تبليغاتX
دشت

Picture 030 عكس: خودم

بر اساس انتشار خبرگزاري فارس و نقل قول گرگان نيوز، محمدحسين علي اصغري رييس حزب اعتماد ملي استان گلستان و قايم مقام اتحاديه انجمن هاي اسلامي استان گلستان در آخرين روز تاييدصلاحيت شد.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 9:22 قبل از ظهر توسط |

عكس خودم11 عکس: خودم

محمدعلی تورنگی اولین مدیرکل تعاون استان گلستان پس از افشای اختلاس در اتحادیه دامداران استان و پافشاری بر روی عقیده خود مبنی بر افشای چنین عملی، در سال ۱۳۷۹برکنار شد. در مراسم تودیع او از مسوولین استان کسی نیامده بود. این عکس به هنگام خروج او از درب تالار فخرالدین اسعد گرگانی است و افشای کامل قضایای را به آینده موکول کرد. البته تورنگی با این تودیع دچار مرگ مغزی سیاسی شد و در انتخابات مجلس ششم و شورای دوم رای نیاورد. 

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط |

عكس خودم3

غلامعلی هزارجریبی یکی از دو نماینده فقید حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا، این عکس را با دوربین زنیط گلشن مهر در تالار فخرالدین اسعد گرگانی و یک سال قبل از سقوط یاک ۴۰ گرفتم. خدایش رحمت کند.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:6 قبل از ظهر توسط |

IMG_3927_jpg_1 

حجت الاسلام و المسلیمن اسماعیل جهانشاهی نماینده ولی فقیه در اداره کل منابع استان گلستان و مسوول موسسه الباقیات الصالحات در استان گلستان است. او چپ خط امامی و از طرفداران حضرت آیت الله نورمفیدی محسوب می شود.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط |

      DSC04884_JPG_1 عکس: خودم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:39 بعد از ظهر توسط |

در دوره خاتمی نظریه ای مطرح شد که توسط جامعه شناسانی نظیر غلامعباس توسلی رد شد. نظریه فروپاشی اجتماعی در ایران در زیر سایه کاریکاتور شبیه حضرت امام(ره) در یکی از روزنامه های دوم خردادی گم شد. اما اگر فرضاْ ما هم قبول داشته باشیم که ساختار اجتماعی جامعه ایرانی بر اثر حوادث پس از پیروزی انقلاب اسلامی سالم و بی نقص مانده است اما مطمئناْ و به ویژه در دولت کنونی دچار فروپاشی اخلاقی در جامعه ایرانی شده ایم. البته این که می گویم طی کنونی نهم منظورم بر این نیست که تنها این دولت دچار چنین مشخصه ای شده بلکه کلیت جامعه و کلیت سیاست در ایران چنین شده اند. به نظر برخی سیاسیون اخلاقیات و مکارم اخلاقی جایی در سیاسی ندارد در حالی که حتی در کشورهای توسعه یافته نظیر آمریکا حداقلی از مکارم اخلاق مشاهده می شود.

در ایران امروز اقتصاد، سیاست، فرهنگ، دین و... بسیاری از حوزه های انسانی و تجربی دچار تشتت و فروپاشی اخلاقی شده اند. و آن چه که به عنوان توسعه علمی و فناوری های نانو ذکر می شود هرچند من امیدوارم اما به نظر توسعه اکواریومی و دوپینگی به نطر می رسد. سیاستمداران به راحتی دروغ می گویند، به راحتی رنگ عوض می کنند، به راحتی به پست و مقام می رسند و... یعنی چطوری؟!! قبول دارم در کلیت دولت خاتمی این اوضاع و احوال کمتر بود اما در آن زمان نیز چنین ویژگی به چشم می آمد.  اتفاقاْ آمار قابل توجه ای چون افزایش نرخ طلاق، دورویی، دروغ گویی، چاپلوسی، افزایش آمار بزهکاری، پایی آمدن سن بزهکاری، اضمحلال فرهنگی قومی در ایران، نابودی خرده فرهنگ ها و گویش ها و زبان ها و.. همه و همه در حوزه فروپاشی اخلاقی دیده می شوند. فروپاشی اخلاقی ابتدای فروپاشی اجتماعی است. دین وارونه می شود، ملعبه می گردد و در خدمت امور سیاسی قرار می گیرد.

عمق و ژرفای فروپاشی اخلاقی طی چند سال گذشته به ویژه در ایام تبلیغات انتخابات بیش از همه خود را نشان می دهد. در حالی که قرار بود و هست که ما نسخه اخلاقی تر از سیاست و حکومت را به جهان عرضه کنیم. به راستی ما با خود چه می کنیم؟ 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:31 بعد از ظهر توسط |

ناز محمد نفر وسط

نازمحمد پقه شاعر و روزنامه نگار ترکمنی است که متاسفانه دو سه سالی است بر اثر ابتلای به بیماری هپاتیت ‌‌ب درگذشت. او از همین جا با روزنامه ایران در ارتباط بود و به ویژه گزارش های او در آن روزنامه چاپ می شد. او مجموعه شعری نیز به زبان ترکمنی منتشر کرد. آن موقع ها وقتی دفتر گلشن مهر در کوچه شیرکش دوم بود به آن جا رفت و آمد داشت و نوشته هایش را چاپ می کردیم. زرد و نزار بود. با بچه های فارس بیشتر با دوست خوبم علی جهانگیری ارتباط و دوستی داشت. حتی به علت آشنایی جهانگیری با زبان ترکمنی به اتفاق هم ترجمه فارسی برخی از لالایی های ترکمنی را هم در گلشن چاپ کردند.

