علم سياست و دين با دموكراسي قابل جمع نيست. از طرفي ديگر با طيفي از روحانيون هستند كه معتقدند كه دموكراسي و آزادي و... توليدات غربي است و از آن طرف آمده و هيچ انطباقي با اسلام ندارد. امام و رهبري و آقاي خاتمي كه مردم سالاري ديني را مطرح كردند در واقع با زبان روز خواستند صحبت كنند كه ميشود با زبان امروز در قرن 21 صحبت از اسلام كرد و دموكراسي را در جامعه به عنوان يك هدف در نظر نگيريم بلكه به عنوان يك روش در نظر گرفت. بنابراين هر تفكري كه نتواند به سوالات روز پاسخ دهد از گردونه زمان عقب ميماند و موجب شكست آن تفكر مي شود. ويژگي بارزي كه خط امام دارد. انطباق ديدگاه ها متناسب با شرايط روز است. بنابراين قبول دارم كه كساني كه نتوانند با ابزار روز ديدگاه امام را تبيين كنند اين ديدگاه هم دچار مشكل خواهد شد. به نظر من شايد صرف اين دلسوزي ها يك مقدار غريب باشد، اين كه از آن اين نظام هستيم و خودمان را از آن اين نظام ميدانيم. گاهي اين انزواها و گاهي اين كنار گذاشتنها و اين غربتها اذيت كننده هستند.
اين فضا از كجا ميآيد؟ شايد در جناح مقابل طبيعي باشد كساني غير از خودشان را كنار بگذارند اما من فكر ميكنم در هشت سال دوران اصلاحات هم متاسفانه اين اتفاق افتاد.
بله اين چيزي را كه عنوان كرديم به عنوان آفات منحصر به یک جناح خاص نيست. مربوط به كل نيروهای سیاسی جامعه است. ما ميگوييم انحصارطلبي بد است. اين انحصارطلبي هم تنها مختص جناح راست نيست. چپ هم داشته و مورد مذمت قرار گرفته. بنابراين اگر ميگويم انحصار طلبي بد است مربوط به كل هر دو جناح است. در دوران اصلاحات هم بنده يك نقدي داشتم و ضعف آن دوران را در ميزگردي با يكي از فعالان اصولگرا مطرح كردم كه درهفته نامه سليم چاپ شد. يك مثال عيني در مورد خودم بزنم. درخواست نشريه ام را درسال 78 دوران اصلاحات به ارشاد داده ام اما هيچ توجهاي نشد. علیرغم اين كه قانون گرايي اصول فكري آقاي خاتمي بود. در مقامات استاني اين را رعايت نكردند. بعد از من كساني كه درخواست كرده بودند آمدند نشريه گرفتند. در دوره دولت نهم هم كه عدالت محوري و مهرورزي شعار ايشان است انتظار داشتيم عدالت اجرا شود. اما بازهم به ما اعتنایی نشد و متاسفانه اخيراً پنچ شش مجوز انتشار نشریه دادند به افرادي كه خيلي ديرتر از بنده درخواست نشريه داده اند. شما همين مثال را به عنوان شاهد زنده داشته باشيد. حالا مثال هاي ديگري هم وجود دارد. بنابراين انحصارطلبي، قدرت طلبي و جناح بندي يا طائفگي آفات هر دو جناح است و منحصر به يك جناح خاص نيست.
