وقوع انقلاب در ایرانِ 57 تئوری های بسیاری از اندیشمندان سیاسی را برهم زد چرا که این انقلاب از سویی، اسلامی بود و قاعدتاً وقوع یک انقلاب دینی و بر سر کار آمدن نمایندگان دین در جهان معاصر که در آن زمان می رفت مرزی های مدرنیسم را درنوردد و طلیعه پست مدرنیسم بود، محتمل به نظر نمی رسید. به ویژه آن که این انقلاب دینی، وابسته ای از دین اسلام به ویژه مذهب شیعه بود که پس از سقوط و انحطاط صفویان، به شدت از صحنه و صفحه حکمرانی و دولت داری کنار گذاشته شده بود.
این انقلاب شیعی که خود به عنوان یک پدیده اجتماعی و سیاسی، کم نظیر و حتی بی نظیر بود دارای ویژگی های خاص خود نیز بود که از جمله آن ها می توان به برگزاری نماز جمعه اشاره کرد. بدین معنی که اولاً شیعیان به علت آن که در مقابل دولت های وقت خود همواره جریان اپوزیسیون بشمار می رفتند بنابراین شئونات آن ها نظیر نمازجمعه رنگی سیاسی به خود گرفت. ثانیاً پس از برچیده شدن صفویان، شیعیان ایران به دلیل در اختیار نداشتن حکومت و دولت، حداقل به طور رسمی نمازجمعه نداشتند و از برگزاری این حق به ویژه در زمان پهلوی ها محروم بودند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، روز جمعه 5 مرداد سال 1358 برابر با سوم ماه مبارک رمضان سال 1399 ق. اولين نمازجمعه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به امامت مرحوم آيت الله سيد محمود طالقاني در دانشگاه تهران برگزار شد. حضرت امام(ره) چند روز قبل از اين تاريخ اين مهم را به ايشان سپرده و حکم برپايي و اقامه نمازجمعه را صادر نمودند. واگذاري اين تکليف توسط رهبر فرزانه انقلاب در حساس ترين برهه از زمان انقلاب بر عهده آيت الله طالقاني، امر خطيري بود. جالب آن که هم زمان با برگزاری نمازجمعه در تهران در گرگان نیز به امامت آیت الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه در استان گلستان(گرگان و دشت سابق) و امام جمعه گرگان برگزار گردید. و این گونه بود که حضرت آیت الله در کنار مسوولیت نمایندگی ولی فقیه در استان و هر هفته بسیاری از نمازگزاران شهرستان گرگان از دست فروش تا مقامات ارشد استان از جناح های مختلف سیاسی به نمازجمعه می آیند. دفتر ایشان نیز به همان اندازه فعال و پویاست. شاید بتوان اولین مسوول ایشان را محمدهاشم مهیمنی اولین فرمانده سپاه شهر گرگان دانست. مهیمنی پس از اتمام جنگ به همراه خیل بسیاری از یاران خود از سپاه به وزارت کشور نقل مکان کرد و اکنون بازنشسته وزارت کشور شده است. پس از او علی اصغر احمدی از یاران مهیمنی نماینده اسبق شاهرود و استاندار اسبق گلستان به دفتر حاج آقا رفت. در ادامه حجت الاسلام قربان قندهاری نماینده فقید مردم گرگان و آق قلا مسوولیت فوق را پذیرفت. حجت الاسلام لیوانی هم که هم اکنون مسوولیت نمایندگی مرکز بزرگ اسلامی- شمال کشور را برعهده دارد و یکی از ائمه جمعه موقت سابق گرگان بود بعد از قندهاری منصب دار دفتر گردید. در ادامه حجت الاسلام افضلی این مسوولیت را برعهده گرفت. سپس از سال 71 آقای امجد که هم اکنون مدرس دانشگاه است مسوولیت دفتر نماینده ولی فقیه در گرگان و دشت سابق و استان گلستان کنونی را پذیرفت.
از سال 76 نیز حجت الاسلام ابوالفضل عامری مسوولیت دفتر نماینده ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه گرگان را برعهده گرفت که حدود یک دهه بر این مسند تکیه زد. عامری نقش جدی در تحولات چپ استان گلستان علی الخصوص در دوران دولت خاتمی داشت و سیاسیون چپ معمولاً با او خوب بودند. عامری در مدرسه علمیه امام خمینی گرگان زیر نظر آیت الله نورمفیدی درس حوزوی خوانده است. در حال حاضر اما دوباره مسوولیت دفتر حاج آقا به حجت الاسلام لیوانی سپرده شده تا یک بار دیگر شاید "دوران صداقت" احیا گردد.
