تبليغاتX
دشت

دشت

نشریه فرهنگی، دینی، اجتماعی استان گلستان

بهاریه، اما دیر...

ما که اهل نوشتنیم و ادعا می کنیم باید بیش از این ها حساس باشیم و بنویسیم. برای این نوشتن ها هیچ عذری ندارم که بدتر از گناه خواهد بود. اماپس از اتمام دوره اول انتخابات مجلس، دچار فترت و رخوت شدیدی شدم که آن هم شاید ناشی از فشار زیادی بود که در ایام انتخابات بر من بود. از سوی دیگر به دنبال زیادی و راهبردی می گشتم که از سویی دچار حذف های جناح حاکم نشوم و هم اصلاح طلبان همدل بمانند. تاکید بر فرهنگ و وجوه مختلف آن از جمله دغدغه هایی بود و هست که بر پرداختن به آن تاکید دارم و دوست تر می دارم در سال جدید به این مقوله فراموش شده بیش از پیش بپردازم. چرا که اعتقاد جدی دارم در جدال های سیاسی کشور آن چه قربانی شده فرهنگ است و در مطلبی پیش از این آوردم که فروپاشی اخلاقی به عنوان بخشی از روند فرهنگی ایران در حال وقوع است. تقابل های سیاسی و بی اخلاقی های رایج در آن بیشتر از همه موجبات فروپاشی مکارم اخلاق و در نتیجه فرهنگ را فراهم می آورد. درد کنونی ما تهاجم فرهنگی نه این که نباشد بیش از آن، دعوای برادران است که در طرف مقابل دیوانه نیست که باور کند، عاقلی است که منفعت صدچندان می برد.

امید آن که عاقبت خیر باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:34 بعد از ظهر  توسط   | 

22 بهمن

فرارسیدن روز با شکوه ۲۲ بهمن

پیروزی مردم بر حکومت دیکتاتوری

پیروزی مردم بر تک صدایی

بر فساد خانوادگی، باندی و سیاسی

و...

بر همه آحاد مردم ایران تبریک و تهنیت باد.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط   | 

من و رضا میاندره

من در اواخر 83 یا اوایل 84 بود که دشت را راه اندازی کردم. اسم آن را هم از دوست و برادر عزیزم علی جهانگیری وام گرفتم. ایشان به دوست مشترک مان سید مهدی جلیلی گفته بود اگر می خواهی نشریه بگیری اسم آن را دشت بگذار. این مساله مربوط به چهار پنج سال پیش می شود. من این نکته در ذهنم بود تا این که خواستم وبلاگی راه اندازی کنم. البته آقای جلیلی نشریه ای را به نام خانمش و تحت عنوان" سپیدار" درخواست داده است.

در همان وبگردی ها بود که با وبلاگ رضا میاندره آشنا شدم. ایشان برای من پیغام گذاشت و من برای او. تا جایی که با هم مکالمه تلفنی هم داشتیم. در آن زمان موج اول وبلاگ نویسی در گرگان و استان گلستان آغاز شده بود. من با توجه به پیگیری هایی که داشتیم از  وبلاگ میاندره قدیمی تر ندیدم و حدس می زنم نباشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط   | 

جهان های ثلاثه شهید چمران

این هم آخرین سرمقاله من در روزنامه گلشن مهر روز شنبه 1/3/86

(به مناسبت سالروز شهادت شهید مصطفی چمران)

انقلاب اسلامی ویژگی های متعددی دارد که به جرات می توان گفت یکی از مهمترین ویژگی های آن شهید دکتر مصطفی چمران است. او نه به عنوان یکی از پدیده ها و سرمایه ها که دقیقاً یکی از شاخص های انقلاب بشمار می رود و حتی مفصل تر، یکی از خرده روایت های انقلاب محسوب می شود. این گزاره از آن جهت اعتبار می یابد که در نظر گیریم در عصر مدرنیسم که بشر به شدت دچار نسبی گرایی شده و مکاتبی چون نهیلیسم مجال بروز و رشد پیدا کرده اند کسی در مدرن ترین کشور جهان و در قلل رفیع علم مدرنی نظیر فیزیک هسته ای از "عقیده" دفاع می کند. شهید چمران بیش از همه از ساحت عقیده و در پی آن از آزادی بیان دفاع کرد. نوع رفتار و کنشمندی او نه انقلابی و خشونت طلبانه که انسان مدارانه با تعریف انسانی دینی است. در منظر دین- که منظر انسانیت است- هیچ فردی برای رسیدن به اهداف زمینی و فرازمینی خود متوسل به خشونت، تزویر، دروغ و خدعه نمی شود. شهید چمران را در منطق خردگرایانه غربی بایستی این گونه نگاه کرد؛ او مرد جنگ نیست اما اگر اقتضا کند می جنگد. به عبارت دیگر او به جنگ نگاهی ابزاری دارد و برای دستیابی به اهداف خود از ابزار مقتضی آن بهره می برد، برخلاف دیگران که در هر شرایطی در حال بازتولید جنگ هستند و مقدس و غیرمقدس می جنگند. در این تفسیر اینجایی و زمینی از شهید چمران او انسانی زمینی با منظر و رویکردی دینی یا دست کم فرازمینی است. هرچند زمینه های فرهنگ شرقی او چنین ایجاب و استلزام نگرش فرازمینی را به وجود می آورد. شهید چمران "دین" را که از شاخص های دوران سنت است با مدرنیسم علمی در هم می آمیزد و پراتیکی فراهم می آورد اتوپیایی. اتوپیا از این جهت که دست یافتن بشر غربی به شرایط دکتر چمران سخت و تعب است وگرنه برای انسان شرقی که مدام در احاطه انگیزه های فرازمینی قرار دارد شهید دکتر چمران چندان دور از دسترس، سورآلیستی و هالیوودی نیست.