چطورشد كه شما دوباره در اتحاديه فعال شدید و دبیرکلی را بر عهده گرفتيد ؟
عرض كردم يكي از دغدغههاي من همان آيه است. خيلي با خودم كلنجا رفتم كه اگر ميخواهم آخرت خوبي داشته باشم راهش عافيت نشيني نيست. ما انقلاب، امام و رهبري و كشور را دوست داريم. به دنبال يك ايران اسلامي با عزت هستیم و طبق نظرات رهبری سند چشم انداز بيست ساله توسعه را داريم. يعني بعد از 20 سال شاهد يك كشور قدرتمند اقتصادي و فرهنگي در خاورميانه و تاثيرگذار خواهیم بود. آينده کشور را به عنوان يك مسلمان روشن ميبينم. بنابراين از جنبه فردي ميتواند اين آيه كمك كند. هرچند راه بسيار سختي است و دوستان از اين انتقادهاي صادقانه دلخور هستند ولي اين دلخوري مانند شربتي است كه بايد همه بچشند تا به يك جامعه سالم دست پيدا كنيم. بنده اميدوارم و آينده را روشن ميبينم. بايد همه نيروهاي دلسوز و انقلابي به وضع موجود انتقاد سازنده و دلسوزانه داشته باشند و راضي نباشند تا ان شالله اهل نجات باشيم. هرچند كه مشكلاتي برايمان بوجود آيد. راه مردان خدا اين گونه بوده است.
آن چه گفته شد پيش درآمد خوبي بود براي آن كه وارد فضاي سياسي كنوني شويم. شما چه تصويري از فضاي سياسي كشور داريد. به نظر شما در حال حاضر اصلاح طلبي در چه فضايي است؟
بنده تعبير شهيد قندهاري را كه فكر ميكنم همه دلسوزان انقلاب آويزه گوش خود قراردهند را يادآوري مي كنم و آن، اين است جامعه يك بار انقلاب ميكند و يك عمراصلاحات. ما براي اين كه خودمان را به روز برسانيم و از ابزارهاي مدرن استفاده كرده و وارد جامعه مدرنيته شويم هيچ راهي نداريم جز آن که در روش و بينشمان اصلاحاتي را انجام دهيم. همان اصلاحاتي كه امام علي ميگويد اگر دو روز يك مسلمان با هم باشد در واقع مغبون واقع شده است. يعني مدام بايد از پيرامون و محيط اطرافمان اطلاعات بگيريم بعد هم پاسخ آن اطلاعات جديد را بدهيم تا ماندگاري مان را اثبات كنيم. بنابر بايد بحث اصلاحات از اين دريچه نگاه كنيم. اصلاحات ميتواند مورد توجه همه نيروها قرار گيرد. ما اصلاحات را براي ادامه انقلاب و دفاع از آرمان هاي حضرت امام يك امر ضروري ميدانيم و معتقديم كه آقاي خاتمي و كروبي جز رهبران اصلاحات هستند. از سوی دیگر با توجه به عملكرد دولت نهم نقدهايي به دولت نهم وارد است. نقدهايي كه مقام معظم رهبري به ايشان در قالب توصيه مطرح كردند. فرمودند به آن كه كار كارشناسي كنيد. از نظرات خبرگان استفاده كنيد و يا اين كه سند چشم انداز بيست ساله را به آن توجه داشته باشيد از نظرات مخالفين استفاده كنيد و از انتقاد آن ها عصباني نشويد. ما هم انتقاد داريم عليرغم اين كه اين دولت كارهاي خوبي نيز انجام داده است. من معتقدم همين مقداري كه جسارت پيدا كرده و توانسته نيروهاي خود را خارج از دولت سازندگي و يا اصلاحات انتخاب كند تحسين ميكنم. استفاده از افراد و نيروهاي گمنام مدير، عرصه را براي آن ها باز كرده البته به شرط آن كه تجربه ديگران را از دست ندهيم. يعني از تجربه ديگران در كارهاي كارشناسي استفاده كنيم ، منتهي با تيم جواني كه انرژي دارد و پتانسيل دارد و ميتواند كمك خوبي باشد براي دولت. البته نقدهايي به دولت وارد است. من معتقدم دوم خرداد كه به وجود آمد به خاطر سياستهايي بود كه در دوره سازندگي به وجود آمد و اعمال شد و پاسخ لازم را در آن زمان در قالب گراني و تورم به مردم نداد. دولت نهم هم كه به نوعي مورد اقبال قرار گرفت به اين لحاظ كه در بعضي مسائل دچار غفلت شد و اختلافات داخلي و تفرق آرای بين طيفهاي مختلف اصلاح طلبان موجب شد كه دولت نهم ظهور اين چنين داشته باشد. اما درعملكرد دولت نهم بايد بگويم كه تورم و گراني بيداد ميكند و مردم براي تهيه گوجه، سيب زميني و ميوه درمانده اند و تا به حال گرانی را نتوانسته مهار كند. اين برميگردد به عدم كارشناسي كه در دولت به اصطلاح مطرح است. فكر ميكنم كه آينده اصلاحات از اين بابت روشن باشد و در انتخابات آينده تعيين كننده مردم هستند و آن ها ميتوانند قضاوت بهتري داشته باشند. به قول مهندس باهنر كه گراني و تورم وعدم بهبود معيشت مردم كه وعده اش را داده بودند چشم اسفنديار دولت نهم است و باعث رويگرداني مردم خواهد شد.
