تبليغاتX
دشت

نخستین و مهمترین پرسش درباره فلسطین این است که چرا این همه آدم کشی در بخشی از سرزمین فلسطین در حال رخ دادن است اما جنگ بین نیروهای حماس و اسراییلی ها به انجام نمی رسد و یا آتش بس نمی شود؟!! در تبیین و توضیح چنین پرسش بینادینی ضروری است به چند گزینه نظر داشت:

1- فلسطین به مساله ای حکومتی، سیاسی، دینی، عربی، و... تبدیل شده و هیچ کس از منظر انسانی به آن نگاه نمی کند. هرکسی از ظن خود شد یار من... در حالی که کشته و زخمی شدگان بیش از همه انسان هستند و برخوردار از حقوق بشر؛ اما طرفداران حقوق بشر و نهادهای ذیربط سکوت کرده و یا صدایشان حال و جانی ندارد. اعتراضات حقوق بشری نیز معنایی واژگون یافته و به اهرمی در خدمت دولت ها و نظام های سیاسی هستند. آن ها تنها تضییع حقوق بشر در کشورهای محور شرارت را می بینند و یا اجازه دارند ببینند.

2- اسراییل در حال کشتن مردمی است که در محدوده حکومت/دولت حماس هستند و جنگ همه فلسطینیان با اسراییل نیست. حکومت/دولت فتح با ضدیت و دشمنی که با حماس دارد به خود اجازه می دهد نیروهای اسراییلی بخشی از مردم کشورش را به خاک و خون بکشند. برای آن ها مهم در چنگ گرفتن همه مناطقی است که در صلح با اسراییل، از آن آنان خواهد شد. فتح این بار می خواهد با سکوت خود و به دست سربازان اسراییلی ریشه حماس را کنده و برای همیشه به تاریخ بسپارد. در حالی که هم فتح و هم طرفدارانش نظیر آمریکا و اروپا و خود اسراییل به این تحلیل سیاسی توجه ندارند که حماس و طرفدارانش در هر صورت در عرصه سیاسی فلسطین باقی خواهند ماند هم چنان طی سالیان متمادی نتوانسته اند حماس را متلاشی و محو کنند. اگر می توانستند قطعاً چنین می کردند.

3- عمده ترین اتهام حماس آن است که تحت تاثیر کشورهایی چون ایران و سوریه است. در حالی که بیشترین تاثیر و مداخله را آمریکا و در ادامه اروپا در بحران فلسطین دارند. اگر منافع آمریکا و رفقای اروپایی ایجاب کند بی هیچ درنگی مساله فلسطین را خاتمه می داد. فتح به شدت تحت تاثیر آمریکا و اروپا قرار دارد و به نظر می رسد از خود اختیار چندانی ندارد. از سوی دیگر کمک های اقتصادی و سیاسی آمریکا و اروپایی ها بسیار آشکار است و فاش نیز می گویند. اما کمک های ایران به حماس از این جنس نیست و حماس با همه اتهاماتی که متوجه اوست قرائت خود را دارد.

4- پوشش و انعکاس رسانه ای جنگ حماس و اسراییل نیز از موقعیت قابل توجه ای برخوردار است. از سویی رسانه های طرفدار حماس هستند که می کوشند کشتار مردم در غزه را مساله ای انسانی تفهیم کنند و وجه انسانی غزه را نشان دهند. کشتار مردم و آن همه زن و کودک نه امری جناحی و گروهی که تبدیل به فاجعه ای انسانی شده است. در دیگر سو، رسانه های موافق فتح و اسراییل هستند. رسانه های اصلی آمریکایی، اروپایی و عربی جزو این دسته اند. آن ها بر این نکته پای می فشارند که: 1) آغاز و ادامه جنگ از سوی حماس و کشورهای طرفدارش ایران و سوریه هستند. 2) حماس از سر لجبازی به جنگ ادامه می دهد و حاضر به پذیرش آتش بس نیست. 3) با توجه به سنگ اندازی برخی کشورها در روند صلح فلسطین و اسراییل و جنگ طلبی حماس تنها راه تسلیم کردن حماس، شکست نظامی این گروه است. 4) حماس حکومت/ دولتی تروریست و همانند القاعده است.

اما دسته سوم رسانه هایی هستند که خوراک خبری مناسبی یافته اند و برایشان فرقی ندارد که این جنگ در دارفور است یا نوار غزه. مهم جذابیت روایت خبری است که هم چون فرازهای هزار و یک شب از فلسطین روایتی تراژیک و اکشن ساخته است.

5- همه گروه ها و افراد فلسطینی که به گونه ای در مورد سرنوشت کشورشان حساس هستند و جزو بازیگران فلسطینی بشمار می روند سیاست مدارانی سنتی و غیرحرفه ای اند. آن ها عموماً به دلیل عدم توجه به معادلات سیاسی نمی خواهند  فلسطینش تبدیل به مساله ای فرامنطقه ای، جهانی و ژئوپلیتیکی شده است. در حالی که کشورهای ذینفع به مدد کارشناسان ذبده ای که دارند بحران فلسطین را تاکنون کش داده اند تا منافع شان در منطقه خاورمیانه تامین شود. در این میان اما مهمترین پیامد چنین کشاشی ادامه موجودیت و تثبیت هرچه بیشتر آن است. انگار سرنوشت فلسطین در اتاق های دربسته کشورهای ذینفع رقم می خورد.