با آمدن عامری دفتر حاج آقا تحولات مهمی را به خود دید از جمله فعال شدن روابط عمومی دفتر که در عین حال مسوولیت تهیه و تنظیم اخبار مربوط به نمازجمعه گرگان را هم بر عهده روابط عمومی دفتر است. به ویژه از سال 82 که سیدمهدی جلیلی عهده دار مسوولیت روابط عمومی دفتر شد. او طی مدت سال اخبار خطبه های نمازجمعه گرگان را به رسانه ها ارسال می کرد. پس از جلیلی من عهده دار این مسوولیت شدم و جلیلی جذب اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. هرچند دوران اشتغال به کار من در دوره 84 و 86 مجموعاً به یک سال بیشتر نرسید اما وقتی وارد دفتر حاج آقا شدم تجربه بسیار متفاوتی در زندگی ام به وقوع پیوست. اول به جهت خود حاج آقا که از حدود 10 یا 12 سالگی که سحرها برای گرفتن روزه سر سفره می نشستیم صدای دلنشین حاج آقا از رادیو گرگان در تمام منزل پدری طنین می افکند و سکوت شب روستا را می شکست و او با وقار و آرامش به تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی می پرداخت که هم چنان ادامه دارد. به گمان من شایسته است سیمای مرکز گلستان نیز از چنین موهبتی خود را بی بهره نگذارد. دوم به حرمت جایگاه ایشان، که طبعاً برای من افتخار بود که در کنار ایشان باشم. سوم و از همه مهمتر به جهت رویکردهای فکری حاج آقا؛ ایشان از جمله نواندیشان دینی است که پیروی کامل از حضرت امام(ره) دارد و درتلاشند تفکر او را پرورش و منتقل نماید. چهارم پرهیز جدی که ایشان از خرافه پرستی و ادبیات پاکیزه و مومنانه ای که دارند. در این نوع ادبیات هرگز از کسی بی جهت بد نمی گوید، غیبت نمی کند و همواره خیراندیش و خیرگوی دیگران است. پنجم، ایشان اکثراً و قریب به یقین در سخنرانی های خود از منابع اسلامی قرآن، نهج الفصاحه، نهج البلاغه و... اسفار اربعه و صحاح سته اهل سنت مستمراً بهره گیری کرده و ماخذ می آورد و این نشان از ژرفا و گستره مطالعاتی و نیز روش پلورایستی ایشان در مطالعه و استفاده از مآخذ دینی دارد.
بدین جهت کسی که در مقام مسوول روابط عمومی ایشان قرار است می بایستی همه این ویژگی ها را مدنظر قرار دهد. به ویژه در هنگام تنظیم اخبار مربوط به حاج آقا که به علت کوتاهی متن آن، این حساسیت خود را بیشتر نشان می دهد. کار دشواری نیست، که سهل ممتنع است. من برای تنظیم اخبار ایشان ابتدا به شیوه معمول از سبک هرم وارونه استفاده می کردم اما دیدم برای انتقال ویژگی های مذکور بهتر است از سبک تاریخی با لید (CHRONOLOGICAL STYLE WITH LEAD) استفاده کنم. این سبک دارای لید است و به صورت ترکیبی از سبک تاریخی و هرم وارونه به نظر می آید. شروع خبر همواره با دادن یک خبر است که حاوی مهم ترین قسمت مطلب است و پس از آن، خبر به همان ترتیب زمانی رویداد ذکر می شود. این نوع بیشتر در گزارش حوادث بکار می رود، البته در برخی از خبرهای اجتماعی و گزارش برخی جلسات نیز کاربرد دارد. اصولاً در سبک تاریخی مطلب دست نمی خورد و بر مبنای توالی زمانی به همراه یک مقدمه ارایه می شود، لذا تنها مزیت این سبک این است که خبر کامل و فاقد اعمال نظر خبرنگار است. از جمله معایب این سبک این است که چون مقدمه دارد مهمترین بخش خبری در ابتدا ارایه می شود، طولانی و زمان بر است و ماکت بندی آن نیز مشکل تر از هرم وارونه است.
من در ساختمان اداری مصلی در یک اتاق می نشستم و از طریق پخش کوچکی که در اتاق نصب بود و اکنون متصل به کامپیوتر هم ضبط و هم پخش می شود، صدای حاج آقا را می شنیدم. پس از پایان خطبه ها و در حین اقامه نماز ظهر و عصر من مشغول تنظیم خبر می شدم. نماز که تمام می شد خبر تنظیم شده تایید می گردید و توسط فردی که جهت انجام امور اداری و دبیرخانه ستاد برگزاری نمازجمعه گرگان پاره وقت به کار گرفته شده بود به مقاصد خبری ارسال می شد.
