جوانتر که بودیم بیشتر به دنبال داستان و شعر هم بودیم. و حالا پس از سال ها شعر رجعت دوباره ای دارد.
ناگهان و اذان
ناگهان منتشر!
در آغوش هوا
بانگ بلند!
بیدار کرده ای جوانه را.
دست تازده ی صبح را
به ترتیب آب؛
سجده کرده ای.
به افق بلال! صدای صبح می چمد
در آغوش هوا
اذان شده ای.