یادم می آید یک روز گرم نمی دانم تابستان بود یا نه، در یکی از اتاق های گلشن- محل زندگی من و دوستم سیدمهدی جلیلی در دوران مجردی- کلی با هم درد و دل کردیم و هر دو از غم زمانه شاکی بودیم. یادش بخیر. چند شب قبل از فوتش به منزل شان رفتیم من و سید مهدی و آقای جهانگیری. منزلشان در خیابان ملل سر دو راهی کوی کهن آپارتمانی سبزرنگ در طبقه دوم بود. نی دانستم این جسم نحیفی که به بستر افتاده بود چند شب دیگر نخواهد بود. امشب در جستجوهای خود به وبلاگی برخوردم که دوستان ترکمنش راه انداخته اند و بیش از همه امان قلیچ شادمهر شاعر و مترجم گنبدی که با او بسیار در ارتباط و دوستی بود. خدا رحمتش کند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط |

بعد ارتقای منطقه گرگان و دشت به استان، اولین نشریات نیز پا به عرصه وجود نهادند. از آن جمله هفته نامه گلستان سلام به صاحب امتیازی و مدیرمسوولی فروزان آصف نخعی از جمله روزنامه نگاران مطرح جبهه اصلاحات است. البته پیش از او محمد آذری هفته نامه نیمروز را درمی آورد که اولاً دفتر مرکزی آن در آزادشهر بود و ثانیاً از کیفیت بسیار بدی برخوردار بود. اما سردبیر هفته نامه گلستان سلام خانم الهه موسوی همسر آقای آصف بود. دفتر کارشان در خیابان فرد جهان ششم بود؛ در بخشی از منزل مادری خانم موسوی. آصف بیشتر وقتش در تهران می گذشت و عمده امور هفته نامه بر دوش خانم موسوی بود. البته در این راه همکاران آن ها مثل ایمان مظفری یاریگرشان بودند. هم چنین گلستان سلام اولین نشریه رنگی استان نیز بشمار می رود.

سپس دفتر مرکزی نشریه محل زندگی اصلی خانواده آصف منتقل شد و مجوز آن از هفته نامه به روزنامه تبدیل شد. اما در هیئت روزنامه عمر آن سپندروزی بیش نبود و توقیف موقت! شد. خانم موسوی هم اکنون جزو کادر روزنامه اعتماد است. او کارشناسی روزنامه نگاری دارد و سخت پیگیر مسایل محیط زیستی است. او دو سالی است اقدام به راه اندازی وبلاگ پیدا و پنهانwww.peydapenhan1.persianblog.irکرده است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط |

naseri عکس:خودم

دکتر غلامحسن ناصری که در میاندوره ای مجلس ششم از گرگان به مجلس راه یافت پس از آن به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور به عنوان مشاور رییس سازمان رفت. اکنون او به میدان رقابت آمده تا از جبهه اصولگرایان یک بار دیگر به مجلس راه یابد. او کاندیدای مهم سیستانی های حوزه گرگان است که بیش از قدسیه آبشناس رای دارد. حتی ممکن است به دور دوم هم برسد اما بعید به نظر می رسد پیروز شود.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط |

DSC06082_JPG_1

حبیب الله قلیشلی متولد روستای معصوم آباد گرگان، پس از بازنشستگی از امور دولتی در انتخابات دوره سوم شورای اسلامی شهر گرگان رای پیروزی آورد. البته این نوشته مربوط به اوایل انقلاب است زمانی که قلیشلی برای دوره اول مجلس شورای اسلامی از گرگان کاندیدا شده بود. این عکس نیز بخشی از پروژه دیوارنوشته های شهر گرگان است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط |

3

محمدرضا کریمی دبیر کانون حزب الله شهرستان گرگان است. این تشکل، استانی است و از مریدان جدی آیت الله نورمفیدی هستند. اکبر پریچهر، سجاد پورباقر، محمد تفویضی، علی اصغر رضایی و... از جمله اعضای شورای مرکزی آن هستند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:15 بعد از ظهر توسط |

          1عکس: ابوالفضل نسایی

آیت نورمفیدی با آن که نماینده ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه گرگان است اما به جهت افکار نواندیشانه ای که دارد بارها توسط طیف تندروی جناح راست استان تحت فشار و حتی تهدید شده است که آخرین بار ظاهراْ در مراسم راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال بود که در جواب به اظهارات آیت الله پیرامون ردصلاحیت های گسترده، بر علیه ایشان شبنامه ای منتشر شد.  متاسفانه خودم هنوز موفق به رویت و خواندن این شبنامه نشده ام.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:9 بعد از ظهر توسط |

با توجه به فضای کنونی، اگر تایید صلاحیت آقایان احمدی و علی اصغری اعلام شود انتخابات مجلس هشتم در حوزه گرگان به احتمال قوی دو مرحله ای خواهد شد و آقایان طاهری و ناصری از اصولگرایان و ربیعی و احمدی از طیف اصلاح طلبان به دور دوم راه خواهند یافت.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 10:55 بعد از ظهر توسط |

منتظری1

یوسف منتظری هم اکنون ریاست ستاد انتخابات حزب اعتماد ملی استان گلستان را بر عهده دارد. او از فرهنگیان رامیان است که در زمان اصلاحات به اردوی مشارکت ملحق شد و مسوولیت هایی چون معاون فرماندار علی آباد کتول، معاون اداره کل تعاون، بخشدار آق قلا و... را داشته است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط |

2 عکس: خودم

از راست به چپ: سیدحسین میراحمدی- علی کلاتی- محمدحسین علی اصغری

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:34 بعد از ظهر توسط |

                                   4 عکس: خودم

دو سه ماهی است وبلاگ «طلبه بسیجی»www.noorekatool.blogfa.com  در زمینه های حوزوی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد جرگه وبلاگ های استان گلستان شده است. مدیریت این وبلاگ را جناب حجت الاسلام نورعلی دیلم برعهده دارد. ایشان هم اکنون معاون آموزشی و فرمانده پایگاه بسیج باقرالعلوم (ع)
حوزه علمیه امام خمینی(ره) گرگان است. او بنا به مشرب فکری حوزه ای که در آن درس خوانده است جزو «چپ خط امامی» بشمار می رود. اصطلاح چپ خط امامی را از آن رو به کار می برم که اولاً برخی در مقابل چپ پیشرو، چپ سنتی را عنوان می کنند که درست و صحیح نیست چرا که چپ پیشرو معطوف به پروژه اصلاحات است در حالی که چپ خط امامی به فرایند اصلاحات اعتقاد دارد. ایشان سطح را با نمرات عالی گذرانده و احتمالاً برای گذراندن دروس خارج راهی قم گردد. او مدتی در دفتر نماینده ولی فقیه در استان سمت امور روحانیون دفتر را بر عهده داشت. دیلم جزو طیف کتول حوزه ه امام خمینی است. البته پیش از او حجج اسلام عبدالله شاهینی و میرسعید میرمنافی وبلاگ راه انداخته بودند.