اللهم صل علی فاطمه ابیها و بعلها و بنیها
طی روزهای گذشته هم چون سنوات گذشته پیرامون شخصیت و سیره والای دخت نبی اکرم حضرت فاطمه کبری(س) نوشته ها و حرف های بسیاری منتشر شد. اما متاسفانه یکی از ویژگی ها و صفات بارز آن حضرت مورد غفلت واقع شده و آن عالمیت و اندیشمند بودن ایشان است. از به کار بردن لفظ روشنفکر می پرهیزیم به این سبب که "اندیشمند" هم خصوصیات روشنفکری را دارد و صاحب تخصص علمی است؛ هم چنان که تدین و دین باوری سیره حضرت فاطمه(س) بود.
فرارسیدن چهاردهم خرداد سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) رهبر فقید جمهوری اسلامی
و پانزدهم خرداد سالگرد قیام پانزدهم خرداد 1342 گرامی باد.
هم چنین ایام سوگواری دخت نبی مکرم اسلام(ص) حضرت زهرا(س) بر همه مسلمانان جهان تسلیت باد.
در نبود وبلاگی که در استان گلستان به مسایل مذهبی و دغدغه های خاص جناح راست بپردازد راه اندازی وبلاگ " نای دل" توسط سیدجواد حسینی غنیمتی است. او از جمله اخوان حسینی است که در خیابان خمینی شهر گرگان فروشگاه جبهه را می گرداند. سید جواد عکاس و مدیر اجرایی هفته نامه "پژواک سخن و به مديرمسوولي سيد محمد مهدي حسيني است.
دو سه ماهی است وبلاگ «طلبه بسیجی»www.noorekatool.blogfa.com در زمینه های حوزوی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی وارد جرگه وبلاگ های استان گلستان شده است. مدیریت این وبلاگ را جناب حجت الاسلام نورعلی دیلم برعهده دارد. ایشان هم اکنون معاون آموزشی و فرمانده پایگاه بسیج باقرالعلوم (ع)
حوزه علمیه امام خمینی(ره) گرگان است. او بنا به مشرب فکری حوزه ای که در آن درس خوانده است جزو «چپ خط امامی» بشمار می رود. اصطلاح چپ خط امامی را از آن رو به کار می برم که اولاً برخی در مقابل چپ پیشرو، چپ سنتی را عنوان می کنند که درست و صحیح نیست چرا که چپ پیشرو معطوف به پروژه اصلاحات است در حالی که چپ خط امامی به فرایند اصلاحات اعتقاد دارد. ایشان سطح را با نمرات عالی گذرانده و احتمالاً برای گذراندن دروس خارج راهی قم گردد. او مدتی در دفتر نماینده ولی فقیه در استان سمت امور روحانیون دفتر را بر عهده داشت. دیلم جزو طیف کتول حوزه ه امام خمینی است. البته پیش از او حجج اسلام عبدالله شاهینی و میرسعید میرمنافی وبلاگ راه انداخته بودند.
از میان این سه شیوخ بلاگر، شاهینی و دیلم شاگردان حوزه علمیه امام خمینی(ره) گرگان اند که هم چنان با این حوزه در ارتباطند. حجت الاسلام شاهینی هم اکنون از جمله مدرسان آن و حجت الاسلام دیلم معاون آموزشی آن است. مدیریت این حوزه نیز بر عهده حجت الاسلام برقرار است. هرچند در این حوزه حجت الاسلام حسینی خواه نیز تدریس دارند؛ ایشان مولف فرهنگ مشاهیر استرآباد است که تاکنون چهار جلد از آن توسط موسسه فرهنگی میرداماد گرگان راهی بازار شده است. حجت الاسلام میرمنافی نیز ابتدا به مدت یک سال در حوزه علمیه رضویه با مدیریت آیت الله میبدی تحصیل کرد اما رها کرد و رفت قم و از ابتدا آغاز کرد. او پس از اتمام سطح به گرگان برگشت. میرمنافی در مسجد پدر خویش مسجد میدان بار گرگان به اقامه نماز و روضه خوانی مشغول است و هم چنان دغدغه اصلی او منبرداری است.
البته از جمله ویژگی های مهم طلبه های این مدرسه نواندیشی است که نواندیشی دینی بخشی از آن است. آنان مدرنیسم را پذیرفته اند اما درصدد برآمده اند از تلفیق دین و مدرنیسم نسخه ای شفابخش برای زندگی بشر امروز بپیچند که اگر به زندگی شخصی آنان نگاهی انداخته شود حداقل در زندگی آنان چنین تلفیق مبارکی دیده می شود.
