گفتگويي كه چاپ نشد
گفتگویی را که می خوانید به نظرم در زمستان 85 انجام شد. اما آقای مکتبی آن را مناسب چاپ تشخیص نداد ولی به نظر من حاوی مطالب خواندنی است. هرچند به طور کامل نتوانستم تنظیم آن را به پایان برسانم.
مدیرمسئول گلشن مهر: رشد فکری مردم بیشتر از بضاعت مطبوعات استان است
آن چه لازم است: بی گمان از جمله مدیوم هایی که در اولین فرصت ممکن اخبار، رویدادها، حوادث، اظهارنظرها، گفتگوها، و... را منتشر و در واقع ثبت در تاریخ می کنند مطبوعات هستند و قطعاً هر آن چه را که ما امروز می گوییم در آینده، هم چراغ راه و هم مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. از این منظر، گلشن مهر در کنار دیگران خود را نیز در حافظه تاریخ به یادگار خواهد گذارد که مصاحبه ذیل بخشی از همین تلاش است. تا چه در نظر آید. گفتنی است قرارمان بر این بود در جلسه مصاحبه مزبور، آقایان رحمت ا... رجایی، مهدی خراسانی، سید مهدی جلیلی، و من حضور داشته باشیم. متاسفانه آقای رجایی به این جلسه نرسیدند اما در عوض جناب آقای رامين(محمدعلی) اخلومدی منت گذاشت و ما را همراهی کرد. به هر حال آن چه را که می خوانید ماحصل گفتگوی همکاران ما در مطبوعات استان گلستان با احسان مکتبی صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه گلشن مهر است. احسان مكتبي مديرمسوول در اين ابتدا گفت: بعد از كسب مجوز نشريه شروع کردیم به یک برآورد اولیه كه دیدیم نزدیک به یک میلیون تومان هزینه برمی دارد. با آقای قندهاری(شهيد قندهاري نماينده فقيد گرگان و آق قلا كه خويشاوند آقاي مكتبي نيز بود) صحبت کردم و گفتم... حالا بقیه اش
ایشان هم گفت شما فعلاً با پانصد تومان شروع کنید. این مبلغ را هم خود ايشان از یک فرد خیر به نام آقای رحیمی که من ایشان را نه دیده و نه می شناختم گرفته بود. این مبلغ را که گرفتم دویست هزار تومان آن را به عنوان پول پیش دفتر نشریه دادم و دو تا میز و صندلی و بقیه وسایل مورد نیاز را خریدم که در واقع آن500 هزار تومان تمام شد. بگویم که یک دستگاه فاکس دست دوم هم خود آقای قندهاری به ما داد و گفت بگیر کار بزن تا بعد. شماره یک نشریه را که می خواستیم در بیاوریم حدود 80 هزار تومان هزینه می شد که من از بابام گرفتم یعنی قرض کردم و آن را چاپ کردیم. وقتی رفتیم سر صفحه آرایی دیدیم توی گلستان هیچ صفحه آرایی وجود ندارد حتی با word هم کسی بلد نبود براي همين برديم ساري براي صفحه آرايي.
اخلومدی: در مورد بحث صاحب امتيازي گلشن مهر، کسانی که سرپنچه های اتحادیه در ادارات بودند و یا کلاً افرادی که در مراکز قدرت بودند و با اتحادیه روابطی داشتند فکر می کردند گلشن مهر از خودشان است و باید آن را حفظ کنند، آقای مکتبی خوب است به این نکته بپردازید و کمی این برداشت را توضیح دهید.
مکتبی: آقای قندهاری بعد از که آن 500 هزار تومان را به ما کمک کرد و من هم حتی قصد نداشتم آن را به ایشان برگردانم ، چون فکر می کردم نماینده است و ما هم به ایشان رو انداخته ایم و قبول کرده است. اما بعد از در گذشت شان آن شخص پیش من آمد و من پول مذکور را برگرداندم یعنی چیزی بر گردنم نماند چون هم دوست نداشتم و هم این که به بلوغ اقتصادي در نشريه رسیده بودیم. آقای قندهاری بعد از آن کمک مالی به ما فقط کمک مشاوره ای می کرد حتی ما از عملکرد ایشان انتقاد هم کرده ایم، حالا که از دنیا رفته خیلی توضیح ندارد که بگوییم او را خیلی دوست داشتیم. اما به واقع شخصیتی نبود که از کسی انتظار داشته باشد ایشان به خیلی ها در این استان کمک کرده است و با خیلی ها مراوده داشت و برایشان جایگاه قائل نبود چون هیچ نیازی به آنها نداشت. اصولاً نگاهش نگاهی معرفتی بود. یعنی می خواست مردم را به معرقت و بلوغ برساند. بحث اتحادیه را هم که می گویند یک بخش از آن این بود که آن موقع ها که ما در دفتر آقای قندهاری از ایشان مشاوره می گرفتیم یک پیشنهاد این بود نشریه ای که قرار است گرفته شود صاحب امتیازش اتحادیه باشد و مدیرمسوول هم کسی را قرار دهند که اتحادیه او را تعیین کند و مثلاً من فقط کارش را انجام دهم که من همان موقع زیر بار چنین پیشنهادی نرفتم. به خاطر همین همه فکر می کردند گلشن مهر که منتشر شود ارگان اتحادیه خواهد بود که من قصدم این نبود و هم این که از همان اول با آقای قندهاری طی کردیم نشریه را که در بیاوریم تریبون اتحادیه نشویم.