از میان این سه شیوخ بلاگر، شاهینی و دیلم شاگردان حوزه علمیه امام خمینی(ره) گرگان اند که هم چنان با این حوزه در ارتباطند. حجت الاسلام شاهینی هم اکنون از جمله مدرسان آن و حجت الاسلام دیلم معاون آموزشی آن است. مدیریت این حوزه نیز بر عهده حجت الاسلام برقرار است. هرچند در این حوزه حجت الاسلام حسینی خواه نیز تدریس دارند؛ ایشان مولف فرهنگ مشاهیر استرآباد است که تاکنون چهار جلد از آن توسط موسسه فرهنگی میرداماد گرگان راهی بازار شده است. حجت الاسلام میرمنافی نیز ابتدا به مدت یک سال در حوزه علمیه رضویه با مدیریت آیت الله میبدی تحصیل کرد اما رها کرد و رفت قم و از ابتدا آغاز کرد. او پس از اتمام سطح به گرگان برگشت. میرمنافی در مسجد پدر خویش مسجد میدان بار گرگان به اقامه نماز و روضه خوانی مشغول است و هم چنان دغدغه اصلی او منبرداری است.

البته از جمله ویژگی های مهم طلبه های این مدرسه نواندیشی است که نواندیشی دینی بخشی از آن است. آنان مدرنیسم را پذیرفته اند اما درصدد برآمده اند از تلفیق دین و مدرنیسم نسخه ای شفابخش برای زندگی بشر امروز بپیچند که اگر به زندگی شخصی آنان نگاهی انداخته شود حداقل در زندگی آنان چنین تلفیق مبارکی دیده می شود.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:26 بعد از ظهر توسط |

mirsaeed3

میرسعید میرفندرسکی از نوادگان میرابوالقاسم میرفندرسکی است.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط |

22222

کتاب مخابرات استرآباد مجموعه گزارش های خواندنی و بهره بردنی است از واقعه ها و شایعه های سیاسی، اجتماعی و تاریخی و بسیاری از جریان های محلی منطقه وسیع گرگان و دشت ترکمن میان سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۲۴ م. یعنی سال ۱۳۲۶ق. تا ۱۳۰۳ ش. یعنی از سرآغاز بنیادگذاری اصول نظامی سیاسی مشروطیت تا پیشامد جمهوری شکست خورده.

این گزارش ها به وسیله حسینقلی آقا مقصودلوی- که در گرگان سمت وکیل الدولگی دولت انگلیس را پذیرفته بود- برای سفارت انگلیس در تهران آماده می شد و اگر خط تلگراف تهران دایر بود مستقیماْ به تهران، والا گزارش به وسیله کنسولگری انگلیس در رشت مخابره می گردید.

برگرفته از مقدمه کتاب

با تشکر از دوست خوبم محمود اخوان برای تهیه این عکس.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط |

DSC00044_JPG_1

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 0:8 قبل از ظهر توسط |

خیلی دو سه ماه اخیر به درج شنیده های عمدتاْ انتخاباتی روی آورده بودم. شنیده نویسی امری پوپولیستی است که معمولاْ در کشورهایی چون ایران رواج دارد. چرا که اطلاع رسانی شفاف و واقعی کمتر به چشم می خورد. از سوی دیگر در رده اطلاع رسانی غیررسمی و زیرزمینی محسوب می شود. بنابراین تصمیم گرفتم بنا به ریسک های بسیار جدی که دارد از این کار دست بکشم. اما در این بین برخی از دوستان - همان طور که در پست ها می بینید- گفته اند چرا بنویسی که بعد معذرت خواهی کنی. این مساله دو علت دارد. یکی این که یا ممکن است من در  گزاره مورد اشاره اشتباه کرده باشم و یا این که اصولاْ دیگر نمی خواهم دوستانم از من برنجند. من تشخیص خود را در موضوعی می آورم اگر دوستان اصرار دارند گونه ای دیگر منتشر شود باشد قبول. به عبارت دیگر من وظیفه داشتم طرح موضوع کنم تا گفتگویی اتفاق بیفتد. هرچند متاسفانه موفق نشدم در مورد شنیده های انتخاباتی این گفتگو را ایجاد کنم.

مثلاْ در مورد... با این که من تنها یکی از دلایل رد صلاحیت ایشان را ذکر کردم که به علت معاملات مشکوک بوده اما بازدیدکنندگان نگفتند که در مورد تاثیرگذاری او در جامعه شاهرودی های گرگان بوده، این که در متینگ حسینیه دزیانی های گرگان نوشته بودند رییس دانشگاه لامعی گرگانی در حالی که طبق قانون روسای دانشگاه ها باید استعفا دهند هرچند آن دانشگاه غیرانتفاعی باشد که امروز استعفانامه سازی می کنند، این که اصلاح طلبان پیشروی گرگان از ایشان حمایت می کنند، این که... دیگر چه بگویم. همه این ها موجب رد صلاحیتش شده است. طرفه آن که، حالا که ظاهراْ تایید صلاحیتش آمده اولاْ بنا به برخی پیش بینی ها ایشان رای نخواهد آورد و ثانیاْ اصولگرایان به گونه ای برخورد خواهند کرد تا در محدودیت های جدی قرار گیرد. نه ایشان که در مورد بقیه هم ناگفتنی بسیار است. و همه این ها وظیفه من به عنوان روزنامه نگار است که بگویم اما چون من هم می خواهم در این شهر زندگی کنم نمی خواهم خود را با همه بد کنم. بنابراین تقیه می کنم.

من از کسی کینه ندارم اما دوست هم ندارم کسی برنجد و کینه گیرد. با این که بی انصافی ها دیدم. یادم می آید در دوران یکی از استانداران دولت اصلاحات، فردی را که حتی دیپلم نداشت جذب ستاد مبارزه با مواد مخدر استان کرده بودند و یا یکی از منتسبین به مکتب علی گرگان به دبیری این ستاد برگزیده بود و یا فردی شرکتی- هرچند با مدرک کارشناسی- بخشدار مرکزی آق قلا کرده بودند و... اما ما روزنامه نگاران استان دربه در دنبال شغل می گشتیم.