کتاب "معیارهای بلوغ دختران" به زبان عربی تحت عنوان "المناط فی بلوغ الفتاة" تالیف حجت الاسلام سید مجتبی نورمفیدی است. این اثر، شماره اول از درس های فقهی محسوب می شود که توسط موسسه انتشارات دارالعلم قم در شمارگان 2000 نسخه و 352 صفحه به چاپ رسیده و چاپ اول آن در سال 1427ه.ق (1385ش)است.
کتاب از یک مقدمه و پنج فصل: کلیات، مفردات، عوامل طبیعی، سن و سال، تعارض بین روایات و یک خاتمه به نام تنبیهات تشکیل شده است. از جمله ویژگی های این کتاب آن است که هر فصل مقدمه ای جداگانه نیز دارد.
جریان اطلاع رسانی در استان گلستان در دولت اصلاحات جانی یافت و نشریاتی چون نیمروز(گلستان نو فعلی)،گلستان ایران، گلشن مهر، گرگان امروز، سلیم، گلستان سلام و... پا به عرصه وجود گذاشتند. در دوره اصلاحات بر خلاف شعار "زنده باد مخالف من" از مجوزهای صادره چیزی به جناح راست استان نرسید. برای همین آقایان در دولت نهم انتقام شدیدی گرفتند و نشریاتی چون گلستان مهر، الکا، انقلاب، پژواک سخن و... به میدان آمدند.
اما در همه این ها اعم از دولت قبلی و فعلی جای نشریاتی که زمینه های دینی داشته باشند جالی است. حتی وبلاگ ها و سایت های دینی و مذهبی نیز در استان وجود ندارد. انتظار بر این بود و هست که جناح راست استان قدمی برمی داشت. جریان اطلاع رسانی استان به شدت سیاسی است. از سوی دیگر وبلاگ های ادبی و فرهنگی استان تنها در موج اول وبلاگ نویسی استان فعال بودند و در حال حاضر بی حال شده اند. وبلاگ های سرگرمی و عمومی، و عکاسی دو دسته دیگری هستند که در کنار وبلاگ های سیاسی استان فعالند.
با توجه به این که جریان دینی استان اعم از شیعه و سنی و به ویژه در گرگان فعالیت قابل توجه ای دارد امیدوارم اطلاع رسانی دینی و مذهبی استان به وجود آید و فعال شوند.
تبادل نامه و گفتگو بین تمدن های مختلف در همه جهان و در همه اعصار متداول بوده است. اما تبادل نامه بین عمرابن خطاب خلیفه دوم مسلمین و یزدگرد سوم جالب توجه است. من با متن آن ها کاری ندارم اما نامه ها حایز چند ویژگی اند:
1- ابتکار نوشتن نامه ها با عمرابن خطاب بوده است و از این جهت این ابتکار، شاهد دیگری بر این مدعا که مسلمانان بیش از همه اهل گفتگوی تمدن ها هستند.
2- هر دو در عین این که واقعیت هایی را در مورد خود و دیگری بیان کرده اند، اما لحن هر دو تخطئه و نفی دیگری است و این از اصول گفتگو به دور است.
3- قاعده بر این بود که یزدگرد سوم به عنوان حاکم کشوری با سابقه طولانی تمدنی بیش از عمر به اصول و مبانی ادب و دیپلماسی مدارا پایبند باشد. این مساله بیانگر آن است که ساسانیان در اواخر و از جمله یزدگرد سوم دچار انحطاط اخلاقی شده بودند. بنابراین روا نیست همه تمدن ایرانی را قابل دفاع بدانیم.
4- سانسور این دو نامه دردی را دوا نمی کند و لازم در مورد آن ها بحث و تبادل نظر شود.
5- ادبیات نامه ها بیش از آن که دینی و اخلاقی باشد سیاسی هستند.