آينده اصلاحات را چگونه روشن ميبيند. در امر انتخابات مجلس هشتم به نظر مي آيد كه استان يك محكي خوب براي سطح كشور است. ما نتوانستيم هنوز به يك ليست ائتلاف دو نفره برسيم. آيا اين انحصار طلبي و سهم طلبيها مانع از آن نميشود كه ما اگر فردا باز هم وارد چرخه قدرت شديم خوب عمل نكنيم؟ فضاي امروز در گرگان درحوزه انتخابات چگونه است؟
ما اين عارضه را در همه شهرستان ها داريم و نگاهمان به پيروزي اصلاح طلبان به رياست جمهوري است. اين ميتواند قدم دوم باشد. همان طور كه در شوراها قدم اول بود مثلاً شوراي تهران كه به عنوان كلان شهر در ايران مطرح است در واقع چند نفر با آن جو سنگيني كه وجود داشت وارد شورا شدند. شكستن جو اين چنيني ميتواند خيلي موثر باشد. در مجلس هفتم اقليت اصلاح طلبان تعداد خيلي كمي عضو دارد. ما همين قدر كه به عنوان يك فراكسيون در انتخابات مجلس هشتم بتوانیم با فراكسيون هاي ديگر رقابت كند به همين بسنده ميكنيم،ايده آلي نبايد فكر كرد. با توجه به وضع موجود فكر ميكنيم هدف نهايي تشكيل يك فراكسيون تاثيرگذار در مجلس هشتم است و بعد از آن بايد برويم دنبال انتخابات رياست جمهوري، كه فكر ميكنم نقطه اميد و تشكيل يك دولت اصلاحات مجدد در انتخابات رياست جمهوري دهم مي باشد.
شما دوباره به اتحاديه برگشته و فعالتر شديد، اتحاديه را چه طور ميبينيد؟ آيا در كنار بقيه احزاب استان اولاً: آيا ميتواند چون گذشته و آن فعاليت همهگيري كه داشت فعاليت كند؟ ثانياً: يكي از نقدهاي جدي كه كمتر به آن پرداخته شده اتحاديه از نيروهايي كه از همان ابتدا تا به حال اند استفاده مي نمايد. آيا به اين دو نكته توجه داريد و يا توجه خواهيد كرد؟
اين كه چرا در اتحاديه حضور پيدا كردم بنده چون مسوول كميته اصلاح اساسنامه بودم در آن جا براي دبيركلي يك دوره دو ساله را در نظر گرفتيم. دو سال تمام شد گفتیم كه ميخواهیم انتخابات مجدد برگزار شود. هم دبيركلي و هم چهار اتحاديه ادارات، محلات، کارخانجات و روستاها را تشکیل دادیم. تزريق اين تفكر كه انتخابات بايد درون تشكيلاتي دموكراتيك برگزار شود خيلي وقت گرفت اما من خوشحالم كه اين قضيه اتفاق افتاد. انتخابات سه اتحاديه را برگزار كرديم البته نه درحد ايده آل دهه اول! ولي با توجه به مسائل ومشكلاتي كه در جامعه است توانستيم انجام دهيم. در بحث انتخاب خود دبيركل، اصرار داشتم از فرد ديگري استفاده شود. فرد جوانتر و با نشاط تر و با انگيزه بيشتر تا بتواند طرح جديدي مطرح كند و باعث ايجاد شور و هيجان خاص در درون