خاندوزی: همین طور که دارید تاریخچه گلشن مهر را می گویید خوب است در مورد اسم آن هم توضیح دهید که از کجا آمد و چه جوری تصویب شد؟
مکتبی: در مورد اسم باید بگوییم کاملاً اتفاقی بود گلشن مهر که گذاشتیم بعداً فکر کردند ما به خاطر مسجد گلشن گرگان و یا به خاطر چنین دلایلی آن را انتخاب کرده ایم. راستش این است که آقای ایوب کلاهدوزی که کارمند واحد اطلاعات و اخبار صدا و سیمای مرکز گلستان است پیشنهاد کرد اسم آن را گلشن بگذاریم ما همین اسم را دادیم اما از تهران گفتند چنین اسمی وجود دارد آن را تغییر دهید. چون آقای کلاهدوزی نظرش بر این بود هم با اسم استان یعنی گلستان جور درمی آید و معانی دیگری از آن است و هم این که سرسبزی شمال را می رساند. بعد از آن بر سر گلشن کلمه مهر را اضافه کردیم که مشکل حل شد. بنابراین این قضایا سوءتفاهم هایی است که به نظر من افکار عمومی حق دارند به همه چیز مشکوک شوند. اما پس از گذشت چهار پنج سال خیلی پیچیده نیست که بفهميم گلشن مهر به لحاظ سیاسی به کدام طرف رفته و اصلاً کدام طرف بوده؟ و آیا صادقانه اطلاع رسانی کرده؟ قصد داشته کسی را بالا ببرد و کسی دیگر را نه؟
خراسانی: گفتگو به خوب جایی رسید در فحوای مصاحبه من مایلم آقای مکتبی به این نکته بپردازد که برخی معتقدند گلشن مهر اعتقاد به پلورالیسم دارد از چپ چپ تا راست راست در آن مطلب چاپ کرده اند. اما از سوی دیگر، برخی این را تناقض در موضع گیری گلشن مهر می دانند، می شود در مورد این مساله بیشتر توضیح دهید؟
مکتبی: من اعتقاد ندارم یک رسانه تریبون، اين حزب و آن حزب شود و یا کارکرد حزبی داشته باشد. اولین سرمایه یک رسانه اعتماد عمومی است. باید کاری کند آحاد شهروندان از چپ چپ تا راست راست به آن اعتماد کنند یعنی اگر فردا خبری زد و حتی ممکن است خط سیر کار استان را تغیردهد مردم بدانند مطلب این نشریه صادقانه و بدون غل وغش است حتی اگر مدیرمسوولش هم در آن نفعی دارد. و آن اندازه ای مطلب را چاپ می کند که حق مطلب است و اگر زیان هم دارد به همین شکل. برای خود من خط قرمز همین است که خبر خوب، سالم و با تدبیر باشد یعنی به گونه ای نباشد که تشنجی بوجود آورد. مثلاً برخی از مواقع به ما انتقاد می شود که بعضی مطالب، مقالات و یادداشت ها خیلی ضعیف است. اما از ما نباید انتقاد شود که چرا ضعیف است از نویسندگان آن ها باید انتقاد شود چرا حرف های ضعیفی می زنند و فکر می کنند اندیشمند هستند.
بهرحال ما اعتقاد داريم باید اعتماد عمومی را به وجود بیاموریم. زیرمجموعه کار، فرهنگی است اما این که از چپ چپ تا راست راست بحث می شود یعنی در فضای سیاسی داخل می شویم و در حوزه سیاست بحث می کنیم. اما ما در حوزه فرهنگ داریم کار می کنیم و صورت مساله ما هم در حوزه فرهنگ دانایی یا نادانی مردم است. هر کاری که ما انجام دهیم و منجر به این شود که مردم داناتر شوند یعنی یک گام بیشتر به جلو بردارند آن وقت به توسعه نزدیک تر شده ایم یعنی ما کارمان را درست تر انجام داده ایم و هر کاری که باعث شود ما از این هدف خود یعنی گسترش دانایی عمومی که نتیجه آن گسترش معرفت ملت می شود دور شویم حالا شما اسم آن را هر چه که بگذارید به نظر ما خلاف توسعه است و خلاف کارکرد یک رسانه است. بنابراین من خیلی فرقی نمی بینم یعنی برای خود من شخصاً اهمیت ندارد که اگر ما یک روز یک نصفه صفحه از نیروهای راست مطلب چاپ کنیم و یا در روز بعد به همان اندازه از نیروهای چپ منتشر کنیم. مگر بسیاری از روزنامه های فراملی به همین سبک و سیاق نیستند؟ شما نشنیده اید که می گویند بعضی ها هزینه بسیاری می کنند تا مطلب شان در نشریات معتبری مثل نیوزویک چاپ شود؟ رسانه کارکرد سیاسی به آن معنایی که امروز در جامعه ما جا افتاده ندارد و نباید هم داشته باشد چون باید افکار عمومی به یک جایی ملجای فکری و اعتقادی پیدا کند که مثلاً این نشریه اعتبار خبرش قابل توجه است.
در جمع ما آقای اخلومدی که چندی سردبیری گلشن مهر را هم بر عهده داشت این جا نشسته و می تواند شاهد باشد شاید یکی دو خبر بوده باشد که با ایدئولوژی خودمان منتشر کرده باشیم اما در 98 یا 99 درصد خبر را فی نفسه خبر می دیدیم.