نامه عمربن الخطاب
بسم الله الرحمن الرحیم
از: عمربن الخطاب خليفه مسلمين به: يزدگرد سوم شاه فارسی
من آينده خوبی برای تو و ملتت نمی بينم، مگر اين که پيشنهاد من را قبول کرده و بيعت نمايی. زمانی سرزمين تو بر نيمی از جهان شناخته شده حکومت می کرد ليکن اکنون چگونه افول کرده؟ ارتش تو در تمام جبهه ها شکست خورده و ملت تو محکوم به فناست. من راهی را برای نجات به تو پيشنهاد می کنم. شروع کن به عبادت خدای يگانه، يک خدای واحد، تنها خدايی که خالق همه چيز در جهان است ما پيغام او را برای تو و جهان می آوريم به ملتت فرمان ده که آتش پرستی را که کذب می باشد، متوقف کنند و به ما بپيوندند، برای پيوستن به حقيقت. الله خدای حقيقی را بپرستيد، خالق جهان را، الله را پرستش نماييد و اسلام را به عنوان راه رستگاری خود قبول کنيد اکنون به راه های شرک و پرستش های کذب پايان ده و اسلام بياوريد تا بتوانيد الله اکبر را به عنوان ناجی خود قبول کنيد . با اجرای اين تو تنها راه بقای خود و صلح برای پارسيان را پيدا خواهی نمود، اگر تو بدانی چه چيز برای پارسيان بهتر است تو اين راه را انتخاب خواهی کرد، بيعت تنها راه می باشد. الله اکبر
خليفه مسلمين عمربن الخطاب
نامه یزدگرد سوم
از سوی شاهنشاه ايران، يزدگرد به عمرابن خطاب خليفه تازيان
تو در اين نامه ما ايرانيان را به سوی خدای خود که "الله اکبر"نام داده ايد، می خوانيد و از روی نادانی و بيابان نشينی، خود بی آنکه بدانيد ما کيستيم و چه می پرستيم، می خواهيد که به سوی خدای شما بياييم و "الله اکبر" پرستيم. شگفتا که تو در پايه خليفه عرب نشسته يي ولی آگاهي های تو از يک عرب بيابان نشين فراتر نمی رود. به من پيشنهاد می کنی که خداپرست شوم. ای مردک، هزاران سال است که آرياييان در اين سرزمين فرهنگ و هنر، يکتاپرست می باشند و روزانه پنج بار به درگاهش نيايش می کنند. هنگامی که ما پايه های مردمی و نيکوورزی و مهربانی را در سراسر جهان می ريختيم و پرچم "پندار نيک، گفتار نيک و کردار نيک" را در دست داشتيم، تو و نياکانت در بيابان ها می گشتيد و مار و سوسمار می خورديد و دختران بيگناه تان را زنده به گور می کرديد. تازيان که برای آفريده های خدا ارزشی نمی شناسند و سنگدلانه آن ها را از دم تيغ می گذرانند و زنان را آزار می دهند و دختران را زنده به گور می کنند و به کاروان ها می تازند و به راهزنی و کشتار و ربودن زن و همسر مردم دست می زنند، چگونه مارا که از همه اين زشتي ها بيزاريم، می خواهند آموزش خداپرستی بدهند؟
به من می گويي که از آتش پرستی دست بردارم و خدا پرست شوم؟ ما مردم ايران، خدا را در روشنايي می بينيم. فروغ و روشنايي تابناک و گرمای خورشيدی آتش در دل و روان ما، جان می بخشند و گرمی دلپذير آن ها، دل ها و روان های ما را به يک ديگر نزديک می کنند تا مردم دوست، مهربان، مردم دار، نيکخواه باشيم و رادی و گذشت را پيشه سازيم و پرتو يزدانی را در دل های خود هماره زنده نگهداريم. خدای ما "اهورا مزدای" بزرگ است و شگفت انگيز است که تازه شما هم او را خواسته ايد نام بدهيد و "الله و اکبر" را برای او بر گزيده ايد و او را به اين نام صدا می کنيد. ولی ما با شما يکسان نيستيم، زيرا ما به نام "اهورا مزدا" مهرورزی و نيکی و خوبی و گذشت می کنيم و به درماندگان و سيه روزان، ياری می رسانيم و شما به نام "الله اکبر" خدای آفريده خودتان دست به کشتار و بدبختی آفرينی و سيه روزی ديگران می زنيد. شما از دل بيابان های تفته و سوخته که همه روزگارتان را به ددمنشی و بيابان گردی گذرانده ايد، برخاسته ايد و با شمشير و لشکر کشی می خواهيد آموزش خداپرستی به مردمانی بدهيد که هزاران سال است شهريگرند و فرهنگ و دانش و هنر را هم چون پشتوانه نيرو مندی در دست دارند؟ شما به نام "الله اکبر" به اين لشکريان اسلام جز ويرانی و تاراج و کشتار چه آموخته ايد که می خواهيد ديگران را هم به سوی اين خدای خودتان بکشيد؟ امروز تنها نايکسانی که مردم ايران با گذشته ارند آن است که ارتش آن ها که فرمانبردار "اهورا مزدا" بوده، از ارتش تازيان، که تازه پيرو"الله اکبر"شده اند، شکست خورده اند و مردم ايران به زور شمشير شما تازيان بايد همان خدا را ولی با نام تازی بپذيرند و بپرستند و در روز پنج بار به زبان عربی برايش نماز بگذارند.