اتحاديهها باشد ولي به خاطر همين اصرار بنده كه نباشم اما بعد از اصرار دوستان به يك جمعبندي رسيديم و نظر جمع را بر نظر شخصي خودم ترجيح دادم. گفتند كه بايد شما شركت كنيد و همگي به اجماع رسيدند كه شما بايد خودتان باشيد اين نظر دوستان بود كه بار مسووليت سنگين دبير كلي را عليرغم ميل باطني مجددا بر دوشم گذاشتند. اما در پاسخ به سوال دوم شما بايد بگويم سياست دوستان و بنده در اتحاديه از همان اول اين بود كه از تمام نيروها، ظرفيت ها و قابليتهاي اتحاديه چه نيروهاي نسل اولي و دوم استفاده كنيم. يكي از بانيان اين قضيه من بودم. در حال حاضر هم يكي از سياستهاي بنده در استفاده از نيروها تشكيل فراكسيون هاي مختلف در درون اتحاديه و با آرا و نظرات مختلف است كه اين خود باعث نشاط تشكيلاتي ميشود و ميتوانند يك ديگر را مورد ارزيابي و نقد قرار دهند و عليرغم اين كه بعضي از دوستان مي گويند داراي يك طيف و گرايش هستيم با بررسي تركيب شوراي مركزي ميتوانم بگويم حداقل دو سه گرايش و فراكسيون در درون شوراي مركزي اتحاديه و اتحاديههاي ديگر وجود دارد. سعيمان اين است كه از تمام نيروها استفاده كنيم. در همين جا ميگويم كه از تمام دوستاني كه در مدار اتحاديه هستند دعوت ميكنم. اتحاديه مال ايزد نيست مال شخص خاصي نيست براي تمام نيروهاست. پايگاهي است كه تمام عاشقان امام ميتوانند در آنجا حضور يابند و نظرات خود را مطرح كنند.
به نظر من يكي از حساسيتهاي امروز چه به لحاظ داخلي و چه خارجي و تاثيرگذاري جدي آن در روند كشور و سياست خارجي ردصلاحيتهاست و هميشه اين مورد توجه جدي همه جناحها بوده. شما در اين دوره و مقطع چه طور ميبينيد؟ آيا ردصلاحيت ها با توجه به حرف هايي كه جناح حاكم ميزند جدي خواهد بود؟
من با خودم ردصلاحيت كار ندارم. در خود انتخابات رياست جمهوري به لحاظ خلای قانوني شاهد ثبت نام حدود1000 نفري بوديم. در صورتي كه شانيت رياست جمهوري طوري است كه بايد تعداد اقليتي بيايند ثبت نام كنند. حالا آن هايي كه رد شدند بگوييم كه چرا رد شدند؟ نه معتقدم در آن جايي كه قانون حرف ميزند و وظايف را مشخص كرده بايد قانوني عمل كرد. نبايد قانون را دور زد. در بحث انتخابات مراجع چهارگانه صحبت بود. كسي كه مراجع چهارگانه تاييد شده نبايد کار به مراجع پنجگانه و ششگانه برسد و اگر آقايان كسي را رد كردند اين عقلاني است كه جايي باشد به افرادي كه ردصلاحيت شدند پاسخ بدهند. وقتي رد ميشوند آن ها بگويند ادلهاي که دارند چيست. دادگاهي بايد باشد آقايان بايد پاسخ دهند.