تاریخ شفاهی سیاسی گرگان و دشت از دیگر دغدغه های جدی من است که دوست دارم به عنوان گونه ای از مردم شناسی به ثبت و درج آن بپردازم. چند سال پیش مصاحبه ای با محمدحسین علی اصغری قایم مقام اتحادیه انجمن های اسلامی استان گلستان داشتم و تا حدودی تاریخچه تاسیس این تشکل سیاسی استانی ثبت شد. هم چنین در مصاحبه ای دیگر تاریخچه کانون حزب الله شهرستان گرگان را از زبان محمدرضا کریمی دبیر این تشکل استانی به ثبت رساندم. و در مقاله ای به تاریخچه کنشگران سیاسی استان پرداختم. و کسان بسیاری وجود دارند که باید در مورد آن ها بحث و بررسی شود تا جایگاه واقعی آن ها در تاریخ استان درج شود. بنابراین دو عکس آخری که گذاشتم بدین جهت بود. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این ها وجود دارند و به ایفای نقش مشغولند. مثلاْ تاکنون در مورد جنگ گنبد به طور رسمی حتی کلمه ای منتشر نشده است. می گویند محمدهاشم مهیمنی(استاندار سوم دولت خاتمی) و کوسه غراوی از جمله بازیگران آن بوده اند. در حالی که این رویداد بخش مهمی از تاریخ انقلاب اسلامی است و باید تاریخ آن منتشر شود. یا کمتر کسی از پیشینه عباس محمدی، منوچهر متکی، جعفر گرزین، فاضل و حسین کبیر، دکتر محمدی و... خبر دارد. قرار نیست این پیشینه الزاماْ بد و یا فقط خوب باشد. توجه من بیش همه به تاریخ سیاسی است.

در این باره باز هم خواهم نوشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط |

فرارسیدن روز با شکوه ۲۲ بهمن

پیروزی مردم بر حکومت دیکتاتوری

پیروزی مردم بر تک صدایی

بر فساد خانوادگی، باندی و سیاسی

و...

بر همه آحاد مردم ایران تبریک و تهنیت باد.

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:51 قبل از ظهر توسط |

یکی از اشکالات و کمبودهای جدی اطلاع رسانی مجازی در استان گلستان، عدم حضور زنان است. من این مساله را از منظر فمنیسم و حتی شکل رقیق تر آن یعنی دفاع از حقوق زن نمی گویم. بیشتر از این منظر که زنان و دختران گلستانی بخشی از جامعه انسانی استان هستند. من تاکنون به جز وبلاگ "زنان گلستان" وبلاگ دیگری از آنان ندیده ام که در آن نیز خبری از معرفی مدیر و یا مدیران آن نیست. این در حالی است که خبرنگاران خوبی در مطبوعات استان اعم از اصلاح طلب و اصولگرا مشغول کارند. در دنیای مجازی استان صدای زنان شنیده نمی شود.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:53 قبل از ظهر توسط |

DSC08617

امیر بهادران با روی کار آمدن هاشم مهیمنی از روابط عمومی اداره کل شیلات به عنوان رییس اداره روابط عمومی استانداری گلستان منصوب شد. او با مهیمنی پیش از آن در حزب کارگزاران عضویت داشته و هم چنان دارند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:25 قبل از ظهر توسط |

tabarsa

جواد طبرسا مدیر اجرایی ستاد انتخاباتی علی اصغر احمدی است. او در دوره قبل مدیر اجرایی ستاد سید سبحان حسینی بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:13 قبل از ظهر توسط |

(20)

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 9:7 قبل از ظهر توسط |

المناط

کتاب "معیارهای بلوغ دختران" به زبان عربی تحت عنوان "المناط فی بلوغ الفتاة" تالیف حجت الاسلام سید مجتبی نورمفیدی است. این اثر، شماره اول از درس های فقهی محسوب می شود که توسط موسسه انتشارات دارالعلم قم در شمارگان 2000 نسخه و 352 صفحه به چاپ رسیده و چاپ اول آن در سال 1427ه.ق (1385ش)است.

کتاب از یک مقدمه و پنج فصل: کلیات، مفردات، عوامل طبیعی، سن و سال، تعارض بین روایات و یک خاتمه به نام تنبیهات تشکیل شده است. از جمله ویژگی های این کتاب آن است که هر فصل مقدمه ای جداگانه نیز دارد.  

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 7:50 قبل از ظهر توسط |

۱- اصولاْ در ایران فعالیت مطبوعاتی و اطلاع رسانی مستقل به هزار و یک دلیل سخت و خرجش به دخلش نمی ارزد.

۲- من نمی خواهم ادای قهرمانان را دربیاورم و در مقابل شورای نگهبان و دیگر نهادهای نظام بایستم. هرچند هر کسی آزاد است هر رویه ای را که دوست دارد انتخاب کند. بنابراین آن چه را که می نویسم یا شایعاتی است که ولو در میان قلیلی از مردم وجود دارد و رد و بدل می شود و یا این که نظرات شخصی ام است. بدین جهت لازم است به عنوان بخشی از تاریخ شفاهی سیاسی منطقه ولو کذب و دروغ جایی ضبط شود. بنده تاکنون و در تمام  دوره های گذشته از تایید شدگان سودی ندیده ام و از ردصلاحیت شدگان هم ضرری. قبول دارم که منافع نظام ارجح از منافع شخصی است اما راه مقابله را جنگیدن و تخریب نمی دانم.

۳- علیرغم این که از یک کاندیدای خاص حمایت می کنم اما در این وبلاگ سنگ کسی را تاکنون به سینه نزده ام.

۴- من آدم ترسویی نیستم تنها به اعتدال اعتقاد دارم. اعتدال هم یعنی عقلانیت و خردورزی. اگر جایی در کشور لنگ می زند آن مشکل یک تابع زمانی است و باید به مرور مرتفع شود. اگر قرار بود با جنگیدن مشکلی حل شود هشت سال دوران اصلاحات اتفاقی می افتاد. آقای خاتمی بیش از آن که بیش از آن که بجنگد خردورز بود و به ولایت فقیه اعتقاد داشت و دارد.

۵- انتقاد من به بخشی از بدنه اصلاح طلبان استان ناشی از کینه ورزی با آنان نیست که بسیاری از آنان دوستان من هستند. تنها از سر دلسوزی است که انتقادی را ابراز می کنم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:49 بعد از ظهر توسط |

جریان اطلاع رسانی در استان گلستان در دولت اصلاحات جانی یافت و نشریاتی چون نیمروز(گلستان نو فعلی)،گلستان ایران، گلشن مهر، گرگان امروز، سلیم، گلستان سلام و... پا به عرصه وجود گذاشتند. در دوره اصلاحات بر خلاف شعار "زنده باد مخالف من" از مجوزهای صادره چیزی به جناح راست استان نرسید. برای همین آقایان در دولت نهم انتقام شدیدی گرفتند و نشریاتی چون گلستان مهر، الکا، انقلاب، پژواک سخن و... به میدان آمدند.

