تبليغاتX
دشت - ناگهان و اذان

جوانتر که بودیم بیشتر به دنبال داستان و شعر هم بودیم. و حالا پس از سال ها شعر رجعت دوباره ای دارد.

ناگهان و اذان

ناگهان منتشر!

در آغوش هوا

بانگ بلند!

بیدار کرده ای جوانه را.

دست تازده ی صبح را

به ترتیب آب؛

سجده کرده ای.

به افق بلال! صدای صبح می چمد

در آغوش هوا

اذان شده ای.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:18 قبل از ظهر توسط |