اما كساني كه رد ميشوند بايد به دادگستري بروند و شكايت كنند و آقايان بايد پاسخ بدهند. درجامعه ما متاسفانه چنين جايي را نداريم. به نظر من اين خلایی است و بايد برطرف كرد. با توجه به نظرات مقام معظم رهبري در اين قضيه نبايد كسي را رد كنند. ردصلاحيت جناحي وغيرقانوني تهي كردن فرزندان انقلاب است و اين ضربه سنگيني به انقلاب، اسلام، و نظام ميزند. بايد دلايل ردصلاحيت اعلام شود. ممكن است نظرفلان فرد جناح اصولگرا را قبول نداشته باشد چه ربطي به اين دارد كه اين ها اسلام، قرآن و رهبري و امام را قبول ندارند. رهبري با ديد روشن و زيبا قضيه را روشن كرده؛ در دوران قبل هم خود رهبري انقلاب موضع شفافتر و واضحتري را به بعضي از كانون ها كه پاسخگو نبودند ارائه كردند. منتهي اميدواريم به نظرات ايشان بيشتر توجه شود كه ما شاهد مظلوميت افرادي كه بي گناه رد ميشوند نباشيم. اما ممكن است بعضيها طبق مراجع چهارگانه رد شوند حرفي نداريم، اگر قانوني كسي را رد كنند كسي انتظار ندارد و شاكي نيست. اما كسي كه غيرقانوني ردصلاحيت ميشود و جايي ندارد كه قانون حقش را بگيرد ناراحت كننده است. واما ديدگاهي كه ايشان در جمع دانشجويان مطرح كردند و قبلاً هم مطرح كرده بودند ديدگاه بسيار منطقي و عقلاني است. توجه همه نيروهاي راست و چپ و كساني كه دغدغه بحث ولايت را دارند به اين نكته جلب ميكنم دقيقا به نكاتي كه ايشان مطرح كردند تكيه كنند و من فكر ميكنم ميتواند فصل الخطاب همه نهادهاي رسمي و غيررسمي براي قضاوت كردن نيروها باشد.
ما نباید نيروها را با انگهاي مختلف از صحنه خارج كنيم. من اين موضع گيري را كه ايشان عنوان كردند را بسيار زيبا ديدم و همه نيروهايي كه دغدغه پيروي از خط امام را دارند، اعتقاد به ولايت فقيه دارند و به عنوان يك ايدئولوژي جديد جايگزين ايدئولوژي سلطنت كه حضرت امام درباره آن توضیح دادند، قبول دارند. مقام معظم رهبري نكات را اين گونه مطرح كردند: اعتراض به سياستهاي اصل 44 ضديت با ولايت فقيه نيست و از همه مهمتر اعتراض به نظرات رهبري ضديت با رهبري نيست. وقتي خود ايشان اين قدر زيبا اين مساله را باز ميكند و مطرح ميكند شما ميتوانيد نقد كنيد. آن هم نقد دلسوزانه را ايشان مطرح ميكند نبايد دشمني كرد. نبايد نقد دشمنانه رفتار شود در حالی که نقد دلسوزانه بسيار مطلوب است. حضرت امام همين ديدگاه را داشت. مقام معظم رهبری هم به عنوان جانشين امام چنين ديدگاه منطقي و زيبايي را مطرح مي كنند. من فكر ميكنم اگر به اصطلاح ديدگاه ايشان در بحث ولايت فقيه و نقد دلسوزانه مورد توجه نهادهاي رسمي و يا غيررسمي قرار گيرد در انتخابات مشكلي نداريم هيچ نيرويي تحت اين عنوان نبايد از گردونه انتخاباتي و يا قطار انقلاب پياده شود. مشكل آن افراد پايين دستي هستند كه خودشان را كاتوليك تر از پاپ و يا ولايتي تر از خود ولايت ميدانند
از اين كه در اين گفت وگو شركت نموديد بسيار سپاسگزاريم.