شهید دکتر چمران در دو بی نهایت غرب خردگرا و شرق متدین قرار داشت، به رغم شخصیت های دیگری چون شهید آوینی که منظر غربی او کمرنگ بود. آن چه گفته شد نگاهی غرب مدار به شهید چمران بود اما از نگاه شرقی و به ویژه ایرانی، او "سردار ِ آگاهی ِ ملی" است. در دورانی که ایران در عصر گذار از سنت به مدرنیسم است و بخش عمده ای از جامعه ایرانی حتی از دستیابی به لوازم اولیه سنت محروم هستند فردی چون شهید چمران از خانواده ای کاملاً عادی به مراتب بالای علمی می رسد. تحصیل او در آمریکا در دوران کاپیتولاسیون فکری آمریکایی ها نسبت به جهان سوم، هژمونی القایی کشورهای استعماری را می شکند، به اعتماد به نفس ایرانیان حیات دوباره ای می بخشد و خرد جمعی آنان را ترمیم می نماید. رژیم پهلوی به جای اتخاذ رویکردی علمی و خردورزانه نسبت به مدرنیسم، برنامه ریزی پوپولیستی و غیربومی کرده بود بدین جهت انقلاب سفید شاه و ملت راه به جایی نبرد و انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. نکته طرفه این که او نه از سوی احزاب مطرح کشور، نه از طبقات برگزیده اجتماع که دقیقاً از متن مردم واقعی به ناسا راه می یابد. این امر بیش از آن که ظرفیت آمریکایی ها را برای جذب مغزهای شرقی نشان دهد حاکی از ظرفیت ها و توانمندی های برتر ایرانیان در برخورد با مدرنیسم است، هم چنان که چنین ظرفیت و انعطاف پذیری در تمام اعصار وجود داشته. البته این که ما تاکنون به طور کامل به جهان جدید دست نیافته ایم ناشی از غفلت و عدم مدیریت مدیران است، غفلتی که عمر آن به اندازه عمر مدرنیسم بوده و به یکی از چالش های همواره ِ ما بدل شده. بزرگداشت سالروز شهادت شهید دکتر چمران فرصت مغتنمی است تا یک بار دیگر پیرامون چالش مزبور نقد و بررسی شود. نظیر ایام سالروز ارتحال دکتر شریعتی که موسم نقد و بررسی روشنفکری دینی و عرفی است.

وجه سومی هم وجود دارد و آن نگاه جهانی شهید چمران و اعتقاد او به اسلام محوری در ذیل جهان- وطنی بود. و تاکید می شود این اسلام محوری را دقیقاً در ذیل و راستای جهان- وطنی است. بدین معنا که او همه کشورهای اسلامی را وطن خود می دانست و غمخوار مشکلات و مصایب آنان بود و در این راه بین مذاهب و فرق اسلامی تفاوتی نمی گذاشت. شاید بتوان گفت او یکی از طلایه داران تقریب مذاهب بود. همین رویکرد اسلام محوری سیاسی، او را در کنار دوستانش در اروپا مبارز می کند، او را به لبنان می کشاند، در کشورهای اسلامی آموزش های نظامی می بیند، در ایران جزو مسوولین ارشد نظام می شود و... زندگی پر فراز و نشیبی که تنها در خدمت اسلام بود. این بخش از زندگی شهید چمران جزو جهان اسلامی است. جهانی که در نگاه او، وحدت و دارا بودن اهداف متعالی از جمله مشخصات بنیادین آن است. و صفت استعمارستیزی سرلوحه این جهان قرار دارد.

شهید دکتر چمران نشان داد در کمال مدرنیسم هم می توان، سیاست ما عین دیانت ما باشد به شرطی که خرد جمعی بشر بتواند از دیانت و سیاست متخذه دفاع کند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر  توسط   |