6- پرسش نخستین را یک بار دیگر مرور می کنیم که چرا این همه آدم کشی در بخشی از سرزمین فلسطین در حال رخ دادن است اما جنگ بین نیروهای حماس و اسراییلی ها به انجام نمی رسد و یا آتش بس نمی شود؟!! در این رابطه گفتنی است فلسطینیان می بایست تئوری خط چهارم را در پیش گیرند.

آن ها پس از آن که به بازخواهی زمین های از دست رفته رسیدند تفنگ در دست گرفته و به واکنش مسلحانه پرداختند. اما با همه کمکی که دول مختلف و ذینفع به مبارزین فلسطینی کرده و برای خود دسته و گروه و حزب در آن جا راه انداختند راه به جایی نبردند تا این که خط دوم را برگزیدند. عرفات به عنوان سمبل مقاومت و مهمترین رهبر مبارزین فلسطینی به پیشنهاد صلح با اسراییل و ایجاد دو کشور فلسطین و اسراییل پاسخ مثبت داد و قطعنامه های سازمان ملل را پذیرفت. اما دیگران سرباز زدند و به خط اول ادامه دادند. خط دوم حدود سه دهه به درازا کشید که مهمترین دستاورد صلح عرفات، مناطق خودگردان و نه کشور فلسطین بود. او به همین راضی بود و اعتقاد داشت بدین گونه فلسطین احیا خواهد شد. این خط با مرگ مشکوک عرفات دچار سردرگمی بیشتری شد. خط سوم اما از جایی آغاز شد که مدار بر این قرار گرفت فلسطینیان در اراضی خود گردان انتخابات برگزار کنند. در دور اول فتح پیروز شد و نفر دوم دولت خودگردان، حماس شد. فتح و هم پیمانانش با ندیده گرفتن حماس در تصمیمات استراتژیک، آتش خشم آنان را برافروختند و اختلافات داخلی فلسطینیان به اوج رسید. در دور بعد دولت با شگرد خاص، به دست حماس یعنی معتقدین و رهبران خط اول، ادامه مشی مسلحانه افتاد. فتح تاب نیاورد و به موازات حماس دولت دیگری را ایجاد کرد. و بدین گونه دولت خودگردان عرفات دو تکه شد و عملاً دستاورد او به باد رفت.  

7- واقعیت این است که فلسطین در این سردرگمی و کشتار اخیر نیاز جدی به خط چهارم دارد و خط سوم به منتهای چالش جهانی رسیده است. خط چهارم بر این نکته تاکید دارد که ابتدا گفتگوی فلسطینی رخ دهد و دولت اتئلافی تشکیل شود و در ادامه هر دو جناحین "مبارزه" و "صلح" تقیدات و الزامات انتخابات را بپذیرند تا آن که بتوانند بر سر نحوه برخورد با اسراییل تصمیم گیری نمایند. این دو جناح خود را از زیر فشار طرفداران خود برهانند و از منتها الیه قدسی بودن تا منهای عرفی شدن دست بکشند و به نقطه مشترک حداقلی برسند. این خط بیش از همه بر گفتگو و مدارای خودی ها تکیه دارد تا صلح خاورمیانه. از منظر فلسفی امکان های فلسطین هم چنان باز است اما سیاست مداران صبور و هوشیار را می طلبد. آنان باید یاد بگیرند می بایست به بومی سازی مساله فلسطین دست یابند و لابی های فلسطینی را به نفع وحدت و یکپارچگی گروه های ذینفع داخلی قوی سازند و در واقع به مدل نسبی عراق و لبنان برسند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 5:27 بعد از ظهر توسط |

از پیراهن آهو  آفتاب می خیزد

و از شاخه ختن، انار

ابرو راه می شود مغول می تازد

می تازد و هندو در پی آهو

این بار ختن از شیراز می رود

در مرو فال می گیرند غزل می آید

می آید و هندو در پی

روبه رو در چشم صحاری

 

مرو می ایستد شاخه ختن را به زیر می کشد

هندو در برابر

و سایه مرو بر ختن. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 7:27 قبل از ظهر توسط |

تقی احسن یکی از فعالین چپ سنتی در گرگان است و از یاران اتحادیه انجمن های اسلامی بشمار می رود. او از همان ابتدا با گلشن مهر به علت وابستگی فکری اش به اتحادیه ارتباط نزدیکی داشت. وقتی مطلع شدم یک برادر دیپلمات دارد به عنوان دبیر سیاسی وقت روزنامه گلشن مهر ابراز علاقه کردم ولو تلفنی با او مصاحبه کنم که مسیر نشد. تا این که در تابستان 85 وقتی ایشان در استان بسر می برد آقا تقی هماهنگی های لازم را بوجود آورد و علی احسن به دفتر گلشن مهر آمد و مصاحبه انجام شد. منتهی احسن به جهت فضای شغلی اش در مصاحبه به قدری پاستوریزه صحبت کرد که رغبت نکردم مصاحبه را تنظیم و چاپ کنم. گفتگو حول و حوش حوادث لبنان بود اما به نظرم با تبیین ولو کوتاه اوضاع لبنان در این مصاحبه، دغدغه های ایران به عنوان یکی از طرفداران دولت منتخب حماس در فلسطین روشن تر خواهد شد. احسن در آن زمان رايزن دوم سفارت ايران در اردن بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 11:18 بعد از ظهر توسط |