نشریه فرهنگی، دینی، اجتماعی استان گلستان
در انتخابات مجلس من مسئول بخش مطبوعاتی ستاد انتخاباتی محمود ربیعی بودم و چندین گفتگو را تنظیم کردم که در برخی از نشریات استان چاپ شد. یکی از گفتگوهایی را که دوست دارم همین است. هفته نامه استرآباد به همت سردبیر جوان خود محمد گل کش صفحه ای راه انداخته است به نام یک فنجان چای داغ. این صفحه همان صندلی داغ است. به آقایان گفتم می خواهم با ادبیات این صفحه گفتگوی تبلیغاتی را برای شما آماده کنم. آن ها هم استقبال کردند؛ البته برای پول آن. من در این گفتگو سعی کردم در مورد بحث هایی که پیرامون ربیعی جریان دارد بپردازم. این هم گفتگو.
محمود ربیعی: مردم درست انتخاب می کنند
در این هفته که ایام تبلیغات کاندیداهای مجلس هشتم جریان دارد اگر به سراغ برخی از آن ها نمی رفتیم مطمئناً چند فنجان داغ و لب سوز چای را از دست می دادیم. از میان آن هایی که به تماس و دعوت ما پاسخ مثبت دادند محمود ربیعی سوژه مناسب تری بود چرا که هم طی سه دهه عمر نظام مسوولیت های مختلفی را از نظامی گری تا سیاستمداری تجربه کرده است و هم حرف های بسیاری برای خواندن و یاد گرفتن دارد. او البته در طول گفتگو نشان داد خود یک روزنامه نگار است و اصول گفتگو را می داند بنابراین گفتگوی ما شبیه بازی شطرنجی شد. یک یک مساوی.
* آقاي ربيعي در گفتگو با مديري چون شما اولين سووالي كه به نظر مي آيد اين است كه جنابعالي چه برداشتي از استان گلستان داريد؟
ما که اهل نوشتنیم و ادعا می کنیم باید بیش از این ها حساس باشیم و بنویسیم. برای این نوشتن ها هیچ عذری ندارم که بدتر از گناه خواهد بود. اماپس از اتمام دوره اول انتخابات مجلس، دچار فترت و رخوت شدیدی شدم که آن هم شاید ناشی از فشار زیادی بود که در ایام انتخابات بر من بود. از سوی دیگر به دنبال زیادی و راهبردی می گشتم که از سویی دچار حذف های جناح حاکم نشوم و هم اصلاح طلبان همدل بمانند. تاکید بر فرهنگ و وجوه مختلف آن از جمله دغدغه هایی بود و هست که بر پرداختن به آن تاکید دارم و دوست تر می دارم در سال جدید به این مقوله فراموش شده بیش از پیش بپردازم. چرا که اعتقاد جدی دارم در جدال های سیاسی کشور آن چه قربانی شده فرهنگ است و در مطلبی پیش از این آوردم که فروپاشی اخلاقی به عنوان بخشی از روند فرهنگی ایران در حال وقوع است. تقابل های سیاسی و بی اخلاقی های رایج در آن بیشتر از همه موجبات فروپاشی مکارم اخلاق و در نتیجه فرهنگ را فراهم می آورد. درد کنونی ما تهاجم فرهنگی نه این که نباشد بیش از آن، دعوای برادران است که در طرف مقابل دیوانه نیست که باور کند، عاقلی است که منفعت صدچندان می برد.
امید آن که عاقبت خیر باشد.