اما در همه این ها اعم از دولت قبلی و فعلی جای نشریاتی که زمینه های دینی داشته باشند جالی است. حتی وبلاگ ها و سایت های دینی و مذهبی نیز در استان وجود ندارد. انتظار بر این بود و هست که جناح راست استان قدمی برمی داشت. جریان اطلاع رسانی استان به شدت سیاسی است. از سوی دیگر وبلاگ های ادبی و فرهنگی استان تنها در موج اول وبلاگ نویسی استان فعال بودند و در حال حاضر بی حال شده اند. وبلاگ های سرگرمی و عمومی، و عکاسی دو دسته دیگری هستند که در کنار وبلاگ های سیاسی استان فعالند.

با توجه به این که جریان دینی استان اعم از شیعه و سنی و به ویژه در گرگان فعالیت قابل توجه ای دارد امیدوارم اطلاع رسانی دینی و مذهبی استان به وجود آید و فعال شوند.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط |

نشریه الکترونیک گرگان نیوز که پیش از این با مالکیت و مدیریت احمد خواجه نژاد قایم مقام موسسه فرهنگی میرداماد و عضو فعلی شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی استان گلستان و با کمک افرادی چون احمد راییجی اداره می شد با مدیریت جدید (شورای مدیریت)و زیر نظر شورای سردبیری فعالیت خود را آغاز کرد.

تصحیح و پوزش: پیش از این نوشته بودم مدیران جدید گرگان نیوز عبدالناصر و عبدالسلام مهیمنی هستند که بنا به تذکر دوستان بدین وسیله تصحیح می کنم و این دوستان عذرخواهی می کنم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط |

بنده با به کار بردن این دو عبارت در امور و جامع سیاسی به شدت مخالفم. هم چنان که این ها جزو ادبیات و گفتمان راست کشور است و انتقادهای خود را بارها به دوستان راست گلستانی خود گفته ام. چون این دو عبارت جزو ارزش های ماست و نباید بدین صورت در معاملات و مجادلات سیاسی استفاده شود. هم چنان که در مورد آقای دکتر سبطی هم همین انتقاد را دارم. ایشان به عنوان فرزند شهید و جانباز به دور از تفاوت های سیاسی مورد احترام همه آنانی است که او را می شناسند. اما وقتی ما هم از ادبیات سیاسی راست استفاده می کنیم مثل آن ها می شویم پس چه جای انتقاد. رطب خورده کی منع رطب کند. فرض که در مورد ایشان جفایی شده ولی در این صورت هم نباید چنین کنیم.  آقای سبطی پدر خویش و پایش را برای کسی داده است که همه از اوییم. هرچند حق ایشان همه ماست که فعالیت سیاسی داشته باشیم.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 8:14 قبل از ظهر توسط |

علی اصغر احمدی،تیمسار کمانگری، مهندس کاظم مفیدی و دکتر میراکبری اسامی اولیه ردصلاحیت شدگان حوزه گرگان توسط هیئت نظارت هستند. ظاهراً کمانگری را به این علت که به عنوان مدیرعامل شرکت تعاونی صندوق بازنشستگی ارتش در محاکم قضایی گرگان پرونده دارد.

تصحیح و پوزش: پیش از این نوشته بودم علی اصغر احمدی به علت سرمایه گذاری های شبهه ناک اقتصادی رد شده است که بنا به تذکر آقای جواد طبرسا رییس ستاد ایشان اصلاح می کنم که ایشان به علت مخالفت با دولت نهم ردصلاحیت شده است. بدین وسیله عذرخواهی می کنم.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 7:55 قبل از ظهر توسط |

این مطالب شاید چندان از مبانی و صحت علمی برخوردار نباشد بنابراین ممکن است شبهاتی را به وجود آورد. اما بهرحال این ها حرف هایی است که در بین حداقل بخشی از مردم رد و بدل و پاره ای از تاریخ شفاهی سیاسی گرگان محسوب می شود.

در آستانه برگزاری انتخابات هشتم شوای اسلامی بررسی پراکنش آرای حوزه های مختلف انتخابیه توسط نهادهای سیاسی، امنیتی و نظامی انجام می شود اما حداقل در استان گلستان چنین بررسی تاکنون صورت نگرفته است. سنیده ها حاکی است که در جناح راست شهرستان، حجت الاسلامی سیدعلی طاهری حداقل 30 تا 35 هزار رای و دکتر غلامحسین ناصری حداقل  35 تا 40 هزار رای دارد. البته آقای ناصری برای اولین بار در میان دوره ای مجلس ششم بود که توانست رای بیاورد آن هم در مرحله دوم که ترس از رای آوردن ترکمن ها می رفت حتی فارس ها او را ترجیح دادند.

از سوی دیگر کل آرای چپ در شهرستان گرگان در حدود 150 الی 160 هزار رای تخمین زده می شود که از این تعداد محمدحسین علی اصغری حداقل3۰ هزار رای، مهندس مفیدی حداقل20 هزار رای و محمود ربیعی حداقل 30 هزار رای دارد. سید سبحان حسینی نیز که در دوره قبل 30 هزار رای داشت که اکثر آن آرای اتحادیه بود اما در این دوره حداقل  7 تا 8 هزار رای. بنابراین رقابت اصلی برای کسب 70 هزار رای آزاد است.

اما چند نکته:

1- آمار ارائه شده کف آرای کاندیداهاست که برای پیروزی باید تلاش نمایند.

جناح راست شهرستان برای این که آرای سیستانی ها را داشته باشند این احتمال وجود دارد که ناصری توسط هیئت نظارت شهرستان ردصلاحیت شود.