زيرا "الله اکبر" شما تنها زبان عربی می داند. به تو سفارش می کنم به دل همان بيابان های سوزان پر سوسمار خويش برگرد و مشتی تازی بيابانگرد و سنگدل را به سوی شهرهای آباد همچون جانوران هار، رها مکن و از کشتار مردم و تاراج دارايي آنان و ربودن همسران و دختران شان به نام "الله اکبر" خود داری نما و دست از اين زشتکاری ها و تبهکاريها بکش. آرياييان، مردمی با گذشت، مهربان و نيک انديشند. هرجا رفته اند تخم نيکی و دوستی و درستی پاشيده اند. از اين رو از کيفر دادن شما برای نابکاري های تو و تازيان، چشم خواهند پوشيد. شما با همان "الله اکبر" تان در همان بيابان بمانيد و به شهرها نزديک مشويد که باورتان بسيار هراسناک و رفتارتان ددمنشانه است.
یزدگرد ساسانی
این هم مطلب من با موضوع عاشورا که از طرف روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گلستان در سایت میراث آریا منتشر شده است:
فرهنگ و آداب و آیین مردم استان گلستان در مناسبت ها، باورها و مراسم مختلف سوگواری همگی سینه به سینه از زبان مردم قدیم منتقل شده اند و بیانگر آداب و رسوم مردم این استان اند. از جمله این مراسم، آیین ها و آداب و رسوم مردم استان در ایام محرم است. مراسم ماه محرم در واقع بازسازی و یادآوری واقعه خونین کربلاست و پرشورترین این ایام از یکم تا دهم محرم به ویژه در روز نهم و دهم این ماه و اربعین امام حسین(ع) و یارانش است که در این ایام با برگزاری مراسم سینه زنی و زنجیرزنی، علم گردانی و تعزیه خوانی، واقعه خونین کربلا را در اذهان متبادر می کنند. در این ایام در همه شهرها و روستاهای گلستان در غم و ماتم فرو رفته و اقشار جامعه با پوشیدن لباس مشکی و آویز کردن پرچم سیاه برسر درب خانه و مکان کسب تجاری، سردرب مساجد و حسینیه ها خود را در ایام سوگواری سهیم می دانند.
در استان گلستان اقوام متعددی چون بومی ها، شاهرودی، کاشمری و نیشابوری، ترک، قزاق، قزلباش، سیستانی، بلوچ، مازنی و... در کنار یک دیگر زندگی مسالمت آمیزی دارند. این اقوام در ایام محرم با عادات و آداب خود به عزاداری می پردازند که در ادامه، مراسم مشترک و عمده آن ها بیان می شود:
روضه خوانی:
تکایای موجود در محلات قدیمی و بازارهای شهرها قدیمی به ویژه در گرگان نشان از آن دارد که معمولاً در هر محله ای یک تکیه وجود دارد و عزاداران شب ها در تکیه گرد هم جمع می شوند و به عزاداری می پردازند. هم چنین برخی از ساکنان هر محله مبنر کوچک دو پله ای در خانه دارند که در طول دهه و روز اربعین، در بزرگ ترین اتاق منزل قرار می دهند تا با واعظی که از قبل از فرارسیدن محرم با او هماهنگ کرده اند بیاید و پس از سخنرانی به ذکر مصایب و مناقب امام حسین و یارانش بپردازند. در این مراسم عمدتاً زنان محل حضور می یابند و زنانه است. اما در روستاها روضه خوانی های خانگی توسط افراد متمول روستا دایر می گردد و در نوبت صبح و و یا عصر پیش از نماز مغرب و عشاء است. ساکنان این استان بر این باورندکه روضه خوانی در منازل موجب برکت مال و نزول نعمت می شود به همین دلیل افرادی که نذر روضه خوانی دارند اقدام به این کار می کنند و واعظ را به خانه دعوت می کنند تا ازاول تا دهم محرم روضه درمنزل ایشان دایر شود.
نذورات ماه محرم:
نذر کردن در استان گلستان اشکال گوناگون دارد: نذر قربانی کردن گوسفند هنگام ورود علم، نذر قربانی کردن گوسفند در روز عاشورا و تحویل به مسجد و یا تکیه محل جهت استفاده در غذای حسینی، دخیل شدن در خرج و مخارج ایام محرم به صورت پول نقد یا جنسی که متداول ترین آن برنج و گوشت است. برخی افراد ابتدا نذر می کنند تا حاجت شان برآورده شود و بعضی بعد از برآورده شدن حاجت شان نذر می کنند. بعضی نیز در روز هفتم ماه محرم هنگام بستن علم نیت می کنند و روسری دور علم می پیچند و اسفند دود می کنند و از خدای خویش طلب مغفرت می کنند. این گونه نذورات در اعتقادات آن ها نقش به سزایی دارد و معتقدند که در این ایام حاجت شان بیشتر و زودتر نسبت به ایام برآورده می شود.