خراسانی: آقای مکتبی این مطلبی را که شما می فرماید شاید در بخش خبر درست باشد اما در مورد گفتگوها، یادداشت و مقالات موضوع به همین راحتی نیست. وقتی شما با کسی مصاحبه می کنید در واقع به او مشروعیت داده اید و خود به خود در این گونه مواقع رویکرد و نقطه افق نشریه پدیدار می شود. از سوی دیگر با توجه به آشنایی که خود من با شما دارم مطمئنم بسیاری از تفکرات و برداشت ها را قبول ندارید، آیا فکر نمی کنید حداقل در این جا تناقض به وجود بیاید؟
مکتبی: ببینید هرکسی که حرفی برای گفتن دارد اگر فحش و بد و بیراه باشد او مشروعیت دارد. اصلاً همین که حرف دارد فی نفسه به او مشروعیت می دهد. این را من قبول ندارم که بعضی از حرف ها را نباید مطرح کرد، هر حرفی که در جامعه است تا جایی که امکان دارد باید مطرح و مورد نقد قرار گیرد. برخی از گروه های سیاسی اصولاً با مطبوعات بیگانه اند ما اگر این ها را یک گام به جلوتر بیاوریم و به این ها یاد بدهیم و عادتشان دهیم که مطبوعات حرف های شما را منتشر می کنند، پس لازم نیست که فحش بدهید و داد بزنید. شما هم مثل آقای فلانی که نویسنده معتبری است این حق را داری که حرف بزنی پس بیا حرف بزن. ببینید شما با این کار او را یک گام به جلو آورده اید. بله در مقیاس با فلان نویسنده و یا فلان اندیشمندی که خیلی جلو است کم است، اما بالاخره یک گام به جلو است به او بیاموزانی که در دنیای امروز شما بهتر است بیايی حرفت را بگویی و داد نزنی. آرام و متین هم حرف بزن چه بلند بنویسی و چه آرام ما آن را منتشر می کنیم ولی لطف کن فقط توهین نکن. من خط مرزی که در گلشن مهر روی آن دقت می کنم فقط این است که توهین به کسی نشود، چه چپ چپ، چه راست راست. بنشینید و مطلب بنویسید و نفر دیگری هم نقد کند اما توهین نه. و هر وقت هم توهین باشد آن توهین حذف می شود و یا مطلب استفاده نمی شود و کاراکتر آن آدم هایی که توهین می کنند دست مان می آید و دیگر از مطالب شان استفاده نمی کنیم. در این مورد از هیچ خط قرمز دیگری استفاده نکرده ایم مگر به لحاظ قانونی که زیر بار حقوقی آن نرویم. تازه اگر همان توهین اگر چاپ شود نشانگر شخصیت خودش است. حضرت علی(ع) می فرماید: کلم الناس علی قدر عقولهم. هرکس به اندازه عقلش حرف می زند و ما اگر بتوانیم کاری کنیم که نشان دهیم عقل و فهم گروه ها و افراد سیاسی از چپ چپ تا راست راست چه قدر است خدمت بسیار بزرگی خواهد بود. ضمن این که حتی ما به بچه های جناح راست استان پیشنهاد کردیم مسوولیت یک نصفه صفحه را بر عهده بگیرند و ما هزینه آن را می پردازیم تا شما حرف های خود را بزنید، خودشان قبول نکردند وگرنه ما این مقدار انعطاف را داشتیم که مطلب شان را بدون آن که دست بزنیم فقط جاهايي که ممکن است برای ما مشکل حقوقی درست کند چاپ کنیم ولی آن ها خودشان علاقمند نبودند و فقط دوست دارند بعضی وقت ها مقاله بدهند که آن هم به ندرت ،اما اگر علاقمند باشند ما حرف هایشان را بیشتر از این هم منتشر خواهیم کرد.
خاندوزی: من هم درهمین زمینه صحبتی دارم دوست دارم هر کدام از دوستانی که دراین مصاحبه شرکت دارند از بچه های جناح راست سئوال کنید که خط و مشی گلشن مهر چه گونه است قطعا به شما خواهند گفت دوم خردادی است. پس گلشن مهر با این که همه مطالب گروه های متفاوت و گاه متضاد سیاسی را چاپ کرده اما از آن میان حرف و صدای خودش هم مشخص و هویدا بوده به این معنا نیست که ما منفعلانه عمل کرده باشیم و فقط مظروفی بوده باشیم.
مکتبی: اصلاً نفس دوم خرداد یعنی همین.
جلیلی: یکی از آموزه های آن است.
مکتبی: بله، تکثر در حرف زدن است.آدم های مختلف حرف بزند. من اصلاً اعتقاد ندارم که فقط به آدم های معروف که متاسفانه الان ما در این دور گرفتار شده ایم میدان بدهیم. نمی خواهم به کسی توهین کنم در حالی که بسیاری از آحاد مردم هستند که سواد بسیاری دارند ما سعی کرده ایم در صفحات اجتماعی و فرهنگی از این روش استفاده کنیم بعضی ها می گویند این ها کی هستند که شما آن ها را بزرگ کرده اید. یکی از دوستان که اتفاقاً مسوول جایی هم هست به یک تعبیر به من گفت هوای ما را هم داشته باشید که من گفتم مطلب بدهید ما استفاده می کنیم ایشان ادامه داد شما حق دارید بعضی وقت ها برخی از افراد را بزرگ کنید. اما من گفتم اتفاقا اصلا هم چنین حقی را به خودمان نمی دهیم که کسی را که حرفی برای گفتن ندارد به او شخصیت بدهیم و او را بزرگ کنیم سعی ما را بر این است تا جایی که جا دارد منطقی رفتار کنیم البته ممکن است بعضی جاها اشتباهاتی کرده باشیم.
خراسانی: آقای مکتبی فرمایش شما در کل قضیه درست است اما وقتی آن را به عنوان موارد جزیی نگاه می کنیم شما فکر نمی کنید به کسانی که برای اصلاحات هزینه کرده اند ظلم باشد که عکس و مطلب و نظر افرادی را بزنیم که ضدیت و دشمنی با اصلاحات دارند؟
مکتبی: آن چه که من از اجتماع و فرهنگ می فهمم تکثر است ممکن است فکر کنید ظلم به کسی می شود ولی شما مطمئن باشید هیچ کس از خواندن چیزی به او ظلم نمی شود مگر آن که خودش ضعیف باشد.