2- محمود ربیعی کاندیدای ویژه ای است. از این جهت که او تنها در برهه ای وارد حزب همبستگی استان گلستان شد و از آن به بعد دور تحزب را خط کشید. ربیعی را برخی شاگرد علی اصغری می دانند؛که طنزی بیش نیست. چرا که معلم ویژگی هایی دارد. اما یک نکته محرز است این که اگر احمدی نیاید و صلاحیتش به طور کامل رد شود به نفع ربیعی است. هرچند بیش از ربیعی طرفداران طاهری می کوشند احمدی در صحنه رقابت ها نباشد. شاهرودی ها، بیارجمندی ها، ترودی ها، و... دیگر سمنانی هایی که در گرگان ساکنند اغلب راستی اند و این یعنی ترکتازی طاهری در میان آن ها. دیگر آن که ربیعی و دیگر کاندیداهای مطرح چپ از سبحان بیشتر رای دارد.

3- برخی اعتقاد دارند مهم ترین تهدید فراروی چپ گرگان، سیستانی ها و راستی ها هستند.

3- اتحادیه انجمن های اسلامی شهر و روستا که در ابتدای انقلاب به همت شهید قندهاری تشکیل گردید در واقع برآمده از چپ اسلامی تحت تاثیر روش مندی ها و رویکردهای حزب توده هستند. آن ها به حزب توده اعتقاد ندارند اما در ساختارها و روش ها از ان ها وام گرفته اند. و در واقع چپ روستایی هستند. این تشکل سیاسی استانی حداقل 35 تا 40 هزار رای دارد.

۴- اما چرا سبحان دچار چنین ریزی شده است و در روستاها به ویژه غرب گرگان حتی از بردن نام او بیزارند. سبحان وقتی به وسیله اتحادیه به مجلس پاگذاشت آرام آرام همه چیز را فراموش کرد و فضای سردی بین او و اتادیه حاکم شد. هم زمان سبحان به هاشم مهیمنی و تیم او نزدیک می شد که دشمن سرسخت اتحادیه است. این بی مهری در انتخابات ریاست جمهوری نهم به اوج خود رسید. او بدون مشورت با اتحادیه از هاشمی و اتحادیه از کروبی حمایت کرد. بی مهری تبدیل به دشمنی شد و او حتی در امور اقتصادی با هاشم یک کاسه شده است. او هرچند از سوی هیئت اجرایی تایید شد اما احتمال جدی وجود دارد که توسط هیئت نظارت رد شود. آن ها به دنبال دستاویز می گردند.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط |

بر اساس شنیده ها پس از رد صلاحیت علی اصغر احمدی توسط هیئت اجرایی شهرستان گرگان ایشان در تلاشند با کمک علی جنتی در مرحله بررسی صلاحیت ها توسط هیئت نظارت تایید شود که ظاهراْ چنین امکانی نیز وجود دارد. البته در این بین انتشار خبر ردصلاحیت احمدی به نفع محمود ربیعی تمام شد چرا که این دو در بین اصلاح طلبان گرگان رقبای جدی هم بودند. اما مهم تر از آن شایعه ردصلاحیت محمود ربیعی است. باز هم بر اساس شنیده ها برخی از طرفداران آقای احمدی برای این که انتقام نفع فوق را بگیرند از روز جمعه غروب به این نتیجه رسیدند که شایعه ردصلاحیت ربیعی را منتشر کنند تا هم از اقبال مردم به ربیعی کاسته شود و هم خبر ردصلاحیت احمدی کمرنگ جلوه کند. 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 11:37 قبل از ظهر توسط |

در یکی از سایت ها تصاویر تلفیقی درست شده بود که دو نمونه از آن ها را می بینید. این تصاویر واقعیتی را در بطن خود دارند که در سمت راستی سیاست را به مثابه سینما و بالطبع عوام فریبی فرض کرده است. در این تصویر کاندولیزا رایس و اپرا وینفری بازیگر هالیوودی با هم تلفیق شده و در دیگری تنها مصداق تغییر کرده و ساختار مردانه ای در پشت آن دیده می شود که تصویر بیل کلینتون و همسرش هیلاری در هم تلفیق شده اند.

           اپرا وینفری و کاندولیزا رایس    untitled

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 1:36 بعد از ظهر توسط |

 

حسین رفعتی متولد گرگان در سال 1343 است که در بهمن ماه جاری وبلاگ "زبان سبز" www.Zabanesabz.blogfa.comرا راه اندازی کرد. او در سوابق خود نوشته است: سوابق تحصیلی و علمی: دبستان امیر کبیر- مدرسه ابوریحان بیرونی- دبیرستان ایرانشهر- کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه تهران- کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه شهید بهشتی- دانشجوی دکتری. و سوابق شغلی: بنیاد شهید انقلاب اسلامی 61-1360 ، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی78-1361، مدیرکل امور شهری و روستایی استانداری گلستان81-1379 ، مدیرکل سیاسی و انتظامی استانداری گلستان در دوره استانداری آقای مهیمنی83-1381 ، فرماندار گرگان84-1383 ، مدرس مراکز آموزش عالی گرگان در دروس حقوق

رفعتی در چرایی انتخاب عبارت زبان سبز آورده است: از قدیم وقتی کسی حرف تند و خطرناکی می زد این ضرب المثل را بهش یاد آوری می کردند: "زبان سرخ سر سبز را دهد بر باد".از ظاهر امر بر می آید که حرف تند و تیز در برابر افراد قدرتمند و صاحبان زر و زور و تزویر خطرناک بود وگرنه افراد عادی که به این راحتی نمی توانستند "سر سبز "کسی را از بدن جدا کنند. اصلاً سرها که معمولاً سیاه یا سفید و یا خاکستری و یا...هستند! چرا سبز؟! "سر سبز "کنایه از زندگی است.یعنی زندگی ات بر باد فناست! و از آن جا که من نمی خواهم سرم بر باد فنا برود سعی می کنم زبان سرخ نباشد!! بلکه مطالبم در این وبلاگ نوشته های اصلاح طلبانه مبتنی بر اندیشه ای بر گرفته از "دین رحمانی" و "روش سمحه و سهله پیامبر رحمت" باشد. انشاالله.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 11:16 قبل از ظهر توسط |

              (163) عکس: محمد شاهی پودینه

در بخش فندرسک در روز عروسی بعد از صرف ناهار در منزل داماد که فامیل و اقوام او دعوت شده اند، آرایشگر می آید تا قبل از رفتن به حمام ، سر داماد را اصلاح می کند که این مراسم با خواندن اشعار شاد و دست زدن همراه است و به آن " سرتراشک" می گویند. چنین رسمی در بسیاری از مناطق کشور با اسامی مختلف رواج دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 10:17 قبل از ظهر توسط |