تعزیه و شبیه خوانی:
تعزیه خوانی و شبیه خوانی از جمله آداب ماه محرم بوده است که متاسفانه امروزه به فراموشی سپرده شده و تعزیه خوانان زبردست و مهار دار دنیا را وداع گفته اند. در استان گلستان دو دسته تعزیه خوانی و شبیه خوانی وجود داشته است دسته ای ساکن شهر و روستای خود بودند که بیشتر در تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی اقدام به اجرای تعزیه خوانی و شبیه خوانی می کردند. در تعزیه روز عاشورا در یکی از میادین بزرگ شهر و یا روستا مردم گرد می آمدند و تعزیه خوانان به دو گروه اتقیا و اشقیا تقسیم می شدند و حوادث روز عاشورا را بازخوانی می کردند. آن ها با نصب خیمه و خراب کردن بعضی از خیمه ها مجلس عزاداری را جلوه ای خاص می بخشند. شخصیت هایی چون شیر و مرد درویش نیز در تعزیه حضور داشته اند که شیر به هنگام ورود سیدالشهدا(ع) به میدان نبرد وارد می شد و از رفتن ایشان ممانعت می کردند. درویش نیز با لباسی یک دست سفید پس از شهادت امام حسین وارد صحنه می شد و به ذکر مصیبت می پرداخت. مردم در کاسه پر از آب او سکه نذری می انداختند. هم چنین به هنگام وارد شدن حضرت به میدان خانواده ها فرزندان خردسال خود را از زیر شکم ذوالجناح عبور می دادند و این کودکان در چکمه های فردی که شخصیت امام حسین(ع) را اجرا می کند پول به جهت قبولی نذرشان می انداختند.
مراسم علم بندان:
یکی از نشانه های مهم کربلا، علم و یا طوق است که مردم گلستان در عصر روز پنجم محرم مراسم علم یا طوق بندان را اجرا می کنند. دسته های عزاداری- که هر مسجد، هیئت و دسته ای برای خود یک علم دارد- علم را در خیابان ها و کوچه های اطراف می گردانند. هنگام شکل گیری دسته ها، ابتدا علم و پرچم ها را پیشاپیش دسته به حرکت درمی آورند و پشت سر آنان سینه زنان به صورت دایره وار به حرکت خود ادامه می دهند و پشت سر مردان، زنان وکودکان حرکت می کنند و اشعاری که از سوی مرثیه خوانان خوانده می شود به طور همصدا می خوانند.
دسته به هر خانه ای که می رسند اگر اهالی آن خانه نذری داشته باشند دستمال، روسری و یا شالی به علم می بندند و اسفند دود می کنند که به این کار علم بندان می گویند. هم چنین برخی از خانواده ها اگر نذر داشته باشند، به هنگام ورود علم گوسفند قربانی می کنند.
روز تاسوعا:
دسته های عزاداری در عصر روز تاسوعا مهیا می شوند و در خیابان ها و کوچه ها به ویژه به زنجیرزنی می پردازند. سپس مراسم پامنبری آغاز می شود و تا نماز مغرب و عشاء ادامه دارد. در مراسم مذکور که تنها در محلات قدیمی گرگان برگزار می شود خانه های گرگانی منبر خود را بیرون از درب منزل قرار می دهند. تا هرکسی نذری دارد شمعی روشن کند و بر روی آن قرار دهد. گرگانی ها اعتقاد دارند اگر کسی شمع روشن کند و بر روی چهل منبر بگذارد حاجتش برآورده می شود. هم چنین پختنی ویژه روز تاسوعا قورمه سبزی است.
پخت حلیم نیز در عصر تاسوعا توسط زنان انجام می شود و پس از آماده شدن حلیم را تقسیم می کنند. گفتنی است عزاداران به سر دیگ حلیم یک دیگر می روند و اندکی ان را هم می زنند و پای دیگ شمعی برمی افروزند تا حاجت شان برآورده شود.