اخلومدی: یعنی میدان تبلیغات فراهم کنیم.
مکتبی: دقیقاً، برای هر کس به اندازه ای که حرفی برای گفتن دارد باید زمینه تبلیغات را فراهم کنیم .ببینید درستش این است که همه هزینه اطلاع رسانی خودشان را بپردازند هر چند هم ما وهم شما می دانید که جامعه هنوز به این بلوغ نرسیده است شما درست می گویید اما اگر بتوانیم این ها را حتی یک قدم به جلو بیاوریم کار بزرگ است شما قیاستان این است چون اصلاح طلبان پیشرو هستند به آن ها ظلم می شود در حالی که وقتی جناح مقابل به جلو می آیند در یک پرو سه ده ساله متوجه می شوید این که تا بیست سال پیش فحش می داد و بدو بیراه می گفت و در خیابان فریاد می زد یاد گرفته که بیاید حرفش را بزند و بنویسد حالا این را چه کسی به او داده است به جز این است که ما دستش را گرفته ایم شما خیلی از نویسندگان که امروز در مطبوعات مطلب می نویسند را با پنج سال پیش مقایسه کنید ببینید آن موقع چه قدر ضعیف بودند. اصلا خود ما ،نسبت به پنج سال پیش خیلی پیشرفت کرده ایم،خیلی فکر کرده ایم تا الان که نیروی تربیت شده داریم یعنی بالاخره باید از یک صفری شروع کرد و بعد به سمت یک ودو وسه و... رفت بعضی ممکن است 16 و17 وحتی بیست شوند.یعنی من تباینی و اشکالی نمی بینم باز هم می گوییم توجه حاض اندیشه های دوم خرداد همین تکثر اندیشه ها در آحاد مردم است.
خاندوزی: به نظر من بالاتر از دوم خرداد این تکثر مورد نظر، از اصول و بن مایه های دموکراسی است. دموکراسی می گوید حکومت مردم بر مردم یعنی بپذیریم به غیر از ما دیگران هم وجود دارند شما اگر در گلشن مهر نگاه کنید با این که دوستان جناح راست هم مطلب وگفتگو داشته اند اما آن چه تلالو داشته قطعا دوستانی اند که برای اصلاحات و تبلور مردم سالاری و تفکر شان هزینه داده اند. چون اعتقاد به پلورالیسم و حضور صداهای متفاوت و متضاد داریم جالب است بدانید بخش دیگری از پلورالیسم گلشن مهر، داشتن مسوول صفحه از همان بدو کارنشریه است. اگر نشریات استان را آسیب شناسی کنیم دوستان به این مرحله نرسیده اند.
مکتبی: من با بقیه نشریات کاری ندارم چون ممکن است بحث نقد ونظر پیش بیاید و سوتفاهم ایجاد شود ولی من از همان ابتدا اعتقاد داشتم فقط باید نظارت کنم و البته آن اشتباهی که خیلی جاها بسیاری از دوستان مرتکب می شوند مرتکب نشوم یعنی سعی کردهام سیستم را به سوی رشد بهتر و بیشتر ببرم.خیلی ها درگیر این هستند که نشریه ما با ده نفر چه جوری در می آید در حالی که دقت نمی کنند مثلا آقای خاندوزی مسوول صفحه سیاسی ما نزدیک به پنج سال است این صفحه را در می آورد و یا آقای جلیلی صفحه خانواده و ادبیات را در می آورد این جلیلی مطمئناً آدم پنج سال پیش نیست من خودم هم آدم پنج سال پیش نیستم.
ما متاسفانه در شرایطی داریم کار می کنیم که همه دیر می آیند و می خواهند زود بروند که این بزرگترین آفت برای کار فرهنگ است تازه ما پنج سال پیش شروع کردیم من با همان امیدی که الان دارم کار میکردم و شاید چون سن وسالم کمتر بود به همان نسبت انگیزه ام بیشتر بود ولی اصلا در کارم شتاب نداشتم ما مصداق این مثل معروفیم که رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. من فکر می کنم بیشترکادر تربیت کرده حرفه ای در مطبوعات استان گلستان را ما داریم. الان شش مسوول صفحه داریم که من بدون آن درگیر با تمور باشم خودشان کار را انجام می دهند،چرا؟ چون تربیت شده اند وراه رفته اند. خود من هم تربیت شده ام ،راه رفته ام و خیلی چیزها را یاد گرفته ام. الان دو نفر صفحه آرا داریم. اگردقت کنید آماده کردن این نفرات وقت برده ،تربیت آدم و یادگیری فنون برخلاف ساخت وساز ساختمان ها که ممکن است چند روزه تمام شود،وقت می برد که ما این وقت را گذاشته ایم در واقع مدنی برخورد کردیم اگر هر کدام ا زبچه های ما یک NGO باشند الان ما شش یا هفت نفر مغز متفکر داریم که هر کدام کار خودش را انجام می دهد وزیر مجموعه خودشان را دارند به هر حال من خیلی درگیر با مجموعه نبستم ضمن این که از ابتدا هم فکر کردم به لحاظ حرفه ای سرل ها- آن جاهایی که به وقت اختلاف رای ممکن است ضرر برساند- درست بچینیم چون ممکن است دو تا مسوول صفحه با هم اختلاف پیدا کنند و کار رئی زمین بماند و یا سردبیر با مدیر مسوول اختلاف پیدا کند. سر پل ها را کسانی بگذارم که هیچ وقت احتمال تغییرشان وجود نداشته باشد. مثلا خانم من مدیر داخلی است که به هیچ وجه ممکن اختلاف پیدا کنیم مگر در زندگی مشکل پیدا کنیم و یا در صفحه آرا که برادرانم هستند هم چنین، چون در حال حاضر بسیاری از نشریات استان از این بابت مشکل دارند. یعنی سیستم را به گونه ای برنامه ریزی کرده ایم که اگر حرف من درست باشد بقیه اکو کنند جوری نباشد که طرف مقابل حرف دیگری بزند وقتی همه به این نتیجه رسیدیم این حرف درست است آن را انجام دهیم .البته این مسایل خیلی هم پیچیده نبوده و در میدان باز عمل کرده ایم همین الان اگر نیروهای کاملا راست هم اگر بخواهند می توانند در نشریه ما کار کنند.
