متاسفانه طي دو هفته گذشته رايانه شخصي بنده مورد تهاجم ويروسي قرار گرفت كه طبق پرس و جوهاي من، اسم آن، ويروس تفرقه افكن است. اين ويروس در بالاي منوي صفحه، جملاتي را بر عليه نظام ايران با نواري زردرنگ ظاهر مي كند كه با بستن صفحه يا رفرش، دوباره پنهان مي شود. هم چنين به داخل سيستم عكس ها و متني مي فرستد كه در ادامه مي خوانيد. براندازي نرم كه مي گويند همين است كه من به آن مي گويم اپوزيسيون مجازي. در ضمن اگر چاپگر روشن باشد بعد از گذشت دقايقي پس از ظاهر شدن جمله، متن كاملي كه آن جمله در آن قرار دارد خودكار چاپ گرفته مي شود.
اللهم صل علی فاطمه ابیها و بعلها و بنیها
طی روزهای گذشته هم چون سنوات گذشته پیرامون شخصیت و سیره والای دخت نبی اکرم حضرت فاطمه کبری(س) نوشته ها و حرف های بسیاری منتشر شد. اما متاسفانه یکی از ویژگی ها و صفات بارز آن حضرت مورد غفلت واقع شده و آن عالمیت و اندیشمند بودن ایشان است. از به کار بردن لفظ روشنفکر می پرهیزیم به این سبب که "اندیشمند" هم خصوصیات روشنفکری را دارد و صاحب تخصص علمی است؛ هم چنان که تدین و دین باوری سیره حضرت فاطمه(س) بود.
چند ماه پیش می خواستم مطلبی در مورد چت chat گفتگوی اینترنتی بنویسم که متاسفانه نشد و تنها چند یادداشت کوچک از آن فکر، باقی ماند که همان چند خط را برایتان می آورم. به نظرم تاکنون از این جهت به چت نگاه نشده بود. در مورد مینی مالیسم یا کمینه گرایی هم بگویم: مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی و یا شبه فلسفی بنیان گذاشتهاست. مینی مالیسم در شکلهای مختلفی از طراحی و هنر، به ویژه در هنرهای تصویری و موسیقی استفاده میشود. مینی مالیسم پس از جنگ جهانی دوم، در هنر غرب به وجود آمد و بیشتر از سوی هنرمندان هنرهای تصویری آمریکایی در اواخر دهه ۶۰ میلادی و اوایل دهه ۷۰، گسترش پیدا کرد. مینی مالیستها معتقدند با حذف حضور فریبنده ترکیب بندی و استفاده از موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند، می توان به کیفیت نـاب رنگ، فرم، فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک میتوان به دیوید اسمیت، دونالد جاد، ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد. آثار هنرمندان مینی مالیست گاه کاملاً تصادفی پدید میآمد و گاه زاده شکلهای هندسی ساده و مکرر بود. مینی مالیسم نمونهای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است: Less is more «کمتر غنی تر است».
حالا ویژگی های چت:
1- چت به شدت عمل گرایانه(پراگماتیستی) است.
2- چت ساختارشکنی در ساحت کلام، مشاهده و شنیدن است
3- در چت الزاماً مشاهده وجود ندارد ندارد و اختیاری است. و با به وجود آمدن وب کم این اختیار دیدن و یا ندیدن یکدیگر، تبدیل به گونه ای الزام ندیدن دارد می شود.
4- در چت شناخت پیشینی دو سوی گفتگو ملاک عمل نیست.
5- در چت، گفتگوی سقراطی وجود ندارد و حتی دیالکتیک گفتگو می تواند وجود نداشته باشد.
6- در چت حتی آینده وجود ندارد و به شدت بر حال تکیه دارد.
7- چت رویکردی گلوبالیستی(جهان شمول) دارد.
8- البته از منظر مذهبیون، چت می تواند صله رحم باشد که ابنای بشر نه تنها احوال خویشان خود را جویا می شوند که جویای احوال همه جهانیان اند.