پس از گذاشتن عکس و مطلب الصاقی در وبلاگ در مورد خانم صدیقه نصیری، توسط کاربری به نام " آذر" نظری گذاشته شد که: "او اکنون ثابت نمود که علاوه بر قرابت لیاقت نیز داشته است ایشان یکی از زنانی است که دارای بینش سیاسی علمی است و به جامعه زنان به عنوان فرصتت و منابعی برای توسعه استان و کشور نگاه می کند قبل از هر چیز نگاه انسانی اطرافش دارد و من بعد از مدتها کار با او می توانم به جرات ایشان را انتخاب کنم". و شنیدم که خانم نصیری از اظهارنظر من در مورد خودشان عصبانی شده اند. بنده در همین جا از ایشان عذرخواهی می کنم و قضاوت را می گذارم به عهده دیگران. در ضمن لینک مربوطه را هم حذف می کنم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 8:17 قبل از ظهر توسط |

1- کاندیداهای مشارکتی در حوزه گرگان عاطفه پهلوان، حسین رفعتی، عارف صالحی، مصطفی سبطی و جمشید نیرومند توسط هیئت اجرایی رد شده اند.

2- هیئت اجرایی گرگان از وزارت کشور در مورد محمدحسین علی اصغری استعلام کرده است. چون اخذ مدرک کارشناسی ایشان بعد از 5 سال سابقه مدیریتش است.

3- علی اصغر احمدی در ابتدا رد شده بود اما در ادامه تایید شد.

4- هاجر عامریان رد صلاحیت شده است.

5- سید سبحان حسینی تایید شده است اما قرار است توسط هیئت نظارت رد شود.

6- بیش از نیمی از کاندیداهای استان گلستان رد شده اند.

7- هیئت اجرایی استان برخی از کاندیداها را محترماً وادار به استعفا کرده تا هزینه های رد صلاحیت کاهش یابد.

8- از میان کاندیداهای اصلاح طلب تهران، تنها 12 نفر تایید شده اند تا نتوانند لیست ارائه کنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:35 قبل از ظهر توسط |

               عکس: ابوالفضل نسایی

من خود را در میانه دو طیف جبهه اصلاحات می دانم.

این عکس متعلق به برگزاری میزگردی سیاسی است در گلشن مهر حدود آذرماه ۸۴ در دوران مدیرمسوولی احمد خواجه نژاد 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط |

                 Image hosted by allyoucanupload.com عکس: ابوطالب ندری

حجت الاسلام سید علی طاهری و سید هادی حسینی مهمترین کاندیداهای اصولگرای حوزه گرگان

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:44 قبل از ظهر توسط |

                                                          hadi hosey

دوستم خوبم رضا میاندره پیشنهاد داد به وبلاگ ها و سایت های استان گلستان هم بپردازم. من این کار را در پیوندها انجام می دهم اما از این به بعد در مورد آن ها مطلب نیز خواهم نوشت. گفتنی است با توجه به محمدودیت های قانونی در مورد تبلیغات انتخاباتی کاندیداها و توسعه هر بیشتر کشور، کاندیداها به فراست افتاده اند به ویژه در این دوره از انتخابات مجلس شورای اسلامی از  اینترنت بهره حداکثری ببرنند که راه اندازی سایت و وبلاگ مهمترین اقدام در این زمینه است. البته اولین سایت استان را در این زمینه محمود ربیعی راه انداخت که توضیح خواهم داد. در ابتدا وبلاگ سید هادی حسینی را معرفی می کنم:

www.sayyedhadi.blogfa.com این، نشانی وبلاگ طرفداران مهندس سید هادی حسینی دومین کاندیدای حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا است که ظاهراً از آذرماه امسال راه اندازی شده. آن ها عبارت  "همت ایرانی، فردای ایرانی" را به عنوان شعارِ محوری حسینی در بنر وبلاگ آورده اند. هم چنین در یک نظرسنجی این پرسش را مطرح کرده اند: کدامیک از گزینه ها وارد عرصه انتخابات مجلس هشتم می شوند؟ سید علی طاهری، علی اصغر احمدی، سید هادی حسینی، محمود ربیعی، سعید بیرقدار، سید سبحان حسینی، دکتر بختیاری سعید، محمد هاشم مهیمنی. گروه نویسندگان وبلاگ آقایان: سعدی مجاهدی  و یدالله میری هستند. آرشیو موضوعی آن هم خبر، مصاحبه، سیاست و تحلیل است.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط |

 

تبادل نامه و گفتگو بین تمدن های مختلف در همه جهان و در همه اعصار متداول بوده است. اما تبادل نامه بین عمرابن خطاب خلیفه دوم مسلمین و یزدگرد سوم جالب توجه است. من با متن آن ها کاری ندارم اما نامه ها حایز چند ویژگی اند:

1-   ابتکار نوشتن نامه ها با عمرابن خطاب بوده است و از این جهت این ابتکار، شاهد دیگری بر این مدعا که مسلمانان بیش از همه اهل گفتگوی تمدن ها هستند.

2-   هر دو در عین این که واقعیت هایی را در مورد خود و دیگری بیان کرده اند، اما لحن هر دو تخطئه و نفی دیگری است و این از اصول گفتگو به دور است.

3-   قاعده بر این بود که یزدگرد سوم به عنوان حاکم کشوری با سابقه طولانی تمدنی بیش از عمر به اصول و مبانی ادب و دیپلماسی مدارا پایبند باشد. این مساله بیانگر آن است که ساسانیان در اواخر و از جمله یزدگرد سوم دچار انحطاط اخلاقی شده بودند. بنابراین روا نیست همه تمدن ایرانی را قابل دفاع بدانیم.

4-     سانسور این دو نامه دردی را دوا نمی کند و لازم در مورد آن ها بحث و تبادل نظر شود.

5-     ادبیات نامه ها بیش از آن که دینی و اخلاقی باشد سیاسی هستند.