خراسانی:آقای مکتبی من احساس می کنم یک مقدار نا پایداری درکادر گلشن مهر همیشه وجود دارد یک دوره را خود شما اشاره کردید که به خاطر مشکلات مالی بود در مقطع بعدی سردبیری را آوردید که سوابق روشنی را هم داشت یعنی آقای اخلومدی و پیرو ایشان یک عده دیگر وارد نشریه شدند که افکار خیلی تندتری داشتند حتی جلوتر از جریان دوم خرداد.حالا خوب است صحبتی هم روی این قضیه داشته باشید که چه طوری توانستید این ها را با خودتان آداپته کنید.چون شما بیش از همه به عنوان یک آدم فرهنگی مطرح هستید به خاطر همین مواضع سیاسی که می گیرید به میانه مربوط می شود.با رفتن آقای اخلومدی و تیمش از نظر محتوا خیلی به چشم نمی آید که دچار کمبود شدید ولی رشد خاصی هم نداشتند و با روزنامه شدن گلشن مهر رشد جدیدی را از خودش نشان داد .من از شما خواهش به این سه چهار تا سوال من پاسخ دهید.
مکتبی: عرض شود یکی بحث نیروهاست ببینید گفتم که من مراکز اصلی را به گونه ای چیده ام که تغییر نکند یعنی تجربیاتشان از دستم نرود اما نیروها هم برایم خیلی مهم هستند هر چند شما می گویید نیروها به گلشن مهرمی ایند و می روند.به همین سادگی هم نیست من هر کس را که احساس کنم با من علاقمند است کار کند حتما برایش میدان را باز می کنم قطعاً ضرر نخواهم کرد .این خیلی مهم است یک نفر می آید با من کار می کند می بینم به زندگی اش دارد ضرر وارد می شود ،کاری می کنم که خودش برود بخشی از نیروها که رفته اند به این خاطر است چون خودشان احساس کرده اند.نکته دوم این که هر نیروی جدیدی که وارد تشکیلات می شود ومی خواهد مسئولیت های کلیدی را بگیرد یک اصل اساسی را با آن ها در میان می گذارم حالا آقای اخلومدی هم هست می تواند در همین مصاحبه بپرسید. و آن این که در طی کار باید با هم صادق باشیم .شعار همیشگی من در نشریه این بود کسی که اولین دروغ را می گوید بهتر است آخرین دروغش باشد وبگذارد برود.خیلی پیچیده نیست ما چون در زندگی اجتماعی صداقت و انسانیت را تجربه نکرده ایم پس به نظرمان عجیب وغریب به نظر می رسد شاید آقای اخلومدی یادش باشد یک بزرگواری برای ما اتفاقا آگهی های خوبی هم می گرفت یک دروغ بزرگی گفت من به آقای اخلومدی گفتم عذرش را بخواه و او را اخراج کن .بعد معلوم شد دروغش چنان هم غلیظ نبوده و در نشریه ماندگار شد و مدت بیشتری کار کرد اما فهمید که در گلشن مهر اولین دروغش آخرین دروغش است حتی اگر تلفن چی گوشی را بردارد و حرف را از آن چه که هست غلیظ تر انتقال داد این خودش جرم است .
شاید شما بگویید ما داریم اغراق می کنیم اما همین امور جزیی جدی گرفته می شود.اصول انسانی چه از طرف مدیر داخلی و مسوولین صفحه ها جدی گرفته می شود . اگر ما خودمان انسانی و توسعه یافته رفتار نکنیم نباید خیلی از دیگران انتظار داشته باشیم ضمن این که صحبت می کنیم و جلسات داخلی با کارکنان نشریه می گذاریم چون طی این جلسات هم من وهم بچه ها از هم یاد می گیریم و سعی می کنیم به یک حد منطقی برسیم.
اما بخش دوم صحبت شما که برخی از نیروها آمدند تاثیرگذار هم بودند.توجه داشته باشید یک غنچه یک روز می آید و طی روزگاری باز می شود تبدیل به گل می شود و دیگر غنچه نیست یعنی هرکسی یک فرایندی دارد، آمدنش احساساتی نیست و لزوماً رفتنش هم احساسات برانگیز نیست در چارچوب منطق کار کردن هم آمدن وهم رفتن خوب است مثلا آقای اخلومدی وجودش در گلشن مهر خیلی مثمر ثمر بود و چرا؟ به جهت این که به اعتقاد من به یک سیستم سالم وارد شده و نشریه را به جلو حرکت داده،با آمدن ایشان فضای ما چه به لحاظ قطع نشریه و چه به لحاظ فضای اداری گسترش پیدا کرد.اما بعد از حدود یک سال یا یک سال ونیم به این نتیجه رسید که سیستم به حدی رسیده که اگر ایشان مراسم تودیع گرفتیم و قدردانی کردیم اعتقاد هم داریم آدم بسیار خوبی هستند.آدم نباید نمک نشناس باشد و هنوز هم در روابطمان دوستی مان را حفظ کرده ایم با این که همان موقع می گفتند ایشان عنصر خطرناکی است اما در مورد من هم ممکن است همین حرف ها را بزنند در مورد شما هم همین طور،ولی درستش این است که آدم ببیند با فردی که کار می کند آیا معادلاتشان با هم می خواند؟ به هر حال اساس کار در گلشن مهراین جوری است هر دیدگاه سیاسی که داشته باشیم پشت دردفتر می ماند وقتی توی نشریه آمدیم کار حرفه ای خود را انجام می دهیم. اگر خبر جالبی در مورد استاندار یا در مورد نماینده مجلس بودآن را کار می کنم و صد البته تا حدودی هم ملاحظات فرهنگی اجتماعی منطقه را هم در نظر داریم.
اخلومدی: این که آدم خودش تجربه کند خیلی مهم است من هم هیچ وقت به حرف دیگران گوش نمی کنم و به تجربه فردی اعتقاد دارم.
مکتبی: (می خندد) من یک شعار دارم که هم در زندگی شخصی و هم در نشریه آن را رعایت می کنم و آن این که با روش خودم دیگران کار می کنم نه این که با روش دیگران خودم را تنظیم کنم و چارچوب مشخصی هم دارم مثلا کسی که می آید با ما کار می کند نباید نفی دیگران در دستور کارش باشد.شما هم اگر باشید و به شما بگویند در این بخش ها دیگران را نفی کرده ای قبول می کنی.چرا؟ چون ما از همان ابتدا صحبت کرده ایم که انسانی برخورد کنیم و با هم صادق باشیم فرد مقابل هم بپذیرد.صداقت مطلب پیچیده ای نیست و خواهد پذیرفت .یا در مورد گروه های سیاسی بی طرف باشد،من خاطرم هست یک بار به یکی از دوستانی که صفحه سیاسی ما را می گرداند به ایشان گفتم صفحه به یک گروه خاص سیاسی گرایش پیدا کرده است که ایشان اول نپذیرفت بعد از این که مقالات را آنالیز کردم که مثلا از این گروه شش مقاله طی سه ماه چاپ شد،و از فلان گروه مثلا ده مقاله، و یا گروه دیگر فلان مقدار چاپ شده قبول کرد.نشان می داد ما تعادل را بین گروه های سیاسی استان حفظ نکرده ایم.چرا پذیرفت؟چون ما اصل را بر صداقت گذاشته بودیم وبعد از آن هم سعی آن افراط را تعدیل کنیم جالب است بدانید این جریان فقط طی رو سه ماه بود در همان مدت از بیرون هم به من فشار زیادی می آوردند که آقا با این افراطی گری ها برخورد شدیدی کن، اما من می دانستم زندگی و یا کار اجتماعی یک دوره است یک دوره است یک روز و دو روز نیست در واقع سیستم است و اصلا یک عمر است وقتی شما می خواهید سی سال کار فرهنگی کنید باید برای روز آخر سال سی ام هم حرفی برای گفتن داشته باشی.در این میان آدم ها را تربیت کنی و با آن ها کار کنی و با آنها رفتار وتعامل داشته باشی و اصلا خودت بیاموزی.
جلیلی: شما از تربیت نیرو خیلی حرف زدید در همین جا سوالی پیش می آید وآن این که تربیت و آموزش چه قدرعلمی و منطبق بر اصول روزنامه نگاری امروز بوده است. من چون خودم در این فضایی که شما توضیح دادید کار کرده ام احساس می کنم تربیت شما بیشتر اخلاقی بود تا آموزش اصول روزنامه نگاری.مثلا شما اصطلاح اتومید را شنیده اید؟ این آخرین روش روزنامه نگاری است .بدین معنی که دست اندر کاران یک نشریه به ویژه کادر تحریریه آن در منزل نشسته اند و با کامپیوتر مطالب خود را به دفتر نشریه می فرستند،بدون آن که سردبیر کسی را ببیند. حالا سوال من این است شما چه قدر می خواهید به این فضا نزدیک شوید؟
مکتبی:ما اگر الان سایت کامپیوتری می داشتیم و بودجه آن فراهم بود من مطمئن هستم به همین روش عمل می کردیم.اگر شما معنای این کار را حرفه ای گری می دانید من هم این جوری فکر می کنم. یعنی من مطمئنم صفحه خانواده، ادبیات،هنر، سیاسی و... درست تر از این که هست در می آید. من الان هیچ دغدغه ای ندارم .شما اگر معنای حرفه ای گری را این بدانید که یک نشریه، مطالبش در یک مکان و یک جای دیگر صفحه آرایی شود و جای سومی چاپ شود و من فقط از دور نظارت می کنم، الان در گلشن مهر خود شما هم می بینید همین روش اجرا می شود.مثلا خود شما آقای جلیلی،من به عنوان مدیر مسوول آیا در مطالب صفحه شما دخالتی می کنم؟ قطعا خواهید گفت نه. من فقط نظارت می کنم.
بهر حال آن چه را که می بینید چون امکانات نداریم با این بضاعت است،یعنی وقتی در داخل خود دفتر نشریه به اینترنت وصل نیستیم خیلی نباید انتظار داشت .این که من می گویم نیرو تربیت کرده ایم،ببینیم تربیت نیرو را چه چیزی تعریف می کنیم.اگر منظور شما این است که پس از پنج سال کار،آیا 6 نفر نیروی حرفه ای،راه افتاده جا افتاده که دست چپ وراست خود را در کار مطبوعاتی می دانند دارید؟من قاطعانه می گویم بله.من بدون آن که اغراق کنم مطمئن هستم بچه هایی که با ما کار می کنند به راحتی می توانند در حرفه ای ترین نشریات کشور همکاری نزدیک داشته باشند .حتی یک سروگردن از آن ها بالاتر باشند.من این عرایض را بدون هیچ گونه شکسته نفسی خود خواهانه ای دارم عرض می کنم .آقای خاندوزی،آقای جلیلی،خانم مسلمی پور،و... این دوستان در سیستم گلشن مهر پرورش یافته اند و مطمئنم هر کجا که بروند منبع خیر خواهند بود.
مثلا همین آقای خراسانی که این جا نشسته است. در گلشن مهر رشد یافته اما وقتی به جای دیگری رفت من یاد گرفته های او را ظهور و بروز نمی بینم پس نشان می دهد من خیلی دست نداشتم ام بلکه سیستم به وجود آمده باعث شده بچه ها رشد پیدا کنند.اگر بخواهیم مثال بزنیم کار من مثل مربی فوتبال است که کنار زمین بنشینم و به بازی بچه ها نگاه کنم مثلا آقای جلیلی هافبک خوبی است اما اشتباها او را در نوک حمله گذاشته اند من با یک تغییر تاکتیکی او را در پست هافبک بیاورم .آن وقت بقیه دوستان ممکن است بگوید چرا ما بهاین فکر نرسیدیم؟ البته همین مجموعه ممکن است در یک سیستم دیگر کار کنند اما جواب ندهد.
جلیلی: نشریات محلی ما مثل گیاهان خودرو و وحشی هستند که گاهی این گل های خودرو خیلی قشنگ تر و خوشگل ترند و تناسب بین این ها عجیب و از جنس دیگر است.حالا،آیا ما قصد نداریم این گل ها را رشد دهیم و به اصول علمی نزدیکتر کنیم.مثلا نشریات سراسری ایران،همه می دانیم که حداقل از نظر صفحه آرایی در جهان قابل توجه هستند آقای مکتبی آیا شما قصد ندارید بچه ها را به این افق ها نزدیکتر کنید؟
خاندوزی:آقای جلیلی منظورشان این است کسی که در نشریه ای کار می کند به اندازه کسی که فارغ التحصیلی روزنامه نگاری سواد داشته باشد و با نظریات جدید روزنامه را فرا گرفته باشد.
مکتبی: متوجه شدم. ببینید فرآیند یادگیری در وجود آدم فرآیندی مقطعی نیست ،چه آن بازیکنی که در زمین دارد بازی می کند و چه مربی که بیرون از زمین ایستاده است،همه باید در حال یادگیری باشند.به نظر من تفاوت آدم ها در همین است.مثلا آن چه من مشخصا از مرحوم قندهاری یاد گرفتم همین بود. هر وقت ایشان را می دیدم یک مطلب جدید را یا یادگرفته بود یا داشت یاد می گرفت. این مساله خیلی مهم است. من خودم هم همین طور هستم این که می گویید باید این گونه باشد بله،هم من وهم بچه های نشریه باید همیشه در حال یادگیری باشیم. هرکس حوزه فهم بیشتری را به روی خودش ببندد آغاز تمام شدنش است .یعنی اگر شما سه بار با کسی برخورد کنید و ببینید هر سه بار حرف تکراری می زند دیگر حرفش را گوش نمی کنید. اگر شما می بینید گلشن پیشرفت کرده این پروسه را طی کرده است. در ضمن شما باید توجه داشته باشید روزنامه نگاری از آن دسته کارهایی است که مصادیق آن را می توانید ببینید. یعنی لازم نیست مثلاً صفحه آرای ما حتما در کلاس های آن چنانی شرکت کند نمونه کار روزنامه هایی چون جامعه،توس،ملت،شرق،یاس،نو،و... وجود دارد و به نظر من روزنامه نگاری از جمله مشاغل منحصر به فردی است که همه چیز آن رواست برای همین تجربیات آن خیلی سریع منتقل می شود .در همین جا خوب است یادی کنیم از نشریه گلستان ایران که متاسفانه تعطیل شد ما در آن اوایل دقت می کردیم که ببینیم آیا گلستان ایران نسبت به ما یک قدم جلوتر رفته است یا نه اما پس از مدتی برای ما عادی شد چون ایستاد و پیشرفت خاصی نکرد. برای همین به دنبال نشریات دیگر رفتیم. اما متاسفانه فضای موجود به گونه ای است که آدم کمتر یاد می گیرد.
خاندوزی: در این جا خوب است به یک نکته مهم اشاره شود و آن این که برخی از مردم اعتقاد دارند نشریات به طور اعم سکوی پرش هستند مثلاً مدیر مسوول فلان نشریه در آینده می خواهد نماینده مجلس شود و یا این که به در آمد سرشاری برسد، آقای مکتبی من شخصاً از شما می پرسم این منافعی که برای گلشن مهر فراهم می شود طبیعی است و یا این که خود شما به دنبال منفعت هستید؟
مکتبی: من همیشه تلاش کرده ام کارم کاملا منطقی، عقلانی و در چارچوب اصول انسانی باشد حالا ممکن است نتایج خوبی هم داشته باشد. هیچ کس بدش نمی آید از نتایج خوبی که ممکن است در زندگی به آن ها دست یابد و ممکن هم است نداشته باشد. ضمن این که من اگر کارم را خوب انجام دهم ممکن است موفقیت های بعدی را به دنبال داشته باشد. اگر در همین گامی که هستم موفق عمل نکنم مسلماً در گام های بعدی موفق نخواهم بود.