چاپ شده در: هفته نامه منطقه ای پیک سبز – شماره 240 – یک تیرماه جاری
بشر از لا به لاي تاريخ، دوراني را به ياد مي آوردكه پدران و مادرانش براي صحبت كردن و ايجاد ارتباط با يكديگر از ايما و اشاره استفاده مي كردند تا اين كه به مرور زمان، زبان اشاراتِ مكتوب توسط مللي چون فينيقي ها اختراع شد و از آن جا كليد ساخت الفبا زده شد. در ادوار بعدي، الفبا تكميل و طليعه ی ساخت كلمات و در پی آن جملات و در نهایت«زبان» آغاز شد و اين گونه بود كه انگار در ابتدا فقط کلمه بود و خدا به انسان كلمه را مي آموخت. امروز بشر به آن چه می گوید «زبان شفاهي» و با آن چه مي نويسد زبان مكتوب و يا «خط» گفته مي گويد. و به مواريث مكتوب و شفاهي برجاي مانده از گذشته هاي دور و نزديك «ادبيات» مي گويند.
در طول سده ی اخير دانشمندان علم زبان شناسي دريافته اند كه شمول زبان- که بخشی از ادبيات است- مي تواند بسيار گسترده تر از معناي مذکور آن باشد. به عبارت ديگر، در علوم، صنايع، سازمان ها، و... به هر عمل و محصولي كه موجب ارتباط با مخاطب شود «زبان» اطلاق مي شود. از اين منظر تمام پوسترها، فيلم ها، تراكت ها، بنرها، جشنواره ها، و... زبان هستند و لاجرم آن چه كه درآن ها نوشته و يا گفته مي شود جزوی از ادبيات تلقی می شوند.
پديده گردشگري نيز از اين مساله دور نيست. بسياري از كشورهاي دنيا در تلاشند با استفاده از ابزار مختلف، گردشگران بیشتر و در نتيجه ارز زیادتري به سوي خود جلب نمايند. در این میان مطمئناً هر كشوري که از زبان و ادبيات بهتر، قوي تر، و تازه تري استفاده كند پيروز است. و البته ايران براي آن كه به چنين ويژگي يعني«گردشگران بیشتر و در نتيجه ارز زیادتري» برسد، شايسته است زبان و ادبيات گردشگري كشور حايز شرايط زير باشد:
1- اين نوع زبان و ادبيات ايجابي است نه سلبي. بدين معنا كه مي كوشد موجب و موجد جلب مخاطب و در نتیجه جذب او شود(که به این مخاطب پس از جذب، گردشگر می نامیم) نه آن كه وجه تدافعي آن پررنگ تر باشد؛ چون اصل بر استفاده و بهره است.
2- رئالیستی و بالتبع راستگو است. چون بي شك صادق ترين سبك و روش رئاليسم است. بدين جهت مهم ترين خصيصه زبان و ادبيات گردشگري، صداقت و واقعيت است. شايد از غلو براي القاي بیشتر به مخاطب/گردشگر بهره بگيرد اما هيچ وقت دروغ نمي گويد و بر داشته های خود تکیه دارد.
3- رويكردي مردم گرايانه دارد. زبان و ادبیات گردشگری در لایه های اولیه خود مخاطبان عام و قاطبه بشر را مدنظر دارد. می خواهد سفرها- به عنوان معروفترین مصداق گردشگری- همگانی شود و همگان از سفر برخوردار شوند. هرچند ملاک گردشگری بر غرابت زدایی از جاذبه های گردشگری است و كشورها با روش ها، مدیوم و ابزار جدید نظير اینترنت، کانال های تلویزیونی، نشریات، کتب و... در پی آنند به توسعه و گسترش گردشگري دست يابند. چرا که حس لذت جویی از جاذبه های گردشگری از طريق مشاهده نیز تامین می شودو مي توان با اندكي اغماض از آن به عنوان سفرهاي رايگان نام برد.