روز عاشورا:
مردم شب پیش از عاشورا تا صبح در مساجد و تکایا بسر می برنند و به یاد شب وداع امام حسین با یارانش تا پاسی از شب به عزاداری و قرآن خوانی مشغولند. صبح این روز پیش از نماز صبح و برآمدن خورشید، مردمی که در مسجد هستند همراه با علم مسجد و یا تکیه به خیابان ها و کوچه ها روانه می شوند. زنان نیز از خانه به این دسته ملحق می شوند و این بیت را با حزن و اندوه و سینه زنان اعم از زن و مرد می خوانند:
ای صبح روسیاه به چه روی می شود سپید
امروز حسین تشنه لب می شود شهید
و هرچه به وقت اذان صبح نزدیک می شوند دسته سینه زنی آرام آرام به مسجد برمی گردد تا نماز صبح را به جماعت اقامه کنند. پس از آن، در مسجد و یا تکیه به عزاداران صبحانه می دهند و حدود ساعت 8 صبح دوباره عزاداران در مسجد دور هم گرد می آیند و دسته زنجیرزنی تشکیل می شود. این دسته به همراه دیگر عزادارانی که آن ها را همراهی می کنند به منزل چند تن از اهالی می روند که سفره پذیرایی از عزاداران حسینی را از قبل مهیا کرده اند. شیربرنج تنها غذایی است که عزاداران در چنین مراسمی نوش جان می کنند.
سپس دسته به زیارت اهل قبور و درگذشتگان می روند. نماز ظهر عاشورا مراسم باشکوهی است که هر شهر و روستایی اقامه می شود. در عصر روز عاشورا گروه تعزیه خوانی به اجرای تعزیه روز عاشورا می پردازند.
شام غریبان آخرین مراسم دهه محرم محسوب می شود که با اقامه نماز مغرب و عشا آغاز می شود. پس از آن، دسته سینه زنی حرکت خود را شروع می کنند و با رفتن به محلات و کوچه های مختلف شهر و روستا با حضرت زینب(ع) و کاروان کربلا همراهی و همدلی می کنند و از مردم کوفه تبری می جویند.
در این مراسم مردان به دو دسته تقسیم می شوند بیت اول یک رباعی را دسته اول و بیت دوم را دسته دیگر می خوانند.
در بخشی از مراسم به آرامی می نشینند، بر سر می زنند و می خوانند:
آه و وایویلا زاده زهرا مگر امشب شام غریبان است
و آن گاه با با ضربات کوبنده ایستاده بر سینه می زنند:
جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر دو خیمه رسانید یا حسین
شمر ستمگر با تیر و خنجر آمد به دشت کربلا الله اکبر یا حسین
در هنگام برگزاری مراسم شب غریبان، مراسم دسته چوبی برگزار می شود و اعتقاد دارند وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) به مردم ایران رسید چون اسلحه خاصی نداشتند به خونخواهی آن حضرت چوب برداشته قیام کردند.
اربعین حسینی:
در این روز صبح برخی از خانواده حلیم و برخی دیگر شله زرد می پزند. هم چنین در عصر این روز علم هر تکیه، مسجد و یا هیئتی را با حضور عزاداران باز می کنند و یا به اصطلاح شهید می کنند.
حضرت آیت الله سید حبیب الله طاهری فرزند مرحوم سید کاظم سال 1309 ه. ش در گرگان متولد شد. بعد از گرفتن مدرک کلاس ششم برای تحصیل علوم دینی وارد مدرسه سادات گرگان شده و از آنجا به مدرسه آقامحسن رفتند. پس از حدودسه سال تحصیل در گرگان در سال 1325 ه ش به حوزه علمیه قم عزیمت نمودند و حدود نه سال در آن جا به ادامه تحصیل پرداختند . ادبیات و بخش اعظم سطوح عالیه را درگرگان و قم به پایان رساندند. سال 1333 برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شدند. پس از هفت سال اقامت در نجف در سن 30 سالگی سه مدرک اجتهاد از مرحوم آیت الله العظمی شاهرودی و مرحوم آیت الله العظمی میرزاباقر زنجانی و مرحوم آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی دریافت نمودند و پس از گرفتن مدرک اجتهاد ده سال دیگر در نجف به تحصیل ادامه دادند(در ضمن تحصیل فقه و اصول و بخش مهم از منظومه ملا هادی سبزواری و بخشی از اسفار را خدمت فیلسوف بزرگ آیت الله شیخ صدرا بادکوبی فرا گرفتند). پس از هفده سال اقامت و تحصیل در نجف اشرف در سال1350 به گرگان بازگشتند و از آن موقع تا کنون در میان مردم منطقه به ارشاد و موعظه و حل و فصل مشکلات اجتماعی اشتغال دارند.
فرارسیدن عید سعید فطر ماه تهذیب و تزکیه نفس
بر همه مسلمانان جهان مبارک باد.