خاندوزی: من فکر می کنم یک چالش بسیار مهمی در برابر گلشن مهر وجود دارد وآن این که گلشن با توجه به امکانات استان همه راه ها را رفته است، تحریریه کامل دارد، دبیر سرویس دارد، عکاس مخصوص خود را دارد، مجموعه صفحه آرایی دارد،سه روز در هفته چاپ می کند، و... آیا مکتبی آیا تا به حال فکر کرده اید، خب بعدش چی؟
مکتبی: گام بعدی این است که ما هفته ای پنج شماره منتشر کنیم. یکی از عمده ترین دلایل ما این است موقعی که تا همین چند ماه پیش هفته نامه بودیم فضا برای چاپ همه مطالب رسیده کم می آوردیم و می دیدیم هم بعضی از بچه های نشریه و هم دیگران متوجه این معذورات نبودند به خاطر مین بویژه در حالت هفته نامه بودن،عدم انتشار برخی از مطالب ،دیگران و بچه های نشریه باعث سرخوردگی روحی وروانی شده و همین باعث شده بود ربت و شادابی گذشته خودشان را از دست بدهند حتی در بعضی از صفحات ما کاملا این قضیه نمود داشت.
در این جا بود که با همان استراتژی منطقی که داشتم به سوی روزنامه شدن رفتیم علیرغم این که خیلی ها می گفتند سه روز در هفته جواب نمی دهد یعنی همه فکر می کردند اولین مشکل ما کمبود مطلب خواهد بود. می گفتند حتی اگر شما بتوانید آگهی بگیرید با کمی مطلب مواجه خواهید شد. جالب است بدانید آن ها که خیلی حرفه ای و به من نزدیک بودند می گفتند دو شماره در هفته منتشر کنید اما من می دانستم که مشکل مطلب پیدا نخواهیم کرد چون اعتقاد داشتم حجم نیرویی که ما داریم اگر چه از بیرون که نگاه می کنند چیزی نیست ولی این نیروها می توانند از عهده کار برآیند ما در مقطع حدود 120 درصد اضافه تولید داشتیم یعنی از 8 صفحه در هفته به 18 صفحه در هفته رساندیم که خوشبختانه توانسدیم روی پای خودمان بایستیم. همین الان هم اگر مشکل آگهی نداشته باشیم به راحتی هفته ای سه شماره 6 صفحه ای می زنیم و به نظر من این مقدار کار برای استانی مثل گلستان گام بلندی رو به جلو است.یعنی در استانی که هنوز مشکل نبود چاپخانه اش حل نشده ،سیستمی وجود داشته باشد که هفته ای سه روز اطلاع رسانی کند کار شاقی است. اگر می بینید گاهی اوقات چهار صفحه می زنیم به خاطر این است که می خواهیم دخل وخرج نشریه یکی شود.در واقع قصد نداریم شتاب زده به جلو برویم که موجب درهم شکستگی یک تشکیلات شود. گر چه عمر به شتاب می گذرد اما وقت برای پیشرفت هست شش ماه یا یک سال برای تولید یک کار بزرگ فرهنگی وقت زیادی نیست.
خاندوزی:آقای خاندوزی من می خواهم سوالی بپرسم که در واقع جواب آن را می دانم اما برای این که درمطبوعات گلستان ثبت شود می خواهم از شما بپرسم بازتاب توزیع نشریه در استان مازندران چگونه بوده؟ چون همان طور که همه می دانیم برای اولین باراست که یک محصول فرهنگی از مازندران شرقی سابق به طرف استان مازندران می رود.
مکتبی: بر خلاف پیش بینی های اولیه ،بازتاب خوبی داشته است ،یعنی نشان می دهد سیستم استان مازندران بسیار توسعه یافته تر از استان گلستان است. بویژه مجموعه نظام اداری آن سریع تر از آن چه فکر می کردیم با ما ارتباط برقرار کردند. البته آقای جعفری که سرپرستی ما را در مازندران به عهده دارد خود تجربه زیاد و ارتباطات خوبی دارد.
جلیلی: من هم درهمین جا یک سوالی دارم و آن این که جایگاه مردم در نشریه چه قدر است؟ نشریات محلی اخبار ادارات مختلف را چاپ می کنند تا این جا بحثی نیست اما آیا ما از مردم اخبار و گزارش هایشان را می زنیم یعنی مردم و مسائل شان چه قدر در نشریه بازتاب دارند؟
مکتبی: حقیقتش این است ما سعی می کنیم تاملی منطقی و درست داشته باشیم اما بالاخره وقتی رد خاص این کار وجود نداشته باشد نمی شود کاری کرد شما هم به عنوان مدیر مسئول نمی توانید کار خاصی انجام دهید. من فکر می کنم در بخش گزارش های خاصی که مسائل و مشکلات را پیگیری کند نقص داریم.مثلا دو سه سال پیش به یکی از بچه ها پیشنهاد کردم ستونی به نام (چیشنهاد از شما-پیگیری از ما) در بیاورید که نشد. به هر حال در آوردن چنین ستونی مستلزم آن است که شما یک آدم حرفه ای با حقوقی مشخص داشته باشید.ما سخت به این نیاز داریم یک گروه گزارش داشته باشیم که منتظریم زمان بگذرد تا ازبین افرادی که پیش ما می آیند گروه مورد نظر را جمع کنیم.برای همین به دنبال حتی افرادی که اندکی استعداد روزنامه نگاری دارن هستیم و از آن ها می خواهیم تا با ما کار کنند که مشکل ما برطرف شود به همین دلیل به دیدگاه و بینش افراد خیلی کار نداریم بلکه کارو محصول حرفه ای برای ما مهم است اما بپذیریم که استان نوپاست و نباید به مشکلات مردم توجه داشته باشیم. ولی مساله مهم این است که همه کار مردم مشکلاتشان نیست مردم نیاز به تربیت روحی وروانی، آرامش، و خواندن مطالب متنوع دارند و ما سعی کرده ایم به این نکته بپردازیم.