4- جهاني است و بيش از همه به دنبال جهاني سازي و گلوبالیسم است. امروزه گردشگری از جمله حوزه های مشترکی است که فهم و درک عمومی را در جهان بوجود آورده است. بنابراین گردشگران با سفرهای خود، در واقع مرزها و جداسازی های فرهنگی را برداشته اند و حتی موجب کاهش تنش های سیاسی شده و می شوند. زبان و ادبیات گردشگری زباني به شدت جهاني است و دايره شمول آن همه كشورها اعم از فقير و غني هستند. فلسفه گردشگری هرچند در جهان غرب خلط شده و آن را پوزیویستی می دانند اما الهام گرفته از سرچشمه های وحیانی و از مشرب های انسانی برخوردار است. چرا كه با فطرت آدمي مبني بر لذت و كام جويي از جاذبه هايي هستند كه يا خدادادي اند يا آن كه با يك واسطه، آفريده آدمي است. اين انسان محوريِ قرآني(1) گردشگري برآمده از چنين نهاد پاك است براي همين خود زمينه ساز ايجاد جوامع سالم و پاك است.
5- زبان و ادبيات گردشگري توسعه مدار است. كارشناسان توسعه پايدار و همه جانبه، يكي از محورهاي توسعه را گردشگري مي دانند. زبان و ادبيات آن نيز بر مدار ايجاد، اعتلا و تدوام صنعت گردشگري است تا از اين طريق، توسعه پايدار جامعه هدف شكل گيرد.
***
آن چه كه رفت بخشي از ويژگي هاي زبان و ادبيات گردشگري است كه متاسفانه با آن كه ايران خود يكي از قطب هاي گردشگري جهان و تمام انواع گردشگر را براي تمام فصول سال در خود دارد اما ضعيف و وارداتي است. به عبارت ديگر براي شناسايي و معرفي گردشگري كشور ما هنوز نتوانسته ايم به گفتمان غالب گردشگري دست يابيم. چنين وضعيتي از سويي ربط و بستگي اصلي و حتمي به دولت ها باگرايش هاي سياسي خاص خود ندارد اما از سوي ديگر در برنامه هاي پنج ساله و سند بيست ساله توسعه كشور به طور مستوفا آمده و ديده شده است. گره در عدم وجود فرهنگ گردشگري است. زبان و ادبيات گردشگري از فرهنگ آن مي گذرد و ارتباط طولي با هم دارند.
اين تاسف بيشتر هم مي شود كه بدانيم، زبان و ادبيات موجود كشور به شدت ترجمه اي و وارداتي است و حتي در بومي كردن چنين ساختار وارداتي نيز چندان موفق نبوده ايم. كشور ايران با چنين عظمت فرهنگي و تمدني- چنان كه رفت جزو قطب هاي گردشگري جهان است- مي بايست جزو توليدكنندگان زبان و ادبيات گردشگري نيز باشد. هژموني فرهنگي و تمدني اتفاق نمي افتد مگر آن كه در توليد و اعتلاي بخش هاي مختلف فرهنگي و تمدني برآييم و موفق گرديم. اگر بپذيريم هژموني فرهنگي مي تواند همان استعمار و تهاجم فرهنگي باشد وظيفه و رسالت سنگين تري بر عهده ماست. چرا كه تنها «داشتن» مهم نيست مهمتر از آن، ارائه و انتشار داشته ها است. گردشگري ايران بي شك نياز به زبان و ادبياتي دارد كه برآمده از خويش باشد تا بتواند داشته ها و جاذبه هاي كشور را معرفي نمايد و به خلق نظريات و مباحث معرفتي در اين حوزه بپردازد.
پانوشت:
(1) از اين جهت بر سويه هاي ديني حوزه گردشگري تاكيد دارم كه مكاتب و نحله هايي چون اومانيسم در ذيل معناي ديني جهان قراردارد. بدين جهت بر كل آن نظر دارم نه يكي از فروعاتش.