نامه عمربن الخطاب

بسم الله الرحمن الرحیم

از: عمربن الخطاب خليفه مسلمين به: يزدگرد سوم شاه فارسی

من آينده خوبی برای تو و ملتت نمی بينم، مگر اين که پيشنهاد من را قبول کرده و بيعت نمايی. زمانی سرزمين تو بر نيمی از جهان شناخته شده حکومت می کرد ليکن اکنون چگونه افول کرده؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی را برای نجات به تو پيشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای يگانه، يک خدای واحد، تنها خدايی که خالق همه چيز در جهان است ما پيغام او را برای تو و جهان می آوريم به ملتت فرمان ده که آتش پرستی را که کذب می باشد، متوقف کنند و به ما بپيوندند، برای پيوستن به حقيقت. الله خدای حقيقی را بپرستيد، خالق جهان را، الله را پرستش نماييد و اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنيد اکنون به راه های شرک و پرستش های کذب پايان ده و اسلام بياوريد تا بتوانيد الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنيد . با اجرای اين تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسيان را پيدا خواهی نمود،‌ اگر تو بدانی چه چيز برای پارسيان بهتر است تو اين راه را انتخاب خواهی کرد، بيعت تنها راه می باشد. الله اکبر

خليفه مسلمين عمربن الخطاب

نامه یزدگرد سوم

از سوی شاهنشاه ايران، يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان

تو در اين نامه ما ايرانيان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بدانيد ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهيد که به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرستيم. شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته يي ولی آگاهي های تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خداپرست شوم. ای مردک، هزاران سال است که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتاپرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های مردمی و نيکوورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابان ها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناه تان را زنده به گور می کرديد. تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آن ها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروان ها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه اين زشتي ها بيزاريم، می خواهند آموزش خداپرستی بدهند؟

به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذير آن ها، دل ها و روان های ما را به يک ديگر نزديک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دل های خود هماره زنده نگهداريم. خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد. شما از دل بيابان های تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خداپرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سال است شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را هم چون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟ امروز تنها نايکسانی که مردم ايران با گذشته ارند آن است که ارتش آن ها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند.

زيرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند. به تو سفارش می کنم به دل همان بيابان های سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابانگرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دختران شان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش. آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هرجا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاري های تو و تازيان، چشم خواهند پوشيد. شما با همان "الله اکبر" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.

یزدگرد ساسانی

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 8:49 قبل از ظهر توسط |

رجب غفاري توران متولد روستای توران فارس از توابع بخش دلند در شهرستان رامیان است. او کارشناسی زبان انگلیسی دارد و فرهنگی است. غفاری در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در رشته زبانششناسی همگانی به راهنمايي رضا زمرديان در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1369 طی 115 صفحه به لهجه فندرسکی پرداخته. مطلب زیر را از پایگاه اینترنتی این دانشگاه گرفته ام. گفتنی است در بخش عمده شهرستان رامیان مردم به لهجه فندرسکی صحبت می کنند.

رساله حاضر پژوهشي است توصيفي از ساخت آوايي گويش فندرسکي و يا به عبارت ديگر توصيفي است همزماني (synchronic) . در هر توصيف همزماني، لاجرم، گويش يا زبان را در همان مقطع زماني و مکاني ثابت (static) فرض مي‌کنيم که اين امر البته، اجتناب ناپذير است. و بنا به گفته چامسکي (Chamsky) در اين گونه بررسي‌ها ناچار از نوعي مطلوب سازي (idealization) هستيم. لذا در اين پژوهش، آن چه را که در ترسيم روش تراز سيماي گويش اهميت داشته‌اند مورد نظر قرر گرفته‌اند. همان گونه که در بخش فهرست مطالب به طور مفصل ذکر شده است. در رساله حاضر مطالب و مباحث زير مورد بررسي و توصيف قرار گرفته‌اند: فصل اول شامل پيش گفتار و مقدمه است. در ضمن پيش گفتار، نگاهي اجمالي به بررسي‌هاي گويش شناسي در گذشته و حال و سير تحول آن تا کنون و اين که چه ديدگاه هايي در اين رابطه مطرح شده است. در قسمت مقدمه نيز اشاراتي کلي به اوضاع جغرافيايي و اجتماعي منطقه فندرسک شده است. فصل دوم، در اين فصل ضمن استخراج واج‌ها با استفاده از مقايسه جفت‌هاي کمينه، تعداد، بسامد و واج‌آوايي در گويش، جدول مربوط به واکه‌ها و هم‌خوان‌ها و نيز ويژگي‌هاي آوايي واج‌ها بطور مفصل ذکر شده‌است. فصل سوم، عمده‌ترين مبحث رساله است که در آن موارد متعدد دگرگوني‌ها و گرايش‌هاي آوايي و نيز برخي از فرآيندهاي آوايي مورد بررسي واقع شده‌اند.

لازم به ذکر است که در اين فصل انواع دگرگوني‌ها در واکه‌ها و همخوان‌ها به طور جداگانه و نيز به ترتيب ميزان بسامد مورد بحث قرار گرفته‌اند. ذکر قاعده‌ها، بافت‌هايي که دگرگوني در آن رخ داده است، موارد استثنای آن‌ها، و موارد متعدد ديگري از قبيل پيشين شدگي، دو آوايي شدگي (diphthongization) و flip flop، حذف ، تبديل، کشش آوايي در واکه‌ها، کشش آوايي در همخوان‌ها (کشش همخواني)، مواردي از فرآيندهاي آوايي از جمله قلب، ابدال و... در اين فصل به طور مشروح مورد بررسي قرار گرفته‌اند. لازم به توضيح است که بسياري از اين گونه موارد که ذکر آن آمد، داراي توجيه و علت ساختي نيستند بلکه نياز به تحليل تاريخي دارند که در اين صورت استفاده از منابع و اطلس‌هاي تاريخي را اجتناب ناپذير مي‌کند.

بهرحال، چنان که قبلا نيز گفته شد، هدف اصلي نگارنده کشف و استخراج و فرموله کردن موارد متعدد دگرگوني‌ها و گرايش‌هاي آوايي بوده است و نه علت يابي تاريخي و اجتماعي آن‌ها. فصل چهارم، اين فصل اختصاص به واژگان فندرسکي دارد. نگارنده، به خاطر طولاني نشدن رساله، از يک سوم واژه‌هايي است که يا با فارسي رسمي (نوشتاري) تفاوت کامل دارند و يا اندک تفاوت هاي آوايي در آن‌ها رخ داده است. در پايان فصل نيز تعدادي از منابع را که بعضاً مورد استفاده مستقيم و غير مستقيم واقع شده‌اند، فهرست گرديده است. 

به نقل: www. d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 7:41 قبل از ظهر توسط |

ميرفندرسکي

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 9:41 قبل از